وحید، قطب کیف دوزی مشهد
اگر اهل مشهد باشید، حتما مغازه و تولیدیهای بزرگ کیففروشی در محله و خیابان وحید را دیدهاید و باز اگر از ساکنان قدیمی منطقه ما باشید، میدانید که حساب این مغازهها از مغازههای دیگر جداست. سالهاست در این فروشگاهها َمیان انبوه کیفها با طرحها و اندازههای مختلف، نشانی از کیف خارجی پیدا نمیکنی و همین برای صاحبان این کیففروشیها یک افتخار بزرگ است.
کارگاه تولید کیف عباس قاسمی حالا اسمورسمی در بین اهالی دارد. این روزها که شعار اقتصاد مقاومتی هر روز از رسانههای مختلف شنیده و خوانده میشود و مسئولان برای تحقق آن ایدهپردازی میکنند، باید قدر واحدهای صنفی که تولیدات کارگاههای خودشان را به فروش میرسانند، دانست و از آنها بااحترام یاد کرد.
در این گزارش، گفتگوی ما را با عباس قاسمی ۴۱ ساله میخوانید؛ کسی که با راهاندازی یک کسبوکار حلال و توجه به تولید کالای ایرانی، زمینه اشتغال را برای ۵۰ نفر از هممحلهایهایش فراهم کرده و تبدیل به یکی از چهرههای موفق محلهاش شده است.
نشان پسر از پدر
در روزهایی هستیم که هر روز خبر تعطیلی شرکتها و کارگاههای معتبر به گوش میرسد؛ اما کارگاه تولید عباس قاسمی آنقدر سفارش از مشتریهایش دارد که در روز ولادت حضرت امیرالمومنین (ع) هم کارکنانش سخت مشغول تولید کیف هستند تا سفارش را بهموقع به دست مشتری برسانند.
حاجعباس کیفدوزی را از پدرش حاجمحمدحسن آموخته است. او گریزی به دوران گذشته خود میزند و میگوید: ساکن سرولایت نیشابور هستم. در دوران کودکی پدرم مدتی برای کار به تهران رفت و زمانی که برگشت، دوخت کیف را یاد گرفته بود.
به مشهد آمدیم و در همین محله وحید کارگاه تولید کیف بهراه انداختیم. من که آن زمان هشت سال داشتم، در کنار پدرم پادویی میکردم؛ یعنی کارهای آسان و جزئی مثل سرقیچیزدن، بندقیچیکردن، بستهبندی کیف و... را انجام میدادم.
بعداز مدت چند سال، وردست شدم که در این مرحله از کار، پشت چرخ مینشستم و راستهدوزی کیفها را انجام میدادم. حدود سال ۷۴ به خدمت مقدس سربازی اعزام شدم و پساز اتمام دوره سربازی، مجدد کیفدوزی را شروع کردم.
سود کم؛ سرلوحه کار
آقای قاسمی در ادامه بیان میکند: تا سال ۸۰ نزد پدرم مشغول به کار بودم. آن موقع اوستاکار ماهری شده بودم. برش یکی از مهمترین قسمتهای تولید کیف است؛ چراکه نیاز به دقت بیشتری دارد و من آن را انجام میدادم.
خلاصه، تولید صفر تا صد یک کیف را میتوانستم بهتنهایی انجام دهم. ازطرفی دوست داشتم بهصورت مستقل کار کنم؛ بنابراین بهصورت اقساطی یک دستگاه چرخخیاطی خریداری کردم و کار را بهصورت جدیتر ادامه دادم.
سود کم را سرلوحه کارم قرار داده بودم و سفارشات مختلفی از اقصینقاط شهر دریافت میکردم. سفارشات زیادی داشتم و بهتنهایی قادر نبودم پاسخگوی مشتریان باشم. تصمیم گرفتم کارم را توسعه دهم؛ بنابراین چند نفر از همشهریانم را در کنار خودم به کار گرفتم. از همان اول، هر نیرو که به کارگاه ما اضافه میشد، طی بازه زمانی کوتاهی برایش چرخخیاطی بهصورت اقساطی خریداری میکردم تا بهتر کار کند.

تولید کیف در وحید شهرت کشوری دارد
درحالحاضر آقای قاسمی علاوهبر اینکه یک تولیدکننده حرفهای شده است، هشت کارگاه خیاطی در سطح منطقه راهاندازی کرده و زمینه اشتغال برای ۵۰ نفر را مهیا کرده است. او میگوید: کار ما تولید است و درحالحاضر به اقصینقاط ایران ازجمله استان فارس، تهران، خراسان (کدوم خراسان؟) و... و نیز برخی کشورهای خارجی ازجمله عراق، تاجیکستان و... کیف صادر میکنیم.
بهجرئت میتوانم بیان کنم که محله وحید در زمینه تولید کیف، شهرت کشوری دارد و بهنوعی میتوان گفت «قطب تولید کیف در کشور، همین محله است»؛ چراکه مشهد یک شهر مذهبی است و هرساله سیل عظیمی از زائران حضرترضا (ع) به ایران و شهر مشهد سفر میکنند و بسیاری از کاروانها وقتی به مشهد میآیند، کیفهای خود را برای حمل سوغات از این محله تهیه میکنند. (تلفنهمراه آقای قاسمی به صدا درمیآید و فردی سفارش کیف میدهد)
تاریخچه تولید کیف
عباسآقا یادی از دهه ۷۰ و رونق بازار کیف در محله وحید میکند و میگوید: به یاد دارم پاساژی بهنام «حسینزاده» حدفاصل خیابان وحید ۳ و ۵ وجود داشت. تولیدکنندهها مغازههایی را در این پاساژ اجاره کرده بودند و کیف تولید میکردند و همانجا هم به فروش میرساندند.
آنموقع مشتریان زیادی از کشور روسیه داشتیم. مشتریان تعدادی کیف سفارش میدادند و، چون مسافر بودند، در طی بازه زمانی کوتاهی کیفهای خود را میخواستند و باید تولیدکننده مدت زیادی را برای تولید صرف میکرد تا کیف در همان بازه زمانی کوتاه به دست مشتری برسد.
متاسفانه آن پاساژ ساعت بازگشایی و تعطیلی مشخص و محدودی داشت؛ بنابراین تولیدکنندگان از ادامه کار در پاساژ انصراف میدادند و مکان دیگری را در چندقدمی همان پاساژ رهن یا اجاره میکردند. رفتهرفته تعداد تولیدکنندگان بیشازپیش شد بهطوریکه الان چیزی بالغبر پنج هزار نفر در همین محله وحید مشغول به تولید کیف هستند.
از پارچه تا کیف
حاصل زحمت آقای قاسمی و دیگرهمکارانش، کیف با تنوع و سایزهای مختلف است. اوستاعباس مراحل دوخت یک کیف در کارگاهش را اینطور شرح میدهد: روزانه بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ عدد کیف در انواع مختلف در کارگاههای ما دوخته میشود.
این تعداد بستگی به سفارش مشتری دارد. برای دوخت یک کیف، ابتدا باید مواد اولیه همچون پارچه، نخ، زیپ، سرزیپ، نوار و... خریداری شود. یکی از مشکلات تولیدکنندگان تهیه مواد اولیه است که قیمت ثابتی در بازار ندارد. بعداز تهیه مواد اولیه، الگوی کیف مدنظر بر روی پارچه برش داده میشود و سپس، توسط وردستها کیف دوخته شده و در مرحله آخر، بستهبندی و تحویل مشتری داده میشود.

رقابت جنس چینی و ایرانی
عباس قاسمی در ادامه این گفتگو، از واردات کیف خارجی به کشور گلایهمند است و میگوید: متاسفانه در بازار، شاهد کیفهای وارداتی از کشورهای خارجی هستیم. واردات بیشازحد کیف که معمولا چینی هستند و کیفیت و قیمت پایینی نسبتبه کالاهای ایرانی دارند، ضربه سنگینی به کسبوکار ما وارد کرده است.
این درحالی است که کالای ایرانی در رقابت با همان کالای چینی از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است. متاسفانه با این اوضاع بازار، برخی همکارانم کارشان به تعطیلی کشانده شده است یا بهسراغ مشاغل دیگری رفتهاند.
رمز و رازهای کاسب ۴۱ ساله
از کارآفرین محله وحید میخواهم رمزهای موفقیت در کارش را برای ما بازگو کند. او دراینباره میگوید: در مرحله اول، با توکل به خدا کار را پیش میبرم. در درجه دوم، به سود کم قانع هستم و همین، باعث شده کارم به تعطیلی کشانده نشود.
همیشه سعی کردهام بین کارکنان و مشتریانم بدقولی نکنم؛ یعنی حقوقشان را بهموقع و سفارشات را هم در همان بازه زمانی که ابتدای تحویل سفارش تعیین میکنم، تحویل دهم. یکی از نکات مهمی که تاکنون رعایت کردهام، فروش کیف به افراد معتبر در بازار کار بوده است.
افراد زیادی در بین همکارانم را میشناسم که به مشتریانشان بیشازحد اعتماد کردهاند و طلب آنها از مشتری زیاد میشود و درنهایت نمیتوانند مطالبات خود را پسبگیرند و بهنوعی ورشکسته میشوند.
دولت حمایت کند
قاسمی در پایان این گفتگوی صمیمی، از نهادهای دولتی و غیردولتی گلایهای میکند و میگوید: سالانه ازسوی شهرداری، برای دریافت هزینه تجاری موقت مغازههایمان به سراغمان میآیند و ازطرفی، دولت مالیات بالایی از تولیدکنندگان دریافت میکند که با این اوضاع بازار، قادر به پرداخت آنها نیستیم.
متاسفانه بانکها هم وام برای تولیدکنندگان در نظر نمیگیرند و اگر هم بنا باشد تولیدکننده وامی دریافت کند، شرایط بسیار دشواری جلوی راهش قرار میدهند بهطوریکه از دریافت وام منصرف میشود.
سرم کلاه رفت
حاجیمحمدی که بهاتفاق سه فرزند خود در کارگاه خیاطی کیف مشغول به کار است و ۵۹ سال دارد، دوسالی میشود که بهسراغ این شغل آمده است. او میگوید: چندین سال در یک شرکت تولیدی بخاری در شهرک صنعتی مشهد مشغول به فعالیت بودم.
سال ۹۳ این شرکت تعطیل شد و ناچارا بهسراغ شغل دوران جوانیام یعنی کیفدوزی آمدم. محمدی علت کنارهگیری از تولیدی کیف در دوره جوانیاش را اینطور مطرح میکند: حدودا ۲۵ سال قبل، برای تهیه مواد اولیه، منزلم را به فروش رساندم. پساز تهیه مواد اولیه، تعداد زیادی کیف تولید کردم و به فروش رساندم. متاسفانه چکهای مشتریانم وصول نشد و تصمیم گرفتم این شغل را کنار بگذارم.

اوستای نوجوان
مهدی یکی از فرزندان حاجیمحمدی و درواقع اوستاست. ۱۷ سال میشود که بهسراغ این شغل آمده است. او میگوید: درحالحاضر ۲۴ ساله هستم که از سن ۷ سالگی بهصورت پارهوقت در تولیدیهای کیف مشغول به کار میشدم.
برای کار، سه ماه تابستان را بیشتر میپسندیدم. با آنکه میتوانستم مانند سایر همسنوسالانم در منزل بنشینم و وقت خودم را بیهوده سپری کنم، اما بهسراغ کیفدوزی آمدم. حدود ۸ سال پادویی کردم و در ۱۶ سالگی یک اوستاکار بودم. بعداز اتمام دوران دبیرستان، درسم را رها کردم و شغلم را ادامه دادم. خوشحالم که درحالحاضر حرفه خیاطی را بهخوبی یاد دارم و میتوانم از این راه، روزی حلال کسب کنم.
کیفدوزی خانوادگی
احمد عباسی دیگر اوستای این کارگاه خیاطی است. او میگوید: من خیاطی را از پدرم به ارث بردم. پدرم کارگاه تولیدی کیف داشت و من بههمراه پنج برادرم، ادامهدهنده شغل پدر شدیم. احمدآقا درباره تولید کیف در این کارگاه میگوید: ما در این کارگاه بهصورت تیمی کار میکنیم و در روز، حدود ۸۰ کیف تولید کرده و بستهبندی میکنیم.
او در پایان گفتههایش، به چند مشکل این شغل اشاره میکند و میگوید: در روز، حدود ۱۰ ساعت پشت چرخخیاطی هستیم و کمردرد، پادرد، کاهش دید بهدلیل تمرکز بر روی سوزن و پارچه برای خیاطان در سنین جوانی به وجود میآید.
*این گزارش یکشنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۴۳ شهرآرمحله منطقه ۴ به چاپ رسیده است.