مسجد نوجوانها در محله شهید رجایی
یکییکی وارد مسجد میشوند. از پلههایی که سمت راستشان قرار دارد، پایین میروند و پشت میزهای مطالعه کوچکی که هم برای قرائت قرآن است و هم در کلاسهای آموزشی مسجد کاربرد دارد، مینشینند. تا وقت نماز فرابرسد، وقت برای خواندن سوره واقعه هست.
روخوانی و حفظ این سوره بابرکت جزو برنامههای هرشب نوجوانهایی است که حالا برای حضور در مسجد نه با اخموتخم سالخوردهها روبهرو هستند و نه قرار است به جرم کمسنوسال بودنشان، بیصدا در گوشهای از مسجد بنشینند که مبادا مزاحمتی برای کسی ایجاد کنند. آنها حالا صاحب مسجدی هستند که خودشان آن را اداره میکنند؛ فرصتی که امامجماعت مسجد در اختیار آنها گذاشته و همین باعث شده است هرکدام از آنها به اندازه یک آدم بزرگ، مشغله و مسئولیت داشته باشند.
مسجد نوجوانها
وقتی به مسجد شهرک شهیدرجایی که از فعالترین مساجد منطقه است میآییم، بیشتر بچهها حاضر هستند و هرکدام مشغول انجام کارهایشان در فضای زیرزمین آن. بقیه بچهها هم یکییکی از راه میرسند و پشت میزهای مطالعه کوچکی مینشینند که در طول مسجد و به فاصله چندمتر از هم ردیف شده است.
برگزاری نمازهای جماعت باشکوه و انجام فعالیتهای فرهنگی متفاوت باعث شده است تا این مکان مقدس، ویژگی متمایزی پیدا کند، اما آنچه این روزها بیش از هرچیز این مسجد را متمایز میکند، راهاندازی مسجد نوجوانهاست، بهطوریکه یک طبقه از مسجد در اختیار آنها قرار گرفته است تا تجربه اداره مسجد و برگزاری نمازجماعت را با همفکری و تلاش خودشان بهدست بیاورند نه بزرگترها! آنها که بیشتر ساکن شهرک شهیدرجایی و برخیشان دانشآموز مدرسه معارف اسلامی شهیدمطهری هستند، مسئولیتهای مختلفی برعهده دارند، به طوری که از امام جماعت مسجد گرفته تا نیروی تدارکات و نظافت مسجد از میان خودشان انتخاب شده است و البته این مسئولیتها به شکل چرخشی به آنها واگذار میشود.
مسئولان کوچک، مسئولیتهای بزرگ
بچهها و نوجوانها یکییکی وارد شده و هرکدام در جایی مشغول گفتوگو یا انجام کاری میشوند. یکی به دفتر مسجد که در بخش انتهایی آن قرار دارد، میرود و شروع میکند به بررسی مجموعهای مدارک و برنامهریزیهایی که مکتوب شده است. یکی بساط چای را آماده میکند. دیگری مشغول نظافت میشود و...
آنها که هرکدام مسئولیتی برابر با مسئولیت بزرگترها بهشان واگذار شده است، با دقت تمام مشغول انجام دادن وظایفشان میشوند تا ثابت کنند بهخوبی از عهده مسئولیتی که بردوششان گذاشته شده، برمیآیند.
خواستیم به نوجوانها شخصیت بدهیم
حاجآقا شریفی، امامجماعت مسجد جامع شهرک شهیدرجایی که در اصل راهاندازی مسجد نوجوانها ایده او بوده و برای محقق شدن این کار رایزنیهایی با اعضای هیئتامنای مسجد که اغلب افراد سالمند و جاافتاده هستند، انجام داده است، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. در مدت کوتاهی که برای تهیه گزارش به مسجد رفتهایم، وقت کافی برای شنیدن همه سخنان وی وجود ندارد و اگر قرار باشد پای همه آن حرفها بنشینیم، شاید لازم باشد یک روز کامل وقت گذاشته شود، ولی سعی میکنیم تا جایی که امکان دارد، سکوت کنیم و بشنویم. او از ایده و فکر تا اجرای برنامهای که میتواند به طرحی موفق و جامع تبدیل شود و گسترش یابد، سخن میگوید.
امامجماعت مسجد جامع شهرک شهیدرجایی میگوید: در طول دوسالی که امامجماعت این مسجد بودم، میدیدم که بچهها با علاقه به مسجد میآیند ولی تعدادشان زیاد نبود. برای همین مشوقهایی برای جذب آنها درنظر گرفتیم؛ مثلا برای هر کودک و نوجوانی که یک ماه یا دو ماه به مسجد میآمد، پارچه پیراهنی میخریدیم و آنها را نزد خیاطی که با او قرار گذاشته بودیم، میفرستادیم تا برایش بدوزد.
همین هدیه و تشویق باعث شد ۶۰ تا ۷۰ نوجوان را جذب مسجد کنیم ولی همانطور که به تعداد نمازگزاران نوجوان مسجد افزوده میشد، صدای نمازگزاران بزرگسال درمیآمد. آنها که متشکل از ساکنان و بازاریهای همین حوالی هستند، برخورد خیلی خوبی با بچهها نداشتند و اجازه نمیدادند آنها در صفهای اول بایستند و همیشه اگر حضورشان جای بزرگتری را میگرفت، با آنها برخورد میشد، بنابراین برای اینکه پتانسیل جذبشده را از دست ندهیم، مشوقهای دیگری درنظر گرفتیم و برنامه حفظ سوره واقعه را طرحریزی کردیم، به طوری که بابت حفظ هر صفحه، پاداشی مادی به آنها میدادیم.
در بین همین نوجوانهایی که برای حفظ قرآن میآمدند، با تعدادی نوجوان مستعد که در حین حفظ قرآن فن خطابه و سخنوری هم آموخته بودند، روبهرو شدیم و به این فکر افتادیم که بهگونهای از این استعداد آنها استفاده کنیم تا هم به رشد آنان کمک کند و هم از این استعداد درراستای بالا بردن سطح فرهنگی مسجد استفاده کنیم. این شد که ایده راهاندازی مسجد نوجوانها در زیرزمین مسجد به ذهنمان رسید و این طرح را با دیگر اعضا نیز در میان گذاشتیم که از آن استقبال شد.

امام جماعت کوچک
شانزدهساله است و دانشآموز سال دوم مدرسه علومومعارف اسلامی شهیدمطهری. از سه سال پیش به پیشنهاد یکی از دوستانش و بهخاطر یکی از معلمهایش که از فعالان مسجد بوده، پایش به این مکان باز میشود و میشود عضو کانون فرهنگی سلمان فارسی که زیر نظر مسجد جامع فعالیت میکند. در طرحهایی مثل خادمالصلوه بهعنوان یکی از اولین خادمان نوجوان حضور پیدا میکند تا اینکه با اجرای طرح «مسجد نوجوانها» بهعنوان امامجماعت، مشغول فعالیت میشود. حسن اروجی وقتی روبهرویمان مینشیند، رفتاری پخته و مثل آدمهای بزرگ دارد؛ شخصیتی که معلوم است بهخوبی در او شکل گرفته و او را از همسنوسالانش متمایز کرده است.
میگوید: اینکه امامجماعت همسنوسالانم هستم و عدهای به من اعتماد کرده و پشت سرم به نماز میایستند، هم خوشحالم میکند هم نگران؛ خوشحالم از اینکه این اعتماد به وجود آمده و تلاشهایم بیهدف نبوده است و نگرانم از اینکه نکند دچار غرور شوم. اروجی میگوید اصلا فکر نمیکرده روزی در این سن چنین جایگاهی در مسجد پیدا کند و خواستهوناخواسته الگوی دیگران قرار بگیرد؛ وظیفهای که سختیهای خاص خودش را دارد و بار مسئولیتش را بسیار سنگین میکند. امامجماعت نوجوان مسجد سلمان فارسی یادآوری میکند: در این شرایط میدانم که باید روی نمازم دقت بیشتری کنم، مراقب رفتارم باشم و روی حرفهایم فکر کنم.
او که در کنار این مسئولیت، روی درسهایش نیز باید وقت زیادی بگذارد، ادامه میدهد: خیلیوقتها از ساعت ۷ صبح تا ۴:۳۰ بعدازظهر کلاس دارم و بعد از آن هم باید به مسجد بیایم ولی حالا با برنامهریزی که خودش انجام داده است و همچنین برخی کلاسهای آموزشی که مسئولان مسجد برایشان درنظر گرفتهاند، مشکل درس و مشقش تا حد زیادی حل شده است.
امامجماعت نوجوان شهرک شهیدرجایی درباره تاثیری که این جایگاه هرچند غیررسمی برایش ایجاد کرده است نیز میگوید: پذیرفتن مسئولیت و در کنار آن تلاش برای انجام مطلوب آن یعنی پیشنماز شدن عدهای از همسنوسالان خودم، جایگاهم را در خانواده نیز تغییر داده است؛ مثلا اگر در گذشته من نمیتوانستم در مسائل خانواده دخالت کنم، حالا خانواده مرا در تصمیمگیریهایشان شرکت میدهند و به من اعتماد میکنند که فکر میکنم این اتفاق برای همه نوجوانهای این مسجد میافتد، چون بچهها در اینجا یاد میگیرند که سخنرانی کنند، مسائل را تبیین و بسیار اندیشه کنند.
امامجماعت مسجد جامع شهرک شهیدرجایی برای محقق شدن این کار رایزنیهایی با افراد سالمند انجام داده است
هیئتامنای مسجد نوجوانان
غیر از امامجماعت، اعضای هیئتامنا نیز از بخشهای مهم مسجد سلمان فارسی هستند که درواقع اتاق فکر مسجد نیز بهشمار میروند. ۷ عضو این هیئت با تشکیل جلسات هفتگی، درباره نیازها و مسائل مختلفشان به گفتوگو مینشینند، طرحها و ایدههایشان را مطرح و درباره چگونگی اجرای آنها برنامهریزی میکنند.
این ۷ عضو هرکدام مسئولیتهای دیگری هم دارند که هر ماه به صورت چرخشی به آنها محول میشود؛ مثلا همین عنوان امامجماعت نیز بعد از مدت کوتاهی به یکی دیگر از اعضا که شرایطش را داشته باشد، محول میشود. شریفی معتقد است با این کار همه اعضا به یک اندازه مسئولیتپذیر میشوند.
مسجد سلمان فارسی
شریفی ادامه میدهد: زیرزمین مسجد درواقع کانون فرهنگی سلمان فارسی است که زیر نظر مسجد فعالیت میکند و از آنجا که تصمیم گرفته شد که این مکان استفاده دومنظوره داشته باشد و مسجد نوجوانها هم باشد، عنوان مسجد سلمان فارسی را برای آن استفاد میکنیم و در حال حاضر نیز پیگیر ثبت این مسجد در مرکز رسیدگی به امور مساجد هستیم تا طرح تثبیت و مسجد نوجوانها مستقلتر شود.
آموزش فن خطابه و سخنوری
شریفی که معتقد است نوجوانها استعدادهای زیادی دارند که اگر در مسیر درست قرار بگیرد، به شکل مطلوبی شکوفا میشود، به برگزاری کلاسهای آموزشی مختلف، چون فن خطابه در مسجد اشاره میکند و میگوید: برگزاری این جلسات آموزشی، از برخی بچهها سخنوران خوبی ساخته است که با مطالعه و آگاهی که در کنار درس و مدرسه کسب میکنند، در مسجد برای یکدیگر سخنوری هم میکنند.
شانزدهساله و کمتر
حسینی از اعضای کانون که مدیر مسجد سلمان فارسی نیز هست و تفاوت سنی چندان زیادی با بچهها ندارد، در بیان ویژگیهای این مسجد میگوید: بزرگترین افراد در اینجا درنهایت شانزدهساله هستند و بقیه نوجوانهایی که تعدادشان به بیش از ۱۵ نفر میرسد، زیر ۱۶ سال هستند. با این حال آنها بهخوبی از عهده وظایفشان برمیآیند و سعی میکنند با گذاشتن وقت بیشتر این کمسنوسال بودنشان را جبران کنند.
*این گزارش در شماره ۱۴۳ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۲۴ فروردین ماه سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.