زورخانه

دکان کفاشی «علی‌ خاکساری» در خیابان دریادل که طول و عرضش از دو متر بیشتر نمی‌شود و اگر ویترین آن پر است از کفش‌های کهنه، دیوارش پر است از عکس‌های زورخانه و گود و پهلوان‌ها.
«زورخانه امیرکبیر»؛ یکی از معدود باقیمانده‌های نسل زورخانه‌های مشهد است. در و دیوار این زورخانه به عکس چهره‌هایی مانند سلمانی، طوسی، سخدری، زندی، نوری، رزاز، قمی، توکل‌زاده، شورورزی که در این زورخانه ورزش کرده‌اند مزین است.
جواد صبوحی سال‌هاست بخشی از خانه آپارتمانی‌اش را به زورخانه تبدیل کرده تا این آیین پهلوانی قدیمی نفس بکشد. این‌جا میان ضرب مرشد و نام علی (ع)، فقط عضله ساخته نمی‌شود دل‌ها هم به هم نزدیک‌تر می‌شوند.
جواد صبوحی می‌گوید: هر وقت گل‌ریزان برپا کرده‌ایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کرده‌اند و در این سال‌ها شاید بیشتر از پنجاه‌مراسم گل‌ریزان برپا کرده‌ایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
پهلوان طغرایی، از ۱۷ سالگی وارد گود زورخانه شد و با پایبندی به انجام این ورزش در طول عمر کاری خود، مرام و منش ورزش زورخانه‌ای و پهلوانی را به فرزندانش نیز آموخت تا با پیروی از این ورزش، زندگی آینده خود را پایه‌گذاری کنند.
پایگاه شهیدمفتح جزء اولین پایگاه‌های شکل گرفته بعد فرمان امام(ره) بود. بسیجی‌های این پایگاه آن زمان یک‌پایشان در بسیج بود و پای دیگر در جبهه. همان‌هایی که خبر شهادت ۴۷ نفرشان یکی‌یکی آمد.
حجت‌الاسلام علی‌اکبر احمدی ۴۰ سال پیش با دوتا از دوستان روحانی‌اش برای بازدیدی به زورخانه قدیمی حوالی میدان طبرسی می‌رود و از همان زمان تصمیم می‌گیرد پای به گود بگذارد.
محمدجواد حیدری‌زاد یکی از پهلوانان ورزش باستانی است که ورودش به گود زنگ دارد و به احترامش، مرشد لحظاتی بر ضرب می‌نوازد. او در حال حاضر رئیس هیئت ورزش‌های زورخانه‌ای و ورزش‌های پهلوانی مشهد است.
علی‌اصغر جلالی‌جوان، باستانی‌کار پیش‌کسوت محله فاطمیه، باوجود بیش‌از ۵۰ سال فعالیت در این رشته هنوز هم ورزش را کنار نگذاشته است و حالا مدیریت دوباشگاه در شهرک شهید بهشتی و بولوار طبرسی را برعهده دارد.
دایی‌ام حاج‌حسین شیریانی، خرّاط بود و اطراف حرم کارگاه داشت. آن زمان‌ها با دستگاه کمانی کار می‌کردیم و هنوز دستگاه برقی خرّاطی که بعدها آن را برای نخستین‌بار در مشهد به مغازه‌ام در این خیابان آوردم، نبود.
پهلوان حسن ریاحی جزو معدود افرادی به‌شمار می‌رود که بالاترین رتبه باستانی را از آن خود کرده است. او وقتی وارد زورخانه می‌شود، ورزش به‌هم می‌خورد و همه به احترامش می‌ایستند و مرشد برایش زنگ می‌زند و صلوات می‌فرستد.
سید‌مسعود بزازیان، پهلوانی است که از کودکی در زورخانه قد کشیده و با کسب مقام نخست مرشدی کشور، شاگرد خوبی برای پدرش بوده است. می‌گوید: همه بچه‌هایی که اینجا هستند، بچه‌های خودم هستند.
حمید دباغ مرشد گود زودخانه وحدت است. او می‌گوید: سرت را باید خم کنی تا بتوانی از در عبور کنی. این رسم همه زورخانه‌هاست که در‌ها را کوتاه می‌سازند تا سرت همیشه خم باشد. تواضع، اصل اول و مرام همه پهلوان‌ها و زورخانه‌هاست.
قاسم خوش‌هیکل تعریف می‌کند: کشتی، محبوب مردم بود و عروسی‌ها با آن پرشور می‌شد. من خودم برای اولین‌بار که کشتی گرفتم، در عروسی بود؛ آن زمان رسم بود در عروسی‌ها اول کودکان را به کشتی می‌انداختند.
سرگرم کردن مردم توی خون محمدرضا مدبری است. مردی که سال‌ها مردم را با اجراهایش در پارک «ملت» مشهد سرگرم کرده است حالا می‌خواهد به خواهش ما دوباره روی صحنه برود و خاطره‌هایش را مرور کنند.
روستای چهاربرج به‌عنوان یکی از ۱۶ هسته جمعیتی محدوده تاریخی توس، سال ۱۳۹۲ به شهرداری منطقه ۱۲ الحاق شد و محله چهاربرج نام گرفت. این محله قدیمی و پررفت و آمد، در مسیر آرامگاه فردوسی است.
۳۲ سال از روزی که محمد بخارایی‌گلستانی برای اولین‌بار پا در گود گذاشت، می‌گذرد. او سال‌ها در میان گود بود و دوازده‌سالی می‌شود که در کسوت مرشدی ایفای نقش می‌کند.حالا سه‌سالی می‌شود که پسرش، مهدی را هم به زورخانه می‌برد.
جواد صبوحی خانه‌اش در خیابان شهید قانع ۲۰ را به زورخانه‌ تبدیل کرده‌ و ساعت ۸ شب روز‌های فرد و جمعه‌ها منتظر هم محله‌ای‌ها و علاقه‌مندان به ورزش باستانی‌است.
۱۰ساله بوده که دست توی دست پدرش حاج صفر، کوچه‌پس‌کوچه‌های محله سرشورِ را قدم می‌گیرد سمتِ زورخانه عیدگاه و همین می‌شود که پا جای پای پدر می‌گذارد و می‌شود پهلوان.
رضا شجیعی که قهرمان کشتی استان است، خانواده‌ای ورزشی دارد؛ خانواده‌ای که به‌واسطه مادرش اصل‌و‌نصبش به قومیت کُرد خراسان شمالی بر‌می‌گردد تا با کشتی و ورزش پهلوانی آن غریبه نباشد.