کد خبر: ۱۵۶۹۹
۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
سیدمحسن رضوی

سیدمحسن رضوی هنر ویترای را روی سنگ اجرا می‌کند

سیدمحسن رضوی سیاه‌قلم، رنگ روغن و ویترای کار می‌کند. آنچه آثار هنری او را شاخص می‌کند، این است که او آثارش را پس از شناخت و مطالعه روان‌شناسیِ مشتریِ خود، طراحی می‌کند و باتوجه‌به سلیقه و حالات روحی و روانی خریدار، اثر هنری تولید می‌کند.

حسین شریعتی| سیدمحسن رضوی متولد شهر خمین است و منزل پدری‌اش نزدیک منزل امام‌خمینی (ره) قرار دارد. او هنر را به‌صورت تخصصی از سال۸۷ شروع کرده است. ۲۷سال در خمین زندگی کرده است و حالا دو سالی می‌شود که در مشهد و محله شهید هنرور مشهد، ساکن است. رضوی تا مقطع کارشناسی معماری تحصیل کرده است، با این وجود جنس علایقش متفاوت است. او در حوزه ادبیات دستی بر آتش دارد و به شعر و داستان علاقه‌مند است، اما علاقه اصلی‌اش به نقاشی است. در این گزارش با این نقاش جوان بیشتر آشنا می‌شویم.

 

ویترای درحال‌حاضر به محوری‌ترین فعالیت هنری اوست

رضوی سیاه‌قلم، رنگ روغن و ویترای کار می‌کند. ویترای درحال‌حاضر به محوری‌ترین فعالیت هنری او تبدیل شده است. آنچه آثار هنری محسن رضوی را شاخص می‌کند، این است که او آثارش را پس از شناخت و مطالعه روان‌شناسیِ مشتریِ خود، طراحی می‌کند و باتوجه‌به سلیقه و حالات روحی و روانی خریدار، اثر هنری تولید می‌کند.

با این کار، آن اثر هنری ضمیر ذهنی مخاطب را جذب می‌کند و بین اثر هنری و فرد سفارش‌دهنده ارتباطی قوی ایجاد می‌شود. این آثار در حوزه حجم سنگ و آبستره روی ظروف و شیشه اجرا می‌شود.

 

سیدمحسن رضوی، نقاش جوان که سبکی نو را دنبال می‌کند

 

اولین نفری که هنر حجم سنگ را شروع کرده است

حجم سنگ، نام اشکالی است که رضوی با قرار دادن سنگ‌ها روی هم ایجاد می‌کند. ذهن می‌تواند حجم سنگ را شبیه جسمی خاص ترسیم کند. این جسم ترسیم‌شده برای هرکدام از افراد، متمایز است. یکی آن را به شکل اسب می‌بیند و دیگری آن را به شکل رشته‌کوهی عظیم. این شبیه همان حالتی است که وقتی انسان‌ها به ابر‌ها نگاه می‌کنند، هرکدام ابر را با ذهنیت خود شیء یا حیوان یا جسمی دیگر تجسم می‌کنند. رضوی می‌گوید پیش از این، کار حجم سنگ به این نحو را جایی ندیده است. او فکر می‌کند اولین نفری است که هنر حجم سنگ را شروع کرده است.

رضوی می‌گوید پیش از این، کار حجم سنگ به این نحو را جایی ندیده است

رضوی ادامه می‌دهد: بسیاری از آثار هنری شاخصی که تولید می‌گردد، با پیروی از یک سبک خاص هنری مثلا رئال یا سورئال آفریده می‌شود و باتوجه‌به علایق مخاطب، مشتری خود را پیدا می‌کند، اما کاری که او انجام می‌دهد، این است که برمبنای شخصیت مخاطب، اثر هنری را تولید می‌کند و درواقع کار‌های او برآمده از ذهنیت و خواسته‌های مشتری است. اثر هنری ساخته‌شده توسط او برپایه تحلیل روان‌شناسیِ صاحب اثر و نیاز‌های روحی او ساخته می‌شود.

 

برای هر فرد، اثری اختصاصی وجود دارد

رضوی، اسمی را که روی آثارش گذاشته است، مانند اثر انگشتش می‌داند و در این‌باره می‌گوید: برای هر فرد، اثری اختصاصی وجود دارد، همان‌طور که برای هر فرد یک اثر انگشت به‌خصوص وجود دارد؛ البته این پروژه بالاخره به یک الگوی ثابت خواهد رسید، اما من معتقد هستم که شاید بعضی افراد برمبنای تیپ شخصیتی مشابهی که دارند، صاحب آثاری مشابه هم بشوند، اما همان آثار نیز با هم تفاوت خواهند داشت، همان‌گونه که ممکن است بین ۷ میلیارد انسان روی کره زمین، دو نفر اثر انگشت بسیار شبیه به‌هم داشته باشند، درصورتی‌که هیچ‌گاه کاملا کپی و مشابه هم نیستند.

رضوی شروع فعالیت هنری خود را زمان تحصیل در دوره راهنمایی می‌داند و بیان می‌کند: دبیر هنری که در آن دوره به ما درس می‌داد، نگاه من را به زندگی تغییر داد و باعث شد اعتمادبه‌نفس پیدا و احساس کنم که می‌توانم وارد دنیای هنر شوم.

محسن رضوی درباره آن دوران این‌گونه می‌گوید: استاد خلیلی، معلم هنر ما بود. او یک جمله ماندگار داشت. همیشه به ما می‌گفت: مداد را بگیر و مطمئن باش که می‌توانی. این اعتمادبه‌نفس را او به من داد که حالا من می‌توانم بنویسم، نقاشی بکشم و درمجموع هنرمند بشوم. همچنین استاد خلیلی تاثیر بسیار زیادی بر روحیه دانش‌آموزانش گذاشت. حال‌وهوایی را در کلاس ایجاد می‌کردکه دانش آموزانش حس کنند کاری که بخواهند، واقعا می‌توانند انجام بدهند. این معلم سد‌های فکری زیادی را در ذهن من شکست.

نیازمند حمایت

«در جامعه ما متاسفانه آن‌طور که باید از هنر حمایت نمی‌شود. شاید اگر کمی حمایت مالی می‌شدم، آثارم را توسعه و تنوع می‌دادم. نمایشگاه می‌زدم و سبکم را بهتر معرفی می‌کردم. می‌توانستم در دنیای هنر حرف بیشتری برای گفتن داشته باشم، اما متاسفانه این بستر وجود ندارد و درحال‌حاضر شرایط سختی را پشت‌سر می‌گذارم.

هنری که توانست کل زندگی من را دربر بگیرد، اکنون از نظر خودم به حاشیه رفته و درکل جامعه به هنر بی‌توجهی شده است. در تمام جهان، زندگی یک هنرمند از درآمد آثار هنری‌اش می‌چرخد، با این وجود در جامعه ما هنرمندان مجبورند درکنار کار هنری به فعالیت اقتصادی دیگری نیز بپردازند. من هم از این قاعده مستثنا نیستم و درحال‌حاضر درکنار معلمی، به فعالیت هنری خودم نیز ادامه می‌دهم و هنوز به آن جمله استاد خلیلی معتقدم که می‌گفت: «قلم را دستت بگیر و مطمئن باش که می‌توانی.»

 

*این گزارش شنبه، ۱۹ خرداد ۹۷ در شماره ۲۹۴ شهرآرامحله منطقه ۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام