کد خبر: ۱۴۸۲۸
۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
شهید سروی‌ها دوست داشت نشانی از او باقی نماند

شهید سروی‌ها دوست داشت نشانی از او باقی نماند

بعد از عملیات خیبر تا سال ۱۳۸۶ هیچ نشانی از شهید محمد‌هادی سروی‌ها نبود و نامش در لیست مفقود‌الاثر‌ها قرار داشت. شهید قبل از رفتنش گفته بود: دوست دارم جایی شهید شوم که هیچ نشانی از من نماند.

مرجان جاودانی| در بین اهالی محله‌اش حسابی شناخته شده است، آن‌قدر که وقتی اسمش می‌آید، انگشت‌ها نشانه می‌روند سمت خانه پدری‌اش. شهید «محمد‌هادی سروی‌ها» که امروز اسمش بر فراز کوچه‌شان در محله سعدآباد مشهد جاخوش کرده است، دوران کودکی‌اش را در خیابان قرنی گذرانده است. 

 

به عملیات خیبر اعزام شد و دیگر بازنگشت

این انقلابی متعهد هنوز مُهر دیپلمش از دبیرستان شهید فرازی در مطهری جنوبی خشک نشده بود که برای اعزام به جبهه اقدام کرد. او پای ثابت در برنامه‌های فرهنگی مسجدشان بود و در عزاداری‌ها هم هیات‌دار و مجلس‌گردان بود. وصف زندگی کوتاه این شهید از زبان خانواده‌اش شنیدنی‌ست. کمال سروی‌ها برادر این شهید که از قضا بر کرسی نمایندگی دوره چهارم مردم مشهد در شورای اسلامی هم تکیه کرده بود، می‌گوید: محمد‌هادی پس از چندبار جبهه رفتن در سال ۱۳۶۲، به عملیات خیبر اعزام شد و دیگر بازنگشت.

۴ سال مفقودالاثر بود

انگیزه من و ۴ برادر دیگرم از رفتن به جبهه تشویق پدر و مادرمان بود که معتقد بودند: دشمن به کشورمان حمله کرده و اگر جوانان همکاری نکنند، پس چه کسی باید در برابر دشمن ایستادگی کند، لذا تاکید داشتند که در هر زمان یکی از ما در جبهه حضور داشته باشیم.

در تفکیک منطقه با پیدا شدن پلاک و استخوان‌هایش پس از گذشت سال‌ها، برادرم را شهید خیبر اعلام کردند

به‌گفته وی، عملیات «خیبر»، آخرین عملیات محمد‌هادی بوده است؛ «چون بعد از آن عملیات نشانه‌ای از برادرم در دست نبود، تا ۴ سال گذشته نامش در لیست مفقود‌الاثران قرار داشت. در تفکیک منطقه با پیدا شدن پلاک و استخوان‌هایش پس از گذشت سال‌ها، برادرم را شهید همان تاریخ ۷ اسفند ۶۲ اعلام کردند.»

 

دوست دارم جایی شهید شوم که هیچ نشانی از من نماند

وی در پاسخ به حس و حال خانواده‌اش در طول سال‌های بی‌خبری می‌گوید: طبق خواب‌های مادرم و برخی از افراد فامیل همواره اعتقاد داشتیم که برادرم شهید شده و آنچه این باور ما را تقویت می‌کرد، اظهارات خود شهید بود که قبل از رفتنش گفته بود: دوست دارم جایی شهید شوم که هیچ نشانی از من نماند. وقتی مادرم دلیل این علاقه را سوال کرد، هادی جواب داد: من با خدا معامله‌ام را شروع کردم و دوست ندارم خریداری جز او داشته باشم!» سروی‌ها به نقل از برادرش می‌گوید: محمد‌هادی هرگز اهل خودنمایی نبود و حتی وقتی از سپاه دنبال وی آمدند، گفت: من بسیجی بودم و بسیجی می‌مانم!

 

*این گزارش آذر سال ۹۰ در شهرآرامحله منطقه ۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام