پایان کمکخواهی، آغاز کارآفرینی
از پشت پنجره کارگاه، صدای یکنواخت چرخهای خیاطی میآید؛ صدایی که اگر چنددقیقه به آن گوش بدهی، دیگر شبیه صدای ماشین نیست، شبیه صدای زندگی است. زن جوانی پارچهای را زیر سوزن هدایت میکند. چندمتر آنطرفتر مردی مشغول برش پارچه است و در گوشه دیگری از سالن، بستههای لباس روی هم چیده شدهاند تا راهی مقصد شوند. کمترکسی، حدس میزند بسیاری از افرادی که امروز پشت این میزها و دستگاهها ایستادهاند، روزی نهچندان دور برای پیداکردن یک فرصت شغلی به همین ساختمان مراجعه کرده بودند؛ آدمهایی که بعضیشان هیچ مهارتی نداشتند، بعضیشان سالها از بازار کار دور مانده بودند و بعضی دیگر حتی اعتمادبهنفس شروع دوباره را از دست داده بودند.
در محله شهیدقربانی، جایی در حوالی خیابان پنجتن، مجموعهای شکل گرفته است که تلاش میکند تعریف متفاوتی از کار خیر ارائه دهد. اینجا کمتر از بستههای حمایتی و کمکهای مقطعی خبری میشنوید و بیشتر از آموزش، مهارتآموزی و اشتغال سخن گفته میشود. مدیران این مجموعه معتقدند کمک واقعی آن نیست که چند روزی مشکل معیشت یک خانواده را برطرف کند؛ کمک واقعی آن است که خانواده بتواند روی پای خودش بایستد و مسیر درآمدش را پیدا کند.
از یک ایده خیرخواهانه تا یک مجموعه چندهزارمتری
مؤسسه عامالمنفعه ضیافتالزهرا (س) حاصل تصمیم دو خیّر برای سرمایهگذاری روی اشتغال و توانمندسازی اقشار نیازمند است. احمد رضایی، مدیر مؤسسه، میگوید این مجموعه در سال۱۳۹۶ با همت مرحوم حاجشیخ علی موحدیان و یکی از شیعیان عربستان شکل گرفت. آنها تصمیم گرفتند بهجای ساخت یک مرکز توزیع کمکهای معیشتی، فضایی چندهزارمتری برای آموزش و اشتغال ایجاد کنند؛ فضایی که امروز بیشاز ۵ تا ۶ هزار مترمربع مساحت دارد و فعالیت رسمی آن از سال۱۴۰۰ آغاز شده است.
این مجموعه بهعنوان یک سازمان مردمنهاد فعالیت میکند و علاوهبر مجوزهای لازم از استانداری، موفق شده است مجوز یک آموزشگاه فنیوحرفهای را نیز با نام «آیندهسازان هدفمند» دریافت کند؛ آموزشگاهی که امکان صدور مدرک مهارتی برای هنرجویان را فراهم کرده است. رضایی معتقد است اگر قرار باشد فردی مسیر تازهای را در زندگی آغاز کند، آموزش باید جدی گرفته شود و مهارتآموزی نیز اعتبار رسمی داشته باشد.

جایی که پارچه فقط پارچه نمیماند
فعالیت اصلی مؤسسه امروز بر محور پوشاک و نساجی میچرخد. سه کارگاه تولید پوشاک و دو کارگاه نساجی در این مجموعه فعال هستند. اما تفاوت این کارگاهها با بسیاری از واحدهای تولیدی دیگر در این است که هدف نخست آنها تولید نیست؛ هدف اصلی، تربیت نیروی کار است. کارجویانی که به مجموعه معرفی میشوند، پساز طی مراحل پذیرش و بررسی شرایط، براساس علاقه و توانایی خود وارد یکی از بخشهای آموزشی میشوند.
دراینمیان، زنجیرهای طراحی شده است که از مراحل اولیه تولید پارچه آغاز میشود و تا تبدیل آن به پوشاک ادامه پیدا میکند. رضایی از این روند با عنوان «از نخ تا پارچه و از پارچه تا پوشاک» یاد میکند؛ چرخهای که به هنرجو اجازه میدهد با بخشهای مختلف تولید آشنا شود و مهارتهای متنوعی بیاموزد. درواقع، مؤسسه فضای کار، تجهیزات و زیرساخت را فراهم کرده است و تولیدکنندگان نیز درمقابل استفاده از این امکانات، نیروی انسانی را آموزش میدهند. به همین دلیل آموزش برای کارجویان رایگان است و هزینههای آن توسط مجموعه تأمین میشود.
سیاستی برای رفتن نه برای ماندن
برخلاف بسیاری از مراکز اشتغال، ضیافتالزهرا (س) ماندگاری نیروها را موفقیت نمیداند. مدیر مجموعه توضیح میدهد که فلسفه وجودی مؤسسه بر چرخش نیروی انسانی بنا شده است. قرار نیست افراد سالها در اینجا مشغول کار بمانند. آنها باید مهارت کسب کنند، تجربه بیاموزند، سپس مسیر مستقل خود را پیدا کنند. به گفته رضایی، تاکنون بیش از هزارنفر از آموزشها و خدمات این مجموعه بهره بردهاند و بخش شایانتوجهی از آنها توانستهاند فعالیت اقتصادی مستقلی را آغاز کنند. تنها در سال گذشته بیشاز دویستنفر در مراحل مختلف آموزش و کارورزی حضور داشتهاند.
نمونهای از این الگو را میتوان در تولید لباسهای یکبارمصرف بیمارستانی مشاهده کرد. مؤسسه فضای حدود دویستمترمربع را دراختیار این فعالیت قرار داده است، اما دامنه اشتغال آن فراتر از این مساحت است. پارچه در کارگاه آماده و برش داده میشود، سپس به خانهها میرود تا توسط خانوادهها دوخته شود و درنهایت دوباره به مؤسسه بازمیگردد تا بستهبندی و ارسال شود. به گفته مدیر مجموعه، امروز حدود ۱۵۰خانوار ازطریق همین مدل فعالیت خانگی با چرخه تولید در ارتباط هستند.

زنان، اولویت نخست یک طرح اجتماعی
بخش بزرگی از مخاطبان این مجموعه را زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار تشکیل میدهند. معرفی کارجویان معمولا ازطریق کمیته امداد، بهزیستی، شورای اجتماعی محلات و دستگاههای حمایتی انجام میشود. بسیاری از این زنان در شرایطی به مؤسسه مراجعه میکنند که سالها از بازار کار فاصله داشتهاند یا بهدلیل مشکلات خانوادگی و اقتصادی، فرصت یادگیری مهارت را پیدا نکردهاند.
رضایی میگوید: بعضی از مراجعهکنندگان در آغاز راه حتی انگیزه و اعتمادبهنفس لازم را ندارند. آنها با مشکلات متعدد معیشتی، روحی و خانوادگی روبهرو هستند. بااینحال تجربه نشان داده است که بسیاری از همین افراد پساز ورود به فضای کار و آموزش، تغییرات چشمگیری را تجربه میکنند. او از زنانی یاد میکند که با چند فرزند و در دشوارترین شرایط روحی وارد مجموعه شدهاند، اما با پشتکار و استمرار توانستهاند به درآمد برسند و زندگی خود را سامان دهند. به باور او، مهمترین دستاورد اشتغال فقط درآمد نیست؛ احساس مفیدبودن و بازگشت اعتمادبهنفس نیز از نتایج مهم آن به شمار میرود.
فقر مهارتی، مسئلهای فراتر از فقر اقتصادی
مدیر مؤسسه اعتقاد دارد بسیاری از مشکلات مناطق کمبرخوردار تنها با کمک مالی حل نمیشود. او میگوید: درکنار فقر اقتصادی، نوعی فقر مهارتی و حتی ضعف فرهنگ کار نیز وجود دارد که باید برای آن چارهاندیشی کرد. به همین دلیل مجموعه تلاش میکند نگاه خود را از فرد به خانواده گسترش دهد. اگر مادری برای آموزش وارد مؤسسه میشود، فرزندان او نیز در برنامههای آموزشی و فرهنگی قرار میگیرند. هدف آن است که فرهنگ مهارتآموزی و کار از نسلهای پایینتر آغاز شود و کودکان نیز با ارزش کار آشنا شوند.
رضایی معتقد است جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به صبر و پشتکار در مسیر یادگیری نیاز دارد.
او میگوید: بسیاری از نیروهای تازهوارد پیش از آنکه مهارتی کسب کنند، بهدنبال حقوق زیاد و مزایای کامل هستند؛ درحالیکه موفقیت در هر حرفهای نیازمند زمان، تجربه و طیکردن تدریجی مراحل رشد است.
در روزهای جنگ و بحران، مجموعه ناچار شد بخشی از ظرفیت خود را به امدادرسانی اختصاص دهد
روزهایی که چرخ خیاطی جای خود را به دیگ غذا داد
باوجود تمرکز مؤسسه بر اشتغالزایی، شرایط بحرانی گاهی مسیر فعالیتها را تغییر داده است. رضایی میگوید: در روزهای جنگ و بحران، مجموعه ناچار شد بخشی از ظرفیت خود را به امدادرسانی اختصاص دهد. در آن روزها کارگاهها و نیروهای مؤسسه در خدمت پخت و توزیع غذا قرار گرفتند و برخی روزها تا ۴ هزار پرس غذا برای خانوادهها تهیه و توزیع میشد.
بااینحال حتی آن روزها نیز نگاه اصلی مجموعه تغییر نکرد. کمکرسانی ضروری بود، اما هدف نهایی همچنان بازگرداندن افراد به مسیر کار و توانمندسازی بود؛ همان ایدهای که از نخستین روز شکلگیری ضیافتالزهرا (س) در ذهن بنیانگذاران آن وجود داشت.
امروز در ساختمان بزرگ مؤسسه، صدای چرخهای خیاطی همچنان شنیده میشود. صدایی که شاید در ظاهر فقط نوید تولید چند دست لباس باشد، اما برای بسیاری از خانوادههای این محله معنایی فراتر دارد؛ صدای فرصتی تازه برای ایستادن روی پاهای خود.
فراتر از کمکهای مقطعی
شاید یکی از جالبترین ویژگیهای ضیافتالزهرا (س) همین باشد که مدیرانش چندان علاقهای به استفاده از عنوان «خیریه» ندارند. آنها میگویند هرچند مجموعه با سرمایه خیران شکل گرفته، هدفش فراتر از توزیع کمکهای مقطعی است.
رضایی توضیح میدهد که با سرمایهای که برای این مجموعه هزینه شده بود، میشد یک کارخانه یا واحد تولیدی بزرگ تأسیس کرد و به سود اقتصادی رسید، اما تصمیم بنیانگذاران چیز دیگری بود. آنها میخواستند بستری ایجاد کنند که افراد نیازمند بتوانند مهارت یاد بگیرند، وارد بازار کار شوند و درنهایت خودشان به کارآفرین تبدیل شوند.
شاید به همین دلیل است که برنامههای توسعهای مجموعه نیز همچنان حول محور اشتغال میچرخد. پس از پوشاک و نساجی، راهاندازی کارگاه چرم ازجمله طرحهایی است که برای آینده درنظر گرفته شده است؛ حوزهای که هم بازار مناسبی دارد و هم امکان فعالیت خانگی در آن فراهم است.
نفس تازه یک هنر قدیمی
خانواده احمدی حدود یکسال پیش ازطریق فعالان حوزه دستبافتههای سنتی با مؤسسه ضیافتالزهرا (س) آشنا شدند. آنها آن روزها بهدنبال مکانی بودند که بتوانند فعالیت خود را توسعه دهند و افراد بیشتری را با هنر بافندگی آشنا کنند. نتیجه این آشنایی، شکلگیری کارگاهی شد که امروز یکی از بخشهای فعال مجموعه به شمار میرود.
قاسم احمدی میگوید: زمانی که پیشنهاد استقرار در این مجموعه مطرح شد، مدیران مؤسسه تنها یک خواسته داشتند؛ اینکه آموزش برای زنان سرپرست خانوار و افراد نیازمند کاملا رایگان باشد. به گفته او، این شرط نهتنها مانعی برای فعالیتشان نبود، بلکه دقیقا با دغدغهای همسو بود که سالها در ذهن خودشان داشتند. او معتقد است بسیاری از هنرهای سنتی نه بهدلیل کمبود بازار، بلکه بهخاطر کمبود آموزش و انتقال تجربه درمعرض فراموشی قرار گرفتهاند و هرچه تعداد هنرجویان بیشتر شود، شانس ماندگاری این هنرها نیز افزایش پیدا میکند.
شرایطی که امروز برای علاقهمندان این حرفه فراهم شده، با سالهای ابتدایی فعالیت آنها قابل مقایسه نیست. زمانیکه خودشان وارد این مسیر شدند، تهیه ابزار، تأمین سرمایه اولیه و پیداکردن بازار فروش هرکدام بهتنهایی یک چالش بزرگ بود. اما حالا کارآموزانی که وارد این مجموعه میشوند، میتوانند بدون نگرانی از این مسائل، همه تمرکز خود را روی یادگیری بگذارند. اما همچنان تهیه مواد اولیه، تبلیغات هدفمند در فضای مجازی و فروش کالا یکی از دغدغههای اصلی و مرکزی آقای احمدی است.
به اعتقاد احمدی، اگر علاقه و استعداد وجود داشته باشد، هنرجو میتواند در مدت کوتاهی اصول اولیه و مهارتهای اصلی کار را فرابگیرد و وارد مرحله تولید شود. ثمره این رویکرد در آمار آموزشهای انجامشده نیز قابل مشاهده است. این هنرمند در یک سال گذشته، به صورت حضوری و مجازی، چندصد هنرجو را در سطوح مختلف آموزش داده است. بخشی از این افراد، امروز در کارگاههای تولیدی مشغول فعالیت هستند و بخشی دیگر در خانههای خود کار میکنند.

مشکل، کارگر نیست؛ نخ است
در یکی دیگر از کارگاههای پوشاک مؤسسه، حمید نبیزاده پشت میز دفتر کارش مینشیند و از تجربه روزهایی حرف میزند که دیگر پیداکردن و آموزش نیروی کار ماهر، بزرگترین دغدغه تولیدکنندگان نیست، بلکه ماجرا برعکس شده است. نیروی آموزشدیده وجود دارد، فضای تولید فراهم است و کارجویان زیادی هم برای یادگیری مراجعه میکنند، اما گره اصلی جای دیگری افتاده؛ در تأمین مواد اولیه.
نبیزاده حدود یکسال پیش و درپی فراخوان مؤسسه ضیافتالزهرا (س) فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کرد. براساس این طرح، تولیدکنندگان میتوانند از فضای کارگاهی مؤسسه استفاده کنند، به شرط آنکه کارجویان معرفیشده را بدون دریافت هزینه آموزش دهند. او در این مدت دهها نفر را آموزش داده است و برخی از آنها امروز به نیروهای ماهر حوزه پوشاک تبدیل شدهاند. بااینحال، شرایط اقتصادی تولید را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است.
نبیزاده میگوید: امروز مشکل ما کمبود نیروی انسانی نیست. کارگر هست، مهارت هم هست، اما مواد اولیه بهسختی تأمین میشود. قیمت نخ در مدت کوتاهی چندبرابر شده و همین موضوع روی قیمت تمامشده محصولات تأثیر مستقیم گذاشته است.
او معتقد است اگر مواد اولیه با قیمت مناسب در دسترس باشد، بسیاری از کارگاههای کوچک و متوسط میتوانند ظرفیت تولید خود را افزایش دهند و افراد بیشتری را به کار بگیرند. باوجوداین مشکلات، نبیزاده همچنان به آموزش نیروهای جوان امیدوار است و از نوجوانانی یاد میکند که بدون هیچ تجربه قبلی وارد کارگاه شدهاند و پس از چندماه آموزش، به نیروهای حرفهای تبدیل شدهاند؛ «جوان شانزدههفدهسالهای بود که در مدت بسیار کمی تبدیل شد به یک برشکار پارچه و ماهی نزدیک به ۳۰میلیونتومان هم درآمد داشته است. راستش همهچیز بستگی به تلاش و همت طرف مقابل دارد؛ عدهای زودتر کار را یاد میگیرند و به درآمد میرسند و عدهای هم کمی دیرتر.»
* این گزارش یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۷ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ منتشر شده است.