در کوچه طبرسیشمالی ۹ دلتنگی جایی ندارد
حرف همگی، یکی است؛ چه آنها که از قدیمیهای محله رده به شمار میروند و عمر سکونتشان در کوچه طبرسیشمالی ۹، از چند دهه عبور کرده است، چه آنها که جزو ساکنان جدیدتر آن به شمار میروند و هنوز، خاطرات زندگی در دیگر محلات شهر را از خاطر نبردهاند. آنها همدلی را ویژگی مثالزدنی همسایهها در این کوچه، عنوان میکنند و با مهربانی تمام، سکونت در این معبر را به همه کسانی که دلشان برای همسایگیهای قدیم تنگ شده است، پیشنهاد میدهند.
پایان دلتنگی
دوران خوش مجردی در خانواده چهاردهنفره پدری در سبزوار کجا و خلوت زندگی متأهلی در مشهد، کجا. زهره ایمانی، یکی از ساکنانی است که زندگی برایش به پیش و پساز سکونت در این معبر، تقسیم شده است. پیش از آن، تنهاییهایش بزرگ بود که حتی با داشتن همسری مهربان و فرزندانی دوستداشتنی، به تمامی پر نمیشد.
او میگوید: از پنجسال پیش که ساکن اینجا شدم و فعالیتهایم را در مسجد جوادالائمه (ع)، کنار همسایههای خوبمان شروع کردم، تحمل دلتنگیهای دوری از خانواده پدری برایم آسان شده است.
او از اشرف علیپور، بهعنوان یکی از همسایههای خوب یاد میکند و از مهربانیهای مادرانهاش اینطور میگوید: برای تربیت دخترهایم، از نصیحتهای مادرانهشان استفاده میکنم. خاطره جشن تولدی را که او و بقیه همسایهها در مسجد برایم گرفتند، هرگز فراموش نمیکنم. آن روز خانم علیپور یک جانماز خیلی زیبا به من هدیه داد. این جشن تولد، بادکنک و برف شادی نداشت، اما کیک داشت، کادو داشت و مهربانی، تا دلتان بخواهد.
دلخوشی مشترک
اهالی محله، اشرف کلانتری را به خانم علیپور میشناسند؛ بانویی که در ششمین دهه زندگیاش به سر میبرد. او از حدود پنج دهه پیش، در این کوچه ساکن است و دورانی را به یاد میآورد که محله رده کنونی، رنگی از آبادی نداشت؛ «اینجا برّوبیابان بود؛ نه آبی داشت، نه راه درستی و نه امکاناتی برای یک زندگی معمولی. هیچ وقت فکر نمیکردم این روزها و آبادی محله را ببینم.»
اینجا وقتی همسایهای غریب باشد و نزدیک زایمانش، همسایهها میروند به کمکش
دلخوشی مشترک او و زهره خانم ایمانی، کار برای خدا در مسجد جوادالائمه (ع) است که نهفقط به همسایگی، بلکه به زندگیشان معنا میدهد. میگوید: برای شبهای محرم، هیئت سهشنبهشبها، دعای ندبه و... دائم درحال تمیزکردن حبوبات، پاککردن سبزی، درستکردن رب و ترشی و تمیزکاری مسجد هستیم. برای مراسم تشییع رهبر شهید و دهه آخر صفر هم میزبان زائران آقا امام هشتم (ع) بودیم. کار در مسجد، کنار همسایههای خوب محله، شیرین است.
واسطه خیر
خانم علیپور از میان همه همسایههای دوستداشتنیاش، نام خدیجه فیضی را میآورد، که عمر آشناییشان با یکدیگر به حدود ۱۰ سال میرسد. او این بانوی دههشصتی را به صبر، خوشرویی و دستودلبازیاش برای هزینههای جاری مسجد معرفی میکند.
فیضی، وقتی از حسن نظر همسایهاش مطلع میشود، با لبخند میگوید: سالهاست که افتخار خدمت در حرم مطهر رضوی را دارم. وقتی میبینم مسجد برای برنامهای نیاز به همراهی مالی دارد یا یکی از همسایه به چالشی از این دست مواجه شده است، از دوستان همخدمتیام در حرم آقا کمک میگیرم و واسطه رسیدن کمکشان میشوم.
خدیجه خانم ادامه میدهد: اینجا وقتی همسایهای غریب باشد و نزدیک زایمانش، همسایهها میروند به کمکش. بفهمند یکی مریض است، میروند عیادت و کموکسریهای زندگیاش را برطرف میکنند. تجربه زندگی در دیگر نقاط شهر را دارم ولی مهربانی همسایههای اینجا و کمکحال بودنشان، جور دیگری است.
* این گزارش یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۵ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.