کد خبر: ۱۵۱۹۶
۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
همسایه ها

بهترین پاداش در عالَم همسایگی محله امیرآباد

در کوچه شهیدشهریور۱۹ محله امیرآباد مشهد همسایه‌ها مشکل‌گشای گرفتاری‌های هم هستند؛ یکی برای تهیه جهیزیه پیش‌قدم می‌شود، دیگری واسطه ازدواج جوان‌هاست و آن یکی سال‌هاست پای کار مسجد و خانواده‌های نیازمند ایستاده‌است.

در کوچه شهیدشهریور۱۹ محله امیرآباد، همسایه‌ها با هم دوست و خواهرند و مشکل‌گشای گرفتاری‌ها! یکی برای تهیه جهیزیه پیش‌قدم می‌شود، دیگری واسطه ازدواج جوان‌هاست و آن یکی سال‌هاست پای کار مسجد و خانواده‌های نیازمند ایستاده‌است. بانوان این کوچه، سال‌هاست کنار هم فقط همسایه نیستند؛ هرکدام بخشی از بار زندگی محله را به دوش می‌کشند.

 

روضه‌های خانگی، بهترین بهانه دورهمی

همه اینجا او را به دلِ بزرگش می‌شناسند؛ از تهیه جهیزیه برای عروس و داماد‌های نیازمند تا آماده‌کردن سبد‌های معیشتی و کمک به خانواده‌های کم‌برخوردار، سال‌هاست بخشی از زندگی او شده است.

فاطمه امینی، حدود چهل‌سال پیش، همراه همسرش به این محله آمد. همسرش که جانباز ۳۵‌درصد بود، چهار سال پیش از دنیا رفت و او در این مدت، دل‌خوش به همسایه‌ها بوده است. خودش درباره این سال‌ها می‌گوید: همیشه همسایه‌ها کنارم بودند. برای همین بعد‌از فوت همسرم هم احساس نکردم که تنها مانده‌ام.

ارتباط او با اهالی از همان روز‌های اول سکونت شکل گرفت. آن روز‌ها روضه‌های خانگی، بهانه‌ای برای دورهم‌جمع‌شدن همسایه‌ها بود. امینی خاطرات آن دوران را این‌طور تعریف می‌کند: کم‌کم خودم هم شدم یکی از برپاکنندگان روضه در محله. تلفن که نداشتیم؛ درِ خانه تک‌تک همسایه‌ها را می‌زدم و خبر می‌دادم که فلان ساعت روضه داریم.

در این سال‌ها واسطه آشنایی ده‌ها دختر و پسر شدم و حدود شصت تا هفتاد‌ازدواج با معرفی ما شکل گرفت که حس خیلی خوبی دارد

یکی از نزدیک‌ترین همراهانش، فاطمه غلامی یزدی‌نوایی است؛ همسایه‌ای که رفاقتشان آن‌قدر عمیق شده که پانزده‌سال پیش، در عید غدیر، با یکدیگر دست خواهری داده‌اند.

 

رفاقتی که رنگ خواهری گرفت

فاطمه غلامی‌یزدی‌نوایی حدود ۳۸‌سال پیش، بعد ازدواج، ساکن این محله شد. اولین دوستی که در این کوچه پیدا کرد، فاطمه امینی بود؛ دوستی‌ای که با گذشت سال‌ها، از یک همسایگی ساده فراتر رفت. غلامی یزدی‌نوایی درباره این رفاقت می‌گوید: شاید نسبت فامیلی نداشته باشیم، اما از خیلی از فامیل‌ها به هم نزدیک‌تریم. تقریبا هر‌روز یکدیگر را می‌بینیم. اگر یک روز از حال هم خبر نداشته باشیم، انگار یک چیزی کم است.

او هم از بانوان فعال مسجد قائم (عج) است، اما بیشتر اهالی او را به‌خاطر خیرخواهی‌اش در امر ازدواج می‌شناسند. خودش می‌گوید: در این سال‌ها واسطه آشنایی ده‌ها دختر و پسر شدم و حدود شصت تا هفتاد‌ازدواج با معرفی ما شکل گرفت که حس خیلی خوبی دارد.

فاطمه‌خانم درباره این کار می‌گوید: برای من شیرین‌ترین لحظه این است که بعداز مدتی می‌شنوم دو جوانی که به هم معرفی‌شان کرده‌ام، زندگی خوبی ساخته‌اند. همان موقع احساس می‌کنم خدا بهترین پاداش را به من داده است.

به گفته او، یکی دیگر از بانوان فعال این محله، زهره‌سادات جوادپور است.

 

خانواده دوم من

زهره‌سادات جوادپور، متولد سال‌۱۳۶۰، حدود پانزده‌سال پیش به این محله آمد، اما خودش می‌گوید: از همان روز‌های اول احساس غریبی نکردم.

او نخستین آشنایی‌اش با بانوان محله را از نماز جماعت مسجد قائم (عج) به یاد می‌آورد و می‌گوید: اولین‌بار که به نماز جماعت مسجد آمدم، خانم‌ها آن‌قدر گرم و صمیمی با من برخورد کردند که انگار سال‌ها بود همدیگر را می‌شناختیم. همان روز‌های اول هم من را به روضه‌های خانگی دعوت کردند و کم‌کم خودم را عضوی از این جمع دیدم.

همین ارتباط صمیمی باعث شد او عضو بسیج شود و بعد‌ها مسئولیت فرماندهی پایگاه بسیج مسجد را برعهده بگیرد. اهالی، او را یکی از دلسوزترین فرماندهان پایگاه می‌دانند؛ کسی که در سال‌های اخیر، با کمک خیران توانسته زمینه ثبت‌نام حدود ۱۵۰۰ دانش‌آموز کم‌برخوردار را در مدارس فراهم و برای بسیاری از زوج‌های جوان جهیزیه تهیه کند.

او دلیل این فعالیت‌ها را وابستگی‌اش به همین محله می‌داند و درباره ماندنش در این جمع می‌گوید: بار‌ها شرایطی پیش آمد که تصمیم گرفتم از اینجا بروم، اما هر بار دلم پیش همین همسایه‌ها ماند. این آدم‌ها برای من فقط همسایه نیستند؛ حالا تبدیل به خانواده دوم من شده‌اند.

 

* این گزارش دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۱ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام