نتایج پربار حفظ قرآن در مدرسه تخصصی حضرت مهدی (عج)
شادی و اعتمادبهنفس در چهرههایشان موج میزند. تمام انرژیشان را ریختهاند توی صدایشان و آیاتی از سوره بقره را با لهجه عربی همخوانی میکنند؛ به صورت حفظ، روان و بدون کوچکترین اشتباه، طوری که اگر آنها را نبینی و فقط صدایشان را بشنوی، خیال میکنی قرآن را باز کردهاند و دارند کلام وحی را روخوانی میکنند.
دختران دانشآموز مدرسه تخصصی حفظ قرآن حضرت مهدی (عج) در محله خواجهربیع، بهعنوان نخستین نسل از دانشآموختگان این مدرسه، سال تحصیلی خود را با دستاوردهایی درخشان به پایان رساندهاند.
به یادسپاری با تکرار
سه بار گوشدادن، سه بار تکرار و همخوانی و سه بار هم زمزمه؛ آیه قرآن زودتر از آنچه تصور شود، در ذهنهای آماده و گیرای دختران، جای میگیرد. بهویژه اینکه حفظ، همراه با توجهبه مفاهیم است و نکات کاربردی آن، متناسب با درک دختران پایه چهارم و پنجم ابتدایی، توضیح داده میشود.
هرکدام از پنجاهدانشآموز دختری که امروز به بهانه گزارش ما و در ایام تعطیلی به مدرسه آمدهاند، ساکن یکی از محلات یا روستاهای آموزش و پرورش منطقه تبادکان هستند. آنها مدارسی به مراتب نزدیکتر از مدرسه حضرت مهدی (عج) را در محدوده سکونت خود داشتهاند. بااینحال، عشق به قرآن و بهیادسپردن آیات نورانی آن، باعث شده است خواهان تحصیل در مدرسهای باشند که در سال تحصیلی۱۴۰۴-۱۴۰۵، برای نخستینبار راهاندازی شد و با تربیت دانشآموزانی حافظ قرآن و موفق در تحصیل، ثابت کرد که با تغییر در شیوههای آموزشی مدارس، میشود به نتایج پربارتری دست یافت.
چالشهای ایدهای تازه
اجرای هر ایده تازه، دشواریهایی برای دستاندرکارانش دارد و تأسیس چنین مدرسهای که همزمان به پیشرفت علمی و حفظ قرآن دانشآموزانش توجه کند نیز از این قاعده مستثنا نیست. زهرا جواهری که مدیریت مدرسه را عهدهدار است، قصه تشکیل آن و گوشهای از چالشهایش را بازگو میکند؛ «آبان پارسال، براساس دستورالعملی فوری ازسوی آموزشوپرورش، این مدرسه را راه اندازی کردیم. اینجا سالها صرفا یک دارالقرآن بود و کلاسهای مختلف را برای ردههای سنی متفاوت برگزار میکرد؛ چیزی شبیه یک فرهنگسرا که درکنار برگزاری کلاسهای هنری و علمی، تمرکزش روی آموزش قرآن بود.»
با خانوادههای بسیاری تماس گرفتیم و شرایط مدرسه را توضیح دادیم. برخی استقبال کردند و برخی، جبهه گرفتند
سال تحصیلی شروع شده بود و دانشآموزان سر کلاسهایشان رفته بودند و این موضوع، کار مدیریت دبستان حضرت مهدی (عج) را برای شناسایی و جذب دانشآموزان قرآنی، دشوار کرده بود.
جواهری که علاوهبر چهاردهسال سابقه خدمت در آموزش وپرورش، حافظ کل قرآن نیز هست، از فراخوانهایی میگوید که در فضای حقیقی و مجازی منطقه تبادکان نشر داده شد تا دانشآموزان قرآنی، از تأسیس چنین مدرسهای خبردار شوند؛ «با خانوادههای بسیاری تماس گرفتیم و شرایط مدرسه را توضیح دادیم. واکنشها متفاوت بود. برخی استقبال کردند و برخی، جبهه گرفتند و همراهی نکردند.»
برای بهترین نتیجه
تصور نادرست درباره ماهیت مدرسه و اینکه چیزی است شبیه طرح مدرسه در مسجد از یک سو و بیمیلی نسبت به حضور فرزند در محیطی متفاوت از مدارس معمول، از دلایلی است که خانم جواهری برای مخالفت برخی والدین بیان میکند؛ «موافقت والدین، تنها ملاک ما برای ثبتنام نبود. ما به انتخاب دانشآموزانی درسخوان با نمرات خیلی خوب اصرار داشتیم؛ دانشآموزی که در آزمون کتبی ورودی از درسهای علوم و ریاضی قبول شود. همچنین والدین دانشآموز باید در مصاحبه حضوری شرکت میکردند تا مطمئن شویم برای حفظ قرآن ازسوی فرزند دخترشان، همراهاند. انتخاب ۲۶ دانشآموز پایه چهارم و ۲۴ دانشآموز پایه پنجم، نتیجه این فرایند بود.»
جواهری که علاوهبر مدیریت مدرسه، مربیگری برای حفظ قرآن دانشآموزان در سال تحصیلی گذشته را نیز برعهده داشته است، اینها را میگوید و به دقتی اشاره میکند که در انتخاب کادر آموزشی و اداری مدرسه، به خرج داده شد تا خروجی مدرسه تخصصی حفظ قرآن حضرت مهدی (عج) بهترین باشد.
اول نماز
بلندشدن صدای اذان ظهر، گفتوگوی ما را تا اتمام نماز جماعت در نمازخانه مدرسه، متوقف میکند. دختران دانشآموز، بدون اینکه از بلندگوی مدرسه، فراخوانی برای حضور در نماز جماعت داده شود، عازم حیاط هستند. برخی آستین بالا زدهاند و منتظرند نوبت وضوگرفتنشان شود و برخی دیگر، زودتر خود را به نمازخانه رساندهاند و در صفهای نماز، جاگیر شدهاند؛ با چادرهای عربی به رنگ سبز روشن که هدیه یکی از خیران به حافظان کمسنوسال این مدرسه قرآنی است.
مکبر، یکی از دانشآموزان است و امام جماعت، طلبهای جوان که کادر اداری مدرسه نیز به شمار میرود. دو معلم پایههای چهارم و پنجم، صمیمانه درکنار دانشآموزانشان نشستهاند تا نماز جماعت را همدلانه و درکنار یکدیگر، اقامه کنند.
فاطمه نظری، آموزگار پایه پنجم است و نیروی رسمی آموزشوپرورش. سوابقی مثل تحصیلات حوزویاش باعث شد با درخواست او برای خدمت در این مدرسه، موافقت شود. مهدیهسادات حسینی نیز آموزگار پایه چهارم است و نیروی رسمی آموزشوپرورش. وجه مشترک دیدگاه هردو آموزگار، این است که اشتغال دانشآموزان به حفظ قرآن نباید خللی در سطح علمی آنها ایجاد کند؛ بنابراین با تمام توان برای تقویت برنامههای علمی مدرسه تلاش میکنند.

برنامه فردی برای حفظ
«انگیزه و توان هر دانشآموز برای حفظ قرآن متفاوت است. برای همین هرکدام بسته به توانایی خودشان و میزان همراهی خانوادهشان، برنامه حفظ متفاوتی دارند تا روی ذهنشان فشاری نیاید.» نتیجه جملاتی که جواهری میگوید، خروجیهای متفاوت به تعداد دانشآموزان مدرسه است. برخی در این سال تحصیلی، به حفظ جزء پنجم قرآن رسیدهاند و برخی دیگر، توفیق حفظ دو جزء قرآن یا بیشتر را داشتهاند.
او درباره تفاوت ساعات آموزشی این مدرسه با مدارس عادی میگوید: مدارس دیگر روزی پنجساعت آموزش دارند و ما ششساعت. بعد از عید نوروز، برای حفظ کیفیت آموزشمان با اطلاع آموزشوپرورش، کلاسها را سه روز در هفته و حضوری برگزار کردیم، در یکی از دارالقرآنهای محدوده خواجهربیع.
آنطورکه جواهری میگوید، حفظ قرآن، برنامهای مستمر است که نباید در آن وقفهای رخ دهد؛ بنابراین برای امیدهای علمی و قرآنی منطقه در ایام تابستان هم، کلاسهای حضوری و مجازی برگزار خواهد شد؛ کلاسهایی شاد، جذاب و قرآنی که رنگوبویی از کسالت یا اجبار برای حضور در آن دیده نمیشود.
تماشای ثمره انس با قرآن
فاطمه عطار، دیپلم علوم تجربی، مادر دانشآموز ریحانه دهقانپور
من حافظ یازدهجزء قرآن کریم هستم و فضای قرآنی در خانوادهمان جاری است. دخترم، ریحانه، قبلا جزء۳۰ را حفظ کرده، اما بخشی از آن را از خاطر برده بود. اوایل مهر که مدیریت اینجا با من تماس گرفتند و ثبت نام ریحانه در مدرسه تخصصی حفظ را پیشنهاد کردند، خیلی خوشحال شدم. قضیه برایم فقط حفظ قرآن نبود؛ میخواستم ریحانه در یک محیط فرهنگی سالم رشد کند. دلم میخواست در مدرسهای درس بخواند که اگر اسم قرآن را یدک میکشد، ثمره انس با قرآن را در کادر آموزشی و اداری مدرسه هم ببینم.
این مدرسه، همان است که میخواستم و ارزشش را دارد که هرروز، فاصله خانهمان از روستای زیرکن تا اینجا را طی کنیم. وضعیت درسی خوب و داشتن زمینه قرآنی، دو شرط ثبتنام در مدرسه بود که ریحانه، هردو را داشت. دخترم امسال، علاوهبر پیشرفت تحصیلی، جزء سیام قرآن را تثبیت کرده و جزء یک را هم حفظ شده است.

ماجرای یک عهد
مریم نکستان، آموزگار مدرسه پسرانه آیتالله طالقانی، مادر دانشآموز آرتمیس حکیمی از همان ابتدا با خدا عهد کرده بودم که آرتمیس را قرآنی بار بیاورم. همیشه دغدغه انتخاب مدرسهاش را داشتم و میخواستم در جهت قولی که به خدا دادم، قدم بردارم. مهر پارسال، وقتی اطلاعیه جذب دانشآموز در مدرسه تخصصی حفظ قرآن حضرت مهدی (عج) را دیدم، با خودم گفتم همه تلاشم را میکنم دخترم را بفرستم این مدرسه. وقتی خودم و آرتمیس در آزمون و مصاحبه ورودی شرکت کردیم و نتیجه، قبولی دخترم شد، از صمیم قلب خوشحال شدم. هرچند این قبولی برایم سختیهایی هم داشت. مدرسه تا منزل، فاصله دارد و باید برایش سرویس بگیرم.
شیفت مدرسه آرتمیس، ثابت است و شیفت مدرسهای که من درس میدهم، چرخشی. اینجا شهریه هم دارد. من همه این هزینهها و سختیها را با افتخار، قبول کردم به این امید که دخترم درکنار علم، آموزشهای قرآنی ببیند، بیش از چیزی که در مدارس عادی تدریس میشود.
در این مدرسه قرآنی، همهچیز عالی است و از آسیبهایی که نگرانم کرده بود، خبری نیست
کادر آموزشی خوب و بااخلاق، فرزندانی از خانوادههای محترم و قرآندوست و پیشرفت قرآنی آرتمیس، بدون اینکه فشاری روی ذهنش بیاید، چیزی بوده است که من تا الان دیدهام. کارهای فوق برنامه مدرسه در مناسبتها آنقدر خوب است که اگر این مدرسه، تا دبیرستان هم ادامه داشته باشد، انتخاب اولم برای ثبت نام دخترم خواهد بود.
سختیهایش ارزش دارد
سارا نوری - دانشآموز پایه پنجم
خانه ما سمت بزرگراه شهیدچراغچی است. اتفاقی با اینجا آشنا شدم. تابستان پارسال، آمده بودیم دفتر پیشخوانی که نزدیک آرامگاه خواجهربیع است. چشممان به دارالقرآن افتاد. پرسوجو کردیم و فهمیدیم برای من هم کلاس قرآن دارد. تابستان که تمام شد، اینجا تبدیل شد به مدرسه. زنگ زدند و گفتند اگر دوست داشته باشی میتوانی ثبتنام کنی. پدر و مادرم را به اصرار راضی کردم که ثبتنامم کنند.
مدرسه خیلی خوبی است. تمیز است، کلاسمان شلوغ نیست و بچهها خیلی مؤدب هستند. دلیلش این است که دارند قرآن حفظ میکنند، با مفاهیم قرآن آشنا میشوند و الگو میگیرند. معلمما هم منظم میآید سر کلاس و مثل مدرسه قبلیام، غیبت ندارد. اما راستش راهم دور است و باید با اتوبوس، تنهایی رفتوآمد کنم. من این سختیها را به خاطر قرآن قبول کردهام و حتی یک بار هم نشده که پیش خودم بگویم کاش به این مدرسه نمیآمدم. الان دو جزء قرآن را حفظ شدهام. حفظ قرآن، نه خیلی سخت است و نه خیلی آسان. از پسش برمیآیم. دلم میخواهد با کمک مربی حفظ قرآنمان، خانم جواهری، بتوانم حافظ کل قرآن بشوم.
رفع دغدغههای فرهنگی
لیلا شاد، کارشناس روانشناسی، مادر دانشآموز صبا کاظمی
برای من که به خاطر حفظ قرآن و تدریس خصوصی آن، چندین سال است با قرآن مأنوس هستم، سخت بود دیدن آسیبهای فرهنگی رایج در مدرسه سابق دخترم، صبا. مثلا وقتهایی که در مدرسه، جلسهای برگزار میشد، برخی والدین، ادب حضور در محیط آموزشی را رعایت نمیکردند و با پوششها و آرایشهایی عجیب، در جلسه، ظاهر میشدند.
از چنین والدینی، بعید نبود داشتن فرزندانی که در مدرسه، حرفشان از سگهایی باشد که در خانه نگهداری میکنند. دلم نمیخواست صبا در چنین فضایی درس بخواند. ازطرفی، دخترم وارد وادی حفظ قرآن شده بود، اما چون مدرسه سابقش در جریان برنامه حفظ او نبود، تحتفشار قرار میگرفت. مثلا روزی که باید یک صفحه از محفوظات قرآنیاش را به من تحویل میداد، امتحان ریاضی هم داشت و این ناهماهنگی، جلو رشدش را گرفته و توانسته بود فقط دوونیم جزء را حفظ کند.
در این مدرسه قرآنی، همهچیز عالی است و از آسیبهایی که نگرانم کرده بود، خبری نیست. علاوهبر کمجمعیتبودن مدرسه، فضای علمی همراه با معنویت است. برنامههای فرهنگی مختلفی برگزار میشود، ادب قرآنی را در رفتار اولیای مدرسه، دانشآموزان و والدینشان میبینم و... خدا را شکر دخترم به حفظ جزء پنجم قرآن رسیده است.

آشنایی با مفاهیم قرآن
مطهره منفرد استاد - دانشآموز پایه پنجم
مهر پارسال، معلم کلاس چهارمم در مدرسه مهر مادر پیام داد و گفت مدرسهای هست که در آن درکنار درس، بچهها قرآن را هم حفظ میکنند. آمدم اینجا ثبتنام کردم، آزمون دادم و قبول شدم. وقتی که مدرسهها حضوری بود، هر روز بخشی از مسیر را با ون و بخش دیگر را پیاده میآمدم تا به مدرسه برسم. عیبی ندارد که راهم دور است، چون مدرسه خوبی داریم.
خانم جواهری که مدیر مدرسه و مربی حفظ قرآنمان است، خیلی خوب است و اشکالاتمان را رفع میکند. فقط کاش، مسئولیت کمتری در مدرسه داشت تا بیشتر با ما قرآن کار میکرد. با کمک او و تلاش خودم، جزء ۳۰ قرآن را تمام کردم و سوره بقره را هم تا آیه ۱۳۰ حفظ شدم.
برنامهام این است که روزی پنجخط قرآن حفظ کنم با شیوهای که ایشان یادم دادند. حفظ قرآن و مرور آن تقریبا یک ساعت طول میکشد. کنار حفظ، با مفهوم آیهها هم آشنا میشویم، مثلا میدانم آیه ۱۰۲ سوره بقره درباره ماجرای دو فرشته به نام هاروت و ماروت است؛ همچنین درباره حضرت سلیمان (ع) و جادوگریهایی که یهودیها برای جداییانداختن بین همسران استفاده میکردند.
*این گزارش یکشنبه ۱۷خردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۶ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.