به خاطر جثه ظریفم به من گواهینامه ندادند، پهلوان شدم!
از استعدادها و فرصتهایی که سر راه زندگیاش پیش آمده، بهخوبی بهره برده است. گواه این ادعا حضور پررنگ او در میادین مختلف ورزشی است؛ از ورزش باستانی و حضور در گود زورخانه گرفته تا ورزش شنا و شیرجه و تنیس.
او که سعی کرده در تمام این رشتهها، بهصورت جدی وارد شود و در رشته شنا، صاحب عنوان کشوری است، بیشترین تمرکز و سابقه ورزشی را در ورزش زورخانهای دارد. این ورزشکار، بهخاطر داشتن بیش از ۴۰ سال سابقه در ورزش زورخانهای و ۶۱ سال سن، حالا میداندار و مسئول گود جوانان و پیشکسوتان زورخانههای شهلافتی و خیبر و مولای متقیان است و احترام ویژهای در بین ورزشکاران این رشته دارد.
احمد جاودانی، شهروند محله حجابِ قاسمآباد درست ۴۳ سال پیش، وقتی ۱۸ سال داشته، مرشد تپلمحله با دیدن ناراحتی او، دستش را میگیرد و به گود «بهرامی» میبرد؛ گودی که بهمرور، از او پهلوان پیشکسوت امروز را میسازد.
او درباره آن سالها و شروع کار ورزش زورخانهای میگوید: «قرار بود کمی روی فیزیک بدنیام کار کنم، اما منش و مرام جوانمردی در ورزش باستانی، مرا برای همیشه جذب خود کرد. گود بهرامی اولین گودی بود که تجربه کردم و میرزای عسکری هم چموخم کار را به من آموخت. چندوقتی آنجا بودم و مدتی بعد برای ادامه تمرینها به گود توس در میدان بیتالمقدس رفتم و همزمان در چند رشته ورزشی دیگر هم وارد شدم.»
مرشد تهپلمحله دستم را گرفت و به باشگاه بهرامی برد
و، اما ماجرای آشناییاش با مرشد تپلمحله به این صورت بوده که در روزی خاص، درحالیکه ناراحت و ناامید بوده، با او برخورد میکند؛ «روزی را که برای گرفتن گواهینامه به اداره راهنماییورانندگی رفتم، هیچوقت از یادم نمیرود. با اینکه ۱۸ سال داشتم، آنجا آب پاکی را روی دستم ریختند و گفتند تو هنوز بچهای و برو پی کارَت، درصورتیکه همسنوسالهای من که جثه درشتتری داشتند، بهراحتی گواهینامه گرفته بودند.
موقع برگشت به خانه، میرزای عسکری را در خیابان دیدم. آن زمان در محله نوغان زندگی میکردیم و میرزای عسکری که در همسایگی ما بود، مرشد و پیرمردی زندهدل بود. وقتی قیافه ناراحت مرا دید، احوالم را پرسید. من هم سیر تا پیاز ماجرا را برایش تعریف کردم. به من گفت غصه نخور.
دست مرا گرفت و با هم به باشگاه بهرامی در بست بالاخیابان رفتیم. تصمیم گرفتم برای اینکه بدنم قوی شود، یک سال در این باشگاه ورزش کنم، اما به ورزش باستانی علاقه پیدا کردم و در این رشته ماندگار شدم.»
عضو تیم شنای مشهد شدم
در همان باشگاه، استخری هم بود که دوقِران میدادیم و شنا میکردیم، اینطور شد که در کنار ورزش زورخانهای، به شنا هم مشغول شدم و، چون تروفرز بودم، خیلی زود با فنون آن آشنا شدم و هرجا استخری بود، میرفتم. یادم هست در مسابقه همان استخر، نفر دوم شدم.
یکبار که به استخر سعدآباد رفته بودم، یکی از استادان شنا به نام حسینی هم آنجا بود. نامونشان مرا پرسید و گفت تحتنظر کدام استاد، آموزش میبینی؟ وقتی فهمید که بهصورت تجربی شنا را یاد گرفتهام، از من برای عضویت در تیم مشهد و شرکت در مسابقات، دعوت کرد. بعد از آن در سال ۱۳۴۸ در مسابقات شهری شنای مشهد، نفر دوم شدم. این را هم بگویم که همزمان کوهنوردی هم میکردم.
داور و مربی بینالمللی در رشته شنا و شیرجه
سنش که افزایش مییابد، بهدنبال یافتن کار و شغلی مناسب، گواهینامه میگیرد و بهگفته خودش پس از طی هفتخان رستم، در شرکت اتوبوسرانی استخدام میشود، اما شاغل شدنش، او را از پرداختن به ورزش بازنمیدارد؛ «تمرینهایم برای مسابقات شنا ادامه داشت. در مسابقات تیمی کارگران کشور در بخش کرال سینه شرکت کردم که اول شدیم.
دو بار دیگر هم در انتخابی کشور و در بخش انفرادی، نفر اول شدم. ضمن اینکه ورزش شیرجه هم، بهخاطر هیجان خاصش جزو علاقهمندیهایم شد. پس از اینکه همه بخشهای شنا را یاد گرفتم و سنم بیشتر شد، شوق یاد دادن تجربههایم به کوچکتر از خودم را پیدا کردم، بنابراین در رشته شنا و شیرجه، داور و مربی بینالمللی شدم.
عضو علیالبدل فدراسیون شنا هم شدم و حدود ۲۰ سال مسئول کمیته شیرجه استان خراسان بزرگ بودم. تیمهایی را که برای مسابقات کشوری شنا و شیرجه میبردم، اول یا دوم میشدند؛ مثلا تیم پنجنفره شیرجه، در مسابقات کشوری که در شیراز به اجرا درآمد، نایبقهرمان کشور شد.»
پهلوان جاودانی که در تمام این مدت، همچنان به ورزش زورخانهای مشغول بوده، سال ۸۰ بهعلت بیمهری مسئولان به فعالیتهایش در شنا، با این ورزش خداحافظی میکند و در حال حاضر، نجاتغریق یکی از استخرهای مشهد است.
اعتقاد مردم به معنویت ورزش زورخانهای
میدانداری، کاری است که حالا پهلوان جاودانی در گودهای شهلافتی، مولای متقیان (ع) و خیبر انجام میدهد؛ کاری که از عهده هرکسی برنمیآید و فرد باید خاک این میدان را خورده باشد تا به این جایگاه برسد؛ «در ابتدا و پیش از شروع ورزش، از بزرگترها رخصت میگیرم.
هرگونه ورود و خروج به گود باید با اجازه میداندار باشد. ختم ورزش را میداندار با اجازه بزرگترها و حضار اعلام میکند و برای دعا کردن، تعارف و پیشنهاد میکند که یکی از پیشکسوتان حاضر در گود، مراسم دعا را انجام دهد.»
وی این ورزش و مکان گود و حتی ادواتی را که در آن بهکار میرود، مقدس میخواند؛ «موقع ورود به گود، باید سر را خم کنی و این یعنی با تواضع باش و کبر را همانجا بگذار و بیا. در گذشته بسیاری از افراد، درباره زورخانه اعتقادات خاصی داشتند و به همین علت به آن مسجد دوم میگفتند و گاهی افراد عادی، بیماران خود را به کنار گود میآوردند تا بهدلیل دعاها و اذکاری که خوانده میشد و فضای معنوی گود و نیز توسل به پروردگار و ائمهاطهار (ع) بهخصوص مولای متقیان علی (ع)، بیمارشان بهبود پیدا کند.»
بهدنبال گرفتن رتبه نبودهام
او که حالا از احترام ویژهای در بین ورزشکاران این رشته برخوردار است، درباره خودش و اینکه چطور شده زورخانههایی که او در آنها میدانداری میکند، این احترام را برایش قائل هستند، میگوید: «بهحرمت اینکه بیش از ۴۰ سال در گود بودهام و الان هم میداندار و مسئول گود جوانان و پیشکسوتان شهلافتی و مولای متقیان (ع) و خیبر هستم، برایم احترام ویژه پیشکسوت را میگذارند و خیلیها اصرار میکنند با تحویل مدارکم به فدراسیون پهلوانی و زورخانهای، رتبه رسمی بگیرم؛ چراکه معتقدند با این سابقه میتوانم رتبه خوبی بهدست بیاورم.
اما من هیچوقت بهدنبال ثبت رسمی عنوانم نبودهام؛ چون اعتقادی به رتبهبندی ندارم و بهنظرم، این کار با روح ورزش باستانی منافات دارد و اگر روزی بتوانم باشگاهی تاسیس کنم، آن را به شکل هیئتی و بدون رتبهبندی اداره میکنم؛ یعنی براساس سابقه، سنوسال و پیشکسوت بودن، به ورزشکاران احترام میگذارم.»
شنو کردن، میل گرفتن، میلبازی، چرخ زدن، پای زدن، تخته و کشتی، برخی بخشهای این ورزش سنتی است که درمیان آنها پهلوان احمد، در تخته گرفتن و کار با تخته مسلطتر است، در آنها مهارت بیشتری دارد و این بخش را که سختترین قسمت از دید اوست، دوست دارد.
محرومیت یکساله
حرف از خاطرات تلخ و شیرین گود و حوادث ورزشی که پیش میآید، پهلوان جاوید از حادثه دو سال پیش میگوید: «در حال چرخ زدن بودم و بعد از اینکه هزار تا چرخ زدم، بلافاصله شروع به زدن چرخ تیز کردم. ۱۰۰ چرخ که تیز زدم، زانویم بهشدت آسیب دید و بهمدت یک سال نتوانستم این حرکت را انجام دهم.»
جاودانی که برخی اهالی محله حجاب، او را بهعنوان ورزشکار میشناسند و برخی از آنها از این موضوع بیخبر هستند، در حوزه مسابقات باستانی، کارنامه درخورتوجهی دارد؛ «سال گذشته عضو تیم پیشکسوتان بودم که در لیگ سراسری کشوری، رشتههای باستانی از دسته ۲ به لیگ دستهیک صعود کردم.»
این باستانیکار در ادامه به حضور کمرنگش در کشتی هم اشاره میکند؛ «همان سالهای اول که وارد ورزش باستانی شدم، گاهی در مسابقات کشتی هم شرکت میکردم. یکبار در مسابقات کشتی ادارات شرکت کردم و اول شدم.»
خانواده ورزشکار
علاقه وافرش به ورزش، سبب شده است علاوه بر ورزش باستانی، کشتی و شنا، سر از رشته ورزشی دیگری هم دربیاورد؛ «سوارکاری را قبل از انقلاب یاد گرفتم و تنیس هم از ورزشهایی بوده که برای دل خودم، دنبال کردهام، حتی میز و تجهیزات آن را خریده و در خانه گذاشتهام و گاهی بهصورت خانوادگی مسابقه میدهیم. همسر و دخترانم هم بهخوبی به شنا و تنیس مسلط هستند.»
مرام نامه ورزش پهلوانی
جاودانی، مرامنامه خاص خودش را در ورزش و زندگی دارد که به چند اصل آن اشاره میکند:
فتوت و جوانمردی، پایه و ستون ورزش باستانی است.
امتیاز یک ورزشکار باستانی با توجه به جوانمرد بودنش، سنجیده میشود.
هرگز احترام را گدایی نکنیم؛ اگر محترم باشیم، بیاحترامی نمیبینیم.
از بزرگان و پیشکسوتان مهم، سوءاستفاده نکنیم.
برای بالارفتن، پا روی سر کسی نگذاریم.
افراد بزرگ از بزرگی خود شگفتزده نمیشوند؛ این افرادِ کوچک هستند که از بزرگی خود درعجبند.
*این گزارش چهارشنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۵ در شماره ۲۰۴ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.


