محله رده

محله

رده

محله رده 

قدمتی ۲۵۰ ساله دارد و تا ۳۵سال پیش جزو زمین‌های پیرامونی مشهد محسوب می‌شد. قلعه قدیمی رده دارای حدود هشتاد خانوار و شامل سه ده به‌نام‌های قلعه نو، قلعه گنابادی‌ها و قلعه کهنه بوده است. از آنجایی که محله رده بافتی روستایی داشته، اکنون حدود ۹۰ درصد محله بافت فرسوده است. محله رده در میان مردم به میثم شمالی نیز معروف است.

محله رده
میرزامحمد صادقی پانزده‌سال آزگار است که هر صبح، در سرما و گرما، مسیر خانه‌اش در محله فجر را تا مغازه نقلی‌اش عصازنان طی می‌کند، به امید مشتری‌هایی که به معجزه دست‌های سالخورده و لرزان او برای نوکردن کفش‌های کهنه‌شان اعتماد دارند.
کانون تخصصی فرهنگی شهید ابوذر غفاری در بین بیش از ۴۰۰ کانون استان، مقام اول تهیه روزنامه‌دیواری را در اولین روز‌های آغاز به کارش به دست آورده بود و همین موضوع پلی شد برای پیشرفت‌های آینده.
کوچه میثم شمالی‌۱۲ در محله رده از آن دست معابری است که در طول دست‌کم دو دهه اخیر، تغییر چندانی به خود ندیده است. تبدیل معدود منازل ویلایی به چند‌طبقه را می‌توان تنها تغییر چشمگیر در بافت مسکونی متراکم این کوچه دانست.
شوق رها‌شدن از رنج بی‌سوادی و فضای شاد حاکم بر این کلاس، آنها را عصر روز‌های یکشنبه به پایگاه بسیج مسجد ولی‌عصر (عج) می‌کشانَد تا ساعتی، رها از مشغله‌های خانه‌داری، برای جبران حسرتی تلاش کنند که از کودکی بر دلشان مانده است.
حنیفه قدیمی به‌ازای سی سال خدمت صادقانه‌اش در بسیج و به‌اندازه سیصد جهیزیه و سیسمونی که تأمین آن را مدیریت کرده و به‌ازای جان جنین‌هایی که از خطر سقط، نجات داده است، خاطره برای گفتن دارد.
یکی از دو بانی اصلی هیئت جان‌نثاران علی‌بن موسی‌الرضا(ع)، سید محمدباقر بوستانی سروش است که با وجود سن زیاد هنوز برای هیئت خود را سرپا نگه داشته است.
سیدمهرداد صالحی نه‌تنها خود یک قاری ممتاز است، بلکه با شور و اشتیاق، بیش‌از صد‌نونهال و نوجوان محله را در مسیر قرآن همراهی می‌کند و آینده‌ای روشن را برای آنها رقم می‌زند. تجربه‌ و عشق او به قرآن چراغ هدایت نسل تازه‌ای از عاشقان کلام خداست.
زهرا بانژاد مربی کاراته در طبرسی‌ می‌گوید: وقتی شاگردانم مقام می‌آورند، مثل این است که خودم مقام می‌آورم. دلیلش هم این است که با آن‌ها بزرگ شده‌ام. زندگی در محیطی پر از مشکلات به این بچه‌ها می‌آموزد که به هر وسیله‌ای اعتماد به نفس به دست آورند.
این خانه برخلاف تصور دربست نیست. دو طبقه است؛ طبقه بالا برای مستأجر و طبقه همکف برای سکونت آقای طالبی و خانواده‌اش. دغدغه‌ این خانواده، مسئله جمعیت است، از این رو خانه‌شان را به پرجمعیت‌ها اجاره می‌دهند.
نرگس مهدویان‌دلاوری؛ مادر، دایی، برادران و فرزندش شهید شده‌اند. او این روزها بر اثر کهولت سن خانه‌نشین شده و می‌گوید: دعا کنید خدا این داغ‌ها را قبول کند.
محمودآقا می‌گوید: آن‌قدر در کار با چوب تجربه داشتم که مطمئن بودم از پس خراطی هم برمی‌آیم. دلم روشن بود که موفق می‌شوم. برای همین با آرامش کارگاه‌ام‌دی اف را جمع کردم و وارد زیرشاخه‌ای از هنرِ چوب شدم که البته صبر زیادی می‌خواهد.
«صندوق رد مظالم برای جهیزیه» عنوان ایده‌ای است که به تازگی در مسجد امام حسن‌عسکری (ع) به راه افتاده و بازخورد‌های مثبتی میان نمازگزاران و دیگر اهالی محله رده، به‌همراه داشته است.
هسته اصلی گروه جهادی هر ماه مبالغی را به حساب مسجد واریز می‌کنند. خرید مصالح از همین محل تأمین می‌شود و جوانان و نوجوانان مسجد و پایگاه بسیج به‌عنوان نیروی انسانی وارد میدان می‌شوند.
کوچه طبرسی شمالی‌۷؛ مزین به نام ابوالقاسم عباس‌زاده است و حسینیه بیت‌المهدی (عج) در قلب آن قرار دارد؛ مکانی که به‌عنوان پاتوق مذهبی اهالی شناخته می‌شود.
تیرماه امسال عضویت جواد کیاوند در کتابخانه امیرحسین فردی ۱۰ ساله شد. کیاوند که تراشکاری دارد، نادرست بودن این تصور که یک کتاب‌خوان حرفه‌ای، لابد شغلی مرتبط با مقوله فرهنگ دارد را اثبات می‌کند.
خیلی از اهالی او را «علی اطلاعاتی» و «خبرنگار محله» صدا می‌زنند.  اما «علی حیدرنیا» نه روزنامه‌نگار است و نه خبرنگار، فقط یک آرایشگر قدیمی است که سعی می‌کند از اخبار روز و حال همسایه‌ها خبر داشته باشد.
خیابان شهید‌بابانظر ۶ جایی است که همسایه‌ها دست‌کم هفته‌ای دو بار یکدیگر را می‌بینند و روز‌های شنبه برای فراهم‌کردن مقدمات یک دورهمی مؤمنانه به وسعت صد‌نفر و یکشنبه‌ها برای به‌ثمر‌رساندن نیت‌هایی از جنس امید و حاجت.
همسایه‌ها برای بردن سالخوردگان به زیارت امام‌رضا(ع) بانی می‌شوند. پیدا‌کردن این خادمان سخت نیست؛ به‌ویژه اگر از اهالی مسجد ولیعصر (عج) در میثم شمالی‌۴ جویایشان شوی.
چند دقیقه‌ای که پیرمرد جن‌گیر مشغول نوشتن دعا و طلسم است، همسرش از او چندنوبت برای بخت‌گشایی همسایه‌ها وقت می‌گیرد. چند نفر هم می‌آیند برای گرفتن طلسم‌هایی که نوشتنشان وقت زیادی می‌برده و حالا آماده شده است.