پیوند همسایهها در مسجد خیابان فتح۱۲
نشاط و شادابی شاید سادهترین توصیفی باشد که همسایههای خیابان فتح۱۲ در محله بهاران برای سالهایی که کنار یکدیگر زندگی کردهاند، به زبان میآورند. سالهایی که در آن، همسایگی فقط به سلام و احوالپرسی خلاصه نشده است.
خودشان میگویند در این مدت، نکات خوب زیادی از یکدیگر یاد گرفتهاند و بدیها را به فراموشی سپردهاند. حالا هرکدام مشغلههای بیشتری دارند، اما هنوز دلشان برای دورهمیهای قدیم تنگ میشود. محله و آدمهایش آنقدر برایشان خاطره ساختهاند که دلکندن از اینجا برایشان آسان نیست. این روزها مسجد جوادالائمه (ع) محور بسیاری از رفتوآمدها و فعالیتهایشان شده است.
کارها کنار هم آسانتر پیش میرود
فاطمه طوفانی بیش از چهلسال است که ساکن محله بهاران است و تغییرات آن را از نزدیک دیده است. خودش از روزهایی میگوید که هنوز خبری از مرکز تجاری کیانسنتر نبود و بولوار جانباز شکل امروزیاش را پیدا نکرده بود.
فاطمهخانم میگوید: آن روزها همسایهها بیشتر یکدیگر را میشناختند. تعدادمان کم بود، اما بیشتر هوای هم را داشتیم.
حالا اگرچه تعدادی از همسایههای قدیمی خانههایشان را فروخته و از محله رفتهاند، حلقه آشناییها همچنان برقرار است. مسجد جوادالائمه (ع) هم به یکی از محلهای اصلی دورهمی و ارتباط همسایهها تبدیل شده و بسیاری از آنها هرروز در مسجد یکدیگر را میبینند.
فاطمهخانم نیز از همان کسانی است که وقتی کاری پیش میآید، همسایهها سراغش را میگیرند. خودش میگوید: کارها کنار هم بهتر پیش میرود و خوشحال هستم که میتوانم برای همسایهها قدمی، هرچند کوچک، بردارم.
یکی از مسئولیتهای او، برگزاری اردوهایی از طرف مسجد برای بانوان است؛ برنامههایی که به گفته خودش فرصتی برای کنار هم بودن است.
پای ثابت جلسات قرآن
فاطمهخانم، لیلا فرجامی مسئول فرهنگی مسجد را به ما معرفی میکند. آشنایی او با همسایهها از جلسات قرآنی که سهشنبهها در محله برگزار میشده شکل گرفته و همین جلسات، بهمرور ارتباطش را با اهالی بیشتر کرده است. او میگوید: زمانی جلسه قرآن هفتگی را در خانه برگزار میکردیم و ما همسایهها برای کمک به خانه هم میرفتیم ولی حالا مسجد پایگاه فعالیتهای ماست.
دوست دارم گرهگشا باشم و همسایه و هممحلهای احساس نکند در سختی و مشکلات بهتنهایی باید بارش را بر زمین بگذارد
همسایهها لیلا خانم را زنی کاردان و مسئولیتپذیر میشناسند. او کارها را بهموقع و منظم انجام میدهد. مثلا پیگیری دعوت از مربیان جلسات قرآنی از آستان قدس و حرم مطهر رضوی را تماموکمال برعهده گرفته است. وقتی در مسجد برنامهای برگزار میشود، معمولا زودتر از همه خودش را میرساند تا کاری روی زمین نماند.
او میگوید: خودم به قرائت قران علاقه زیادی دارم و وقتی دیدم همسایهها هم از حضور استاد در جلسات استقبال میکنند، مسئولیت کار را برعهده گرفتم.
سرباز بیادعای مسجد
فریبا رحمتی از شب ازدواجش یعنی حدود چهلسال پیش، ساکن این محله است. در این سالها، هرجا کاری برای مسجد و برنامههای محله پیش آمده، او هم سهمی از آن را برعهده گرفته است. گاهی با چایریختن و کمک در برگزاری مراسمها و گاهی هم با کارهایی که کمتر به چشم میآیند، اما برای برگزاری یک برنامه ضروریاند. برای همین لیلاخانم او را «سرباز گمنام مسجد» معرفی میکند و میگوید: با اینکه همسر خانم رحمتی جانباز است، با وجود مسئولیتهایی که در زندگی برعهده دارد، هر زمان فرصت پیدا کند در مسجد و برنامههای محله درکنار همسایهها فعالیت میکند.
فریباخانم مسئول آموزش مسجد است و ثبتنام و برگزاری پنج کلاس قرآن و امور مربوط به این کلاسها را پیگیری میکند. هماهنگی با استادان با لیلاخانم است و فریباخانم امور اجرایی و ثبتنام کلاسها را دنبال میکند.
در این شبها که تجمعات شبانه هم برپا ست، نظم برنامه در قسمت بانوان را برعهده گرفته و حواسش هست برنامه هر شب بهخوبی برگزار شود. خودش میگوید: دوست دارم گرهگشا باشم و همسایه و هممحلهای احساس نکند در سختی و مشکلات بهتنهایی باید بارش را بر زمین بگذارد.
* این گزارش شنبه ۴ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.