کد خبر: ۱۴۹۶۴
۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
اجتماعات شبانه

پنجاه سال همراهی زوج محله امام رضا(ع) با انقلاب

حضور در اجتماع‌های مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازه‌ای نیست. حالا نه‌تنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کرده‌اند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.

حضور در اجتماع‌های مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازه‌ای نیست. این زوج ساکن محله امام‌رضا(ع) از سال‌های پیش از پیروزی انقلاب با نشستن پای سخنرانی‌های رهبر شهید، حضور در تظاهرات و پیگیری فرمایشات امام‌خمینی (ره) نشان داده بودند که دل در گرو ولایت دارند.

آنها بعداز شهادت قائد امت اسلامی تاکنون، فقط شب‌های انگشت‌شماری در اجتماع مردمی حضور نداشتند. حالا نه‌تنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کرده‌اند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.

 

پای صحبت‌های حضرت آقا در سرشور

آقا‌محمدحسن، متولد شهرستان کاشمر است. او سال‌۵۵، هنگامی که نوزده‌ساله بود، برای اینکه در جلسات سخنرانی و روشنفکری آقا سیدعلی خامنه‌ای شرکت کند، سوار اتوبوس می‌شد تا خودش را به خانه رهبر شهید در سرشور برساند. او تعریف می‌کند: آن زمان فضای کشور پرالتهاب بود و کمتر‌کسی جرئت داشت درباره مسائل سیاسی و اجتماعی صحبت کند. آیت‌ا... مشکینی به‌خاطر همین موضوع به کاشمر تبعید شده بود و در همسایگی ما زندگی می‌کرد.

او که از‌طریق هم‌صحبتی با آیت‌الله مشکینی بینش سیاسی پیدا کرده بود، متوجه شد که آیت‌ا... سیدعلی خامنه‌ای در مشهد و در خانه خودشان سخنرانی می‌کنند؛ «هر‌دو هفته و گاهی هم هر هفته خودم را به مشهد می‌رساندم تا پای صحبت‌های حضرت آقا بنشینم. یادم است جوانان بسیاری مثل من در جلسه حضور داشتند.»

احمدیان، خانه رهبر شهید را بسیار ساده توصیف می‌کند و می‌گوید: لوازم خانه بسیار ساده بود. چند متکا برای تکیه‌دادن بود و از حاضران با چای پذیرایی می‌شد. حضرت آقا هیچ فاصله‌ای با حاضران نداشتند و با اینکه ممکن بود نفوذی یا حتی ساواکی و مخبر در جمع حضور داشته باشد، در این جلسه از همه با روی خوش استقبال می‌کردند. صحبت‌‎های ایشان آن‌قدر به دل می‌نشست که وقتی هفته بعد برای شرکت در جلسه می‌آمدم، تعدادمان بیشتر شده بود.

 

معلمی در مسیر آرمان‌ها

حضور در جلسات باعث شد آقا محمدحسن در شهرستان خودش هم دست به فعالیت‌های انقلابی بزند؛ «کاری که در آن برهه در شهرستان کوچکی مثل کاشمر از دست من برمی‌آمد، پخش اعلامیه و حضور در تظاهرات بود. سعی می‌کردم آنچه را در مشهد از آیت‌ا... خامنه‌ای شنیده‌ام، برای دوستان و افرادی که در کاشمر می‌شناختم، تعریف کنم تا آنها هم با رانت و فساد اقتصادی رژیم پهلوی بیشتر آشنا شوند.»

سال‌۵۷، بعد‌از پیروزی انقلاب، شغل دبیری را انتخاب کرد و همچنان، پر‌و‌پا قرص، پای آرمان‌هایش ایستاد. او با حضور در راهپیمایی ۲۲‌بهمن، روز قدس و همچنین شرکت در انتخابات، تلاش کرد شاگردان و فرزندانش را انقلابی بار بیاورد.

سال‌۱۳۶۹ به عشق همسایگی با حضرت‌رضا (ع)، دست زن و بچه‌اش را گرفت و ساکن مشهد شد؛ «همسرم نیز با من هم‌عقیده بود و همه راهپیمایی‌های این سال‌ها را با هم شرکت کردیم. خوشبختانه تربیت درست بچه‌هایم باعث شد آنها هم از کودکی تا الان که خودشان پدر و مادر‌ند، در مسیر انقلاب و روشنگری آرمان‌های نظام گام بردارند.»

 

اجتماعات شبانه

 

جای درستی ایستاده‌ایم

آقا‌محمدحسن هنگامی‌که خبر شهادت حضرت آقا را شنید، آن‌قدر شوکه شد که تا چند‌ساعت سردرد بود؛ «شنیدن این خبر باعث شده بود دوباره روز‌های جوانی‌ام را به یاد بیاورم وقتی پای صحبت‌های حضرت آقا می‌نشستم یا موقعی که روز اول سال نو در حرم امام‌رضا (ع) فرمایشاتشان را می‌شنیدم؛ برای همین مسکن دردم را رفتن به حرم امام مهربانی‌ها می‌دانستم. کمی با حضرت خلوت کردم و برای امام شهیدمان اشک ریختم تا خالی شوم.»

شب‌‎های زیادی همراه با دوستان و فامیل به مراسم می‌رویم تا نشان دهیم همچنان پا‌به‌قرص در میدان ایستاده‌ایم

او از شب اول شکل‌گیری اجتماعات مردمی در آن شرکت می‌کند؛ «یک ماه به اجتماع شبانه میدان امام‌خمینی (ره) رفتم تا اینکه مسجد عباسی که نزدیکی منزلمان است، این مراسم را در‌مقابل مسجد برپا کرد. از همان موقع تا الان در این تجمع شرکت می‌کنم.»

احمدیان در بیش‌از ۱۱۵‌شبی که مراسم اجتماع مردمی برپا بوده است، تنها به‌اندازه انگشتان دست نتوانسته در آن حضور یابد؛ «دوران هشت‌ساله دفاع مقدس می‌دیدم مردم پشت یکدیگر‌ند و در جبهه و پشت جبهه با جان و دل از هم حمایت می‌کنند و حالا هم دوباره همان صحنه‌ها را می‌بینم؛ کودکان، نوجوانان و بانوانی را می‌بینم که برای پذیرایی و پرچم‌گردانی می‌آیند، پیرمرد‌هایی که توان راه‌رفتن ندارند، جانبازان دفاع مقدس که با زحمت زیاد به‌دلیل معلولیت به مراسم می‌آیند. این نشان می‌دهد جای درست ایستاده‌ایم.»

 

حضور شبانه محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی در جبهه خیابان

 

سهم وجیهه‌خانم از یک حرکت مردمی

وجیهه‌خانم هنگامی‌که انقلاب به پیروزی رسید، دختری نوجوان بود ولی همراه پدر و مادرش به تظاهرات می‌رفت. بعد‌از پیروزی انقلاب اسلامی نیز رفت‌وآمدش به مسجد برای اقامه نماز باعث شد در فعالیت‌های فرهنگی مشارکت کند.

او نیز بیش‌از صد‌شب در اجتماع حضور داشته است، حضوری که همراه با کمک برای پذیرایی از شرکت‌کنندگان بوده است. وجیهه‌خانم می‌گوید: از بعد ماه مبارک رمضان که اجتماع مردمی در‌مقابل مسجد عباسی برگزار شد، خیران بسیاری برای پذیرایی داوطلب شدند. برای پخت‌و‌پز و آماده‌سازی در مسجد یا منزل یکی از بانوان بسیجی دور هم جمع می‌شویم تا قدمی در راه این کار خیر برداریم.

 

تا وقتی لازم باشد، در میدان می‌مانیم

وجیهه خانم، از دیدن بچه‌های کوچک در مراسم اجتماع به وجد می‌آید. او تعریف می‌کند: نوه دختری‌ام پنج‌ساله است. او هر وقت منزل ماست، ذوق و شوق زیادی دارد که همراهمان به اجتماع بیاید. پسرم نیز دو فرزند دارد. او دست بچه‌هایش را می‌گیرد و به اجتماع می‌برد. تلاش ما این است که از کودکی آنها را با آرمان‌های انقلاب آشنا کنیم.

وجیهه خانم خطیبی تا آخرین لحظه که دعای فرج خوانده می‌شود، در مراسم اجتماع حضور دارد؛ «برخی تصور می‌کردند رفته‌رفته تعدادمان در این مراسم کم شود، اما این‌طور نیست؛ شب‌‎های زیادی همراه با دوستان و فامیل به مراسم می‌رویم تا نشان دهیم همچنان پا‌به‌قرص در میدان ایستاده‌ایم و تا موقعی که رهبرمان بگوید، حضورمان در خیابان پرشور است.»

 

* این گزارش سه‌شنبه ۹تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام