صنعت صابونسازی ۱۲۳ سال پیش در مشهد خودکفا شد
جواد نوائیان رودسری| ایرانیان در سیرت و صورت قومی پاکیزهاند؛ مردمانی مهربان و نیکخو که به تمیزی جسم و جان اهمیت فوقالعادهای میدهند و در میان اقوام غرب آسیا، در این زمینه نظیر و مانندی ندارند. به همین دلیل از دیرباز، صنایع مرتبط با محصولات بهداشتی در ایران، فعالیت چشمگیر و سودآوری داشته و مشهد، به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای چند سده اخیر این سرزمین، یکی از کانونهای تولید محصولات بهداشتی و در رأس آنها «صابون» محسوب میشدهاست.
قدمت ساخت صابون و صنعت صابونپزی در مشهد به تحقیق معلوم نیست، اما چنین به نظر میرسد که نیاز دائمی به این محصول، باعث شدهبود که کارگاههای مربوط به آن همیشه در شهر دایر باشد و مردم مشهد، عموما از صابونهای ساخت این شهر استفاده کنند.
به تازگی و ضمن مرور روزنامه «ادب»، نخستین جریده چاپ شده در مشهد، به قدیمیترین آگهی فروش صابون در این شهر برخورد کردم؛ یک آگهی ویژه که از جهات بسیاری، قابل مطالعه است و قصد دارم در این گزارش، آن را بررسی کنم، اما پیش از این بررسی، بد نیست با هم مرور مختصری بر تاریخ تولید مواد بهداشتی و به ویژه صابون در ایران داشتهباشیم.
نگاهی به سابقه تولید «صابون»
نگاهی به تاریخ بهداشت در ایران نشان میدهد که تا پیش از ورود ماشینآلات مدرن، تولید مواد شوینده حرفهای کاملا بومی، تجربی و متکی بر مواد اولیه در دسترس بودهاست. در قرون اولیه اسلامی، شستوشو فراتر از کاربرد آب خالی بود. زکریای رازی، پزشک و شیمیدان بزرگ ایرانی، در رسالات خود به ترکیب مواد قلیایی (بهدستآمده از خاکستر گیاهان) و چربیها برای ساخت شویندههای اولیه و شاید صابون اشاره کردهاست.
ابنسینا در کتاب مشهور «قانون در طب»، فصلی را به حفظ سلامت پوست و مو اختصاص داده و استفاده از گلهای معدنی مانند گل سرشوی، کتیرا و سدر را برای پاکیزگی توصیه میکند. در این دوران، صابون جامد به شکلی که امروز میشناسیم، کمتر رایج بود و مردم بیشتر از ترکیب چربیهای حیوانی (پیه) و سود سوزآور طبیعی برای شستوشو استفاده میکردند. با آغاز دوره صفویه و رونقگرفتن شهرنشینی و ساخت گرمابههای عمومی فراوان، مصرف شویندهها به شکل چشمگیری افزایش یافت.
ژان شاردن، سیاح فرانسوی که در این عصر به ایران سفر کردهاست، در سیاحتنامه خود به اهمیت گرمابهها در زندگی روزمره و استفاده فراوان ایرانیان از ترکیباتی، چون سپیدآب، روشوی و حنا اشاره میکند. در این دوره، صابونپزی به عنوان یک صنف مستقل در بازارهای شهرهای بزرگ شکل گرفت. تولیدکنندگان، پیه گوسفند یا گاو را با قلیا (سود سوزآور) میجوشاندند و صابونهایی با ظاهری خشن، اما قدرت پاککنندگی بالا تولید میکردند.
در دوران قاجار، شهرهایی مانند مراغه، رودبار و بروجرد به قطبهای تولید صابون سنتی در ایران تبدیل شدند؛ چنانکه «صابون مراغه» که ترکیبی از دنبه گوسفند و سود سوزآور بود، به یک نشان تجاری معتبر در سراسر کشور بدل شد. یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصرالدینشاه در یادداشتهای خود مینویسد که ایرانیان در شستوشو وسواس خاصی دارند، اما صابون تولید داخل به دلیل تصفیهنشدن کامل چربیها، گاه بوی نامطبوعی دارد و پوست را خشک میکند.
با این حال، ویلم فلور، پژوهشگر و تاریخنویس، در کتاب «سلامت مردم در ایران قاجار» تأکید میکند که همین صابونهای سنتی، نقش مهمی در کنترل بیماریهای عفونی پوستی طی این دوره تاریخی داشتهاست. در این بین، شهر مشهد نیز، چنانکه اشاره شد، به دلیل جایگاه مذهبی و حضور دائمی زائران، از دیرباز یکی از کانونهای اصلی تولید و مصرف لوازم بهداشتی بودهاست.
وجود گرمابههای وقفی و عمومی متعدد در اطراف حرم مطهر، تقاضا برای سپیدآب (روشوی)، سدر، حنا و صابونهای محلی را در بازارهای این شهر بالا نگه میداشت. صابونپزان خراسانی با بهرهگیری از چربی فراوان دامهای منطقه و ترکیب آن با گیاهان دارویی محلی، نیاز زائران و مجاوران را به محصول صابون برطرف میکردند.
با این حال، به ویژه بعد از دوره ناصرالدینشاه و گسترش واردات محصولات گوناگون و متنوع بهداشتی به مشهد، رونق کارگاههای صابونپزی این شهر تحتتأثیر کیفیت محصولات وارداتی، به ویژه محصولات اروپایی قرار گرفت؛ هر چند که با توجه به قیمت بالای این محصولات، خرید محصولات قدیمی در مقیاسی قابل قبول ادامه پیدا کرد.
در ابتدای دهه ۱۲۸۰ خورشیدی، صابونپزهای مشهدی به این نتیجه رسیدند که باید برای رقابت با محصولات خارجی و افزایش فروش، از ظرفیت «اعلان» (آگهی) در روزنامه تازه منتشر شده «ادب» استفاده کنند. این روزنامه، نخستین روزنامه یا دقیقتر بگوییم «جریده» تاریخ شهر مشهد بود که توسط «ادیبالممالک فراهانی» در این شهر انتشار یافت.
بازخوانی یک آگهی و رپرتاژ تاریخی
با عنایت به دغدغه ایجاد شده، نخستین آگهی مربوط به فروش صابون در مشهد، اواخر اردیبهشت سال ۱۲۸۱ خورشیدی به دفتر روزنامه که در آن زمان، جایی در «کوچه مدرسه دودرب» و حوالی مسیر بازار قدیمی مشهد قرار داشت، تحویل دادهشد. آگهیدهنده صاحب یکی از مشهورترین کارگاههای صابونپزی مشهد، «مشهدی نصیر تاجر قراباغی» مشهور به «نصیر حاجییوف» بود.
حاجییوف که با توجه به امضای پای آگهی، ظاهرا از این نام به عنوان برند تجاری محصولاتش استفاده میکرد، در متن آگهی (که در صفحه آخر شماره ۲۱ جریده ادب، در سال دوم، مورخ ۳۰ اردیبهشت ۱۲۸۱ منتشر شد) نوشتهبود:
«اعلان کارخانه صابونپزی / این بنده مشهدی نصیر تاجر قراباغی محض آسایش عموم خلق در منزل خودم که در محله سراب محاذی قبرستان و جنب آبانبار فریدونخان است، کارخانه صابونپزی دایر کردهاست از هر قسم صابون عطری بسیار اعلا و صابونهای متفرقه مثل صابونهای عطری که از خارجه میآورند ساخته و موجود است. هر کس طالب است به محل مزبور رجوع فرماید. امیدوارم که بعد از امتحان دیگر محتاج بهصابون خارجه نباشند. یا در کاروانسرای حسینیه در اطاق تجارتی بنده رجوع فرمایند. نصیر حاجییوف».
به نظر میرسد که میان حاجییوف و ادیبالممالک فراهانی یا معاون وی «میرزاصادقخان تبریزی»، دوستی و رفاقتی وجود داشته. چون کمتر از دو ماه بعد، در شماره ۲۷ نشریه ادب (سال دوم، ۱۷ تیر ۱۲۸۱ خورشیدی)، گزارشی درباره کارخانه صابونپزی حاجییوف قلمی شدهاست که در واقع باید آن را نوعی «رپرتاژ آگهی» بدانیم. در این گزارش که باز هم در صفحه آخر چشمنوازی میکند، میخوانیم:
«ایضا / کارخانه صابونپزی مشهدی نصیرقراباغی که در سر قبرستان سراب جنب آبانبار فریدونخان واقع است و سابقا افتتاح آن را اشاره کردیم، چندی قبل نگارنده را در آن کارخانه گذار افتاد و متاع آن را به رأیالعین مشاهده نمودم. انصافا این شخص عزیز غیرتمند بسیار زحمت کشیده و مسلمانان را از استعمال صابونهای شبههدار فرنگی که ما نمیدانیم از پیه کدام جانور و مذبوح کدام ملت ساخته شدهاست، مستغنی کرده.
صابونهای او در نهایت امتیاز و خوبی و دارای اقسام متعدد برای شستن دست و صورت و سر و لباس از عطری و ... در کمال ارزانی فروخته میشود. باری بعد از رفتن به آنجا و ملاقات با صاحب کارخانه و تماشای صابونها، قدری از صابون مشارالیه هم به جامه نگارنده خورد و چند دانه هم برای نمونه بتوسط این بنده تقدیم پیشگاه بندگان ایالت کبری مدظلهالعالی گردید و به نهایت مستحسن و مرغوب واقع شد. از خدا میخواهیم که امثال اینگونه مردم اسلامپرست را که طالب رفاه و راحت و طهارت مسلمانان میباشند در مملکت ما محفوظ و زیاده فرماید. الحق در میان مسلمانان یک نفر مشهدی نصیر کم است. اقلا هزار نفر مشهدی نصیر لازم داریم که سایر امور را هم اصلاح نمایند.»
گزارش مربوط به کارگاه صابونپزی «حاجییوف» و «رپرتاژ» مربوط به آن، دربرگیرنده مطالب بسیار مهم و کلیدی درباره برههای دارای اهمیت از تاریخ معاصر مشهد و ایران است که در ادامه به مرور و بررسی آنها میپردازیم.

فصلی فراموششده از نهضت خودکفایی
موضوع تلاش برای خودکفایی و رهایی از وابستگی به محصولات وارداتی، به ویژه محصولات غربی، از دوره فتحعلیشاه قاجار و با برخی اقدامات عباسمیرزا نایبالسلطنه و قائممقام فراهانی آغاز شد. این تلاشها در دوره صدارت امیرکبیر به اوج خودش رسید و چنانکه فریدون آدمیت در کتاب «امیرکبیر و ایران» روایت میکند، گستره آن به حوزههای گوناگون از معدن و اسلحهسازی گرفته تا ساخت یراق لباس نظامیان کشیدهشد.
با این حال، برکناری و سپس شهادت میرزاتقیخان امیرکبیر باعث رکود جدی در این عرصه گردید و بازار ایران را در اختیار خارجیها قرار داد و سیل کالاهای اروپایی، به ویژه پارچه و منسوجات، از غرب به سوی کشور ما سرازیر شد و به تدریج، صنایع محدود و معدود داخلی را عقب راند. این وضعیت، تقریبا تا اواخر دوره ناصرالدینشاه باقی بود و با وجود انتشار افکار ترقیخواهانه از سوی برخی رجال دینی و ملی، اقدام قابل توجهی برای ترمیم آن صورت نگرفت.
صابونپزهای مشهدی به این نتیجه رسیدند که باید برای رقابت با محصولات خارجی و افزایش فروش از ظرفیت آگهی در روزنامه استفاده کنند
تا اینکه در سال ۱۲۷۸ خورشیدی، سه سال پیش از انتشار این آگهی و رپرتاژ، «شرکت اسلامیه» با میدانداری تعدادی از علما، از جمله «آقا نجفی» و «حاجآقا نورالله» اصفهانی، با هدف اولیه تبلیغ و ترویج پارچه و منسوجات داخلی تأسیس شد و در اندک زمانی توانست موفقیتهای گستردهای به دست آورد.
هر چند که این توفیق، به دلیل نفوذ گسترده استعمار انگلیس از یکسو و فقدان پشتیبانی حکومتی از سوی دیگر، دوام پیدا نکرد، اما دیدگاههای ناشی از این فعالیت، به شیوهها و الگوهای گوناگون، در جامعه آن روز ایران نهادینه و به تدریج، تبدیل به آرمانی ملی شد.
برخی از دیدگاههای انتشار یافته از این قرار بودند: ۱- برتری کالای داخلی بر کالای خارجی، ۲- برتری کالای ساخت ممالک اسلامی بر غیراسلامی، ۳- ترویج، تبلیغ و حمایت از تولیدکنندگان داخلی و تلاش برای ساخت نمونههای مشابه و همتراز کالاهای غربی در ایران و ۴- تأکید بر دو اصل اسلامیت و ملیّت به صورت توأمان و در راستای تقویت اقتصاد داخلی و منطقهای.
این دیدگاهها در بیشتر نشریات فعال دوره مذکور هم به شدت تبلیغ میشد. استفاده از عنصر رسانه برای نهادینه کردن این دیدگاهها، اسباب فراگیر شدن آنها را فراهم کرد و به این ترتیب، موجی در میان مردم ایجاد شد که دستکم برای حدود یک دهه ادامه داشت و اگر اسباب و وسایل بقای آن تأمین میشد، میتوانست ایران را تا مرحله خودکفایی در بسیاری از عرصههای صنعتی و کشاورزی پیش ببرد.
رگههایی از «نهضت خودکفایی» در آگهی «حاجییوف»
آگهی صابونپزی «حاجییوف» در برگیرنده تمام آن چیزی است که درباره نهضت خودکفایی آن دوره گفتیم. چه در آگهی و چه در رپرتاژ، مسئله بینیازی از کالاهای وارداتی و مشابه، به شدت محل توجه است و ظاهرا روشی برای تبلیغ محصول میان مردم محسوب میشود و حکایت از آشنایی جامعه با چنین لحن و استدلالی دارد.
از سوی دیگر، در هر دو متن منتشر شده در روزنامه ادب، مسئله همسطح بودن کیفیت محصول کارگاه صابونپزی حاجییوف با نمونههای خارجی، مورد تأکید قرار گرفتهاست و تلاش میشود که مخاطب از قید وابستگی ذهنی خلاص شود و اصالت و کیفیت محصولات داخلی را بپذیرد.
لحن آگهی و رپرتاژ، تنها رویکرد اقتصادی ندارد و به دنبال فروش کالا نیست؛ گویی این تبلیغ رسانهای، رستاخیزی برای بریدن قیدهای وابستگی هم هست؛ هر چند وابستگی منظور نظر این تبلیغ در یک کالای خاص منحصر شدهباشد. بنابراین، آنچه در این دو گزارش خاص و ویژه میبینیم، بخشی از یک نهضت سراسری در تاریخ معاصر ایران محسوب میشود که باید آن را نخستین اقدام مردمی برای عبور از وابستگی و رسیدن ایران به خودکفایی بدانیم؛ نهضتی که البته چندان شناخته شده نیست و باید دربارهاش بیشتر گفت و نوشت.
چند نکته درباره مشهد قدیم
درکنار محتوای مهم گزارش، از بُعد تاریخ مردمی و اجتماعی ایران، توجه به شواهد مربوط به تاریخ شهر مشهد در آن هم ضروری و مهم است. نخست اینکه طبق گزارش موجود، در مشهد ۱۲۳ سال پیش، ساخت صابونهای عطری متداول بود و برخلاف باور عمومی، مردم فقط مجبور به مصرف صابونهای زمخت و گاه بدبوی مراغه نبودند و تنها از این نوع صابون استفاده نمیکردند.
دوم اینکه در عرصه محصول صابون، تنوع کاربردی وجود داشت و انواع صابون، شامل صابون دست و صورت، رختشویی و حمام با عطر و کیفیتهای گوناگون در اختیار مردم قرار میگرفت. سوم اینکه مشهدی نصیر حاجییوف، چنانکه از نامش پیداست، باید از قفقازیهای مقیم مشهد باشد که در آن دوره، بخشی از جمعیت شهر را به خود اختصاص دادهبودند و بعدها، افرادی مانند برادران «نصیرزاده» از میان آنها برخاستند که در توسعه فضاهای فرهنگی مشهد به ایفای نقش پرداختند. قفقازیها در فعالیتهای مشروطهخواهی مشهد نیز، نقشی محوری داشتند.
چهارمین نکته مربوط به محل قرار گرفتن کارگاه صابونپزی حاجییوف است. طبق گزارش آگهی، آدرس کارگاه «در محله سراب محاذی قبرستان و جنب آبانبار فریدونخان» قرار داشت. با نگاهی به نقشه «دالمج» که مربوط به ابتدای سال ۱۲۴۹ خورشیدی است، میتوان حدود آن را جایی در جنوب باغ قدیمی «خاننایب» و در جوار گذری که به حمام و تکیه سراب میرسید، در نظر بگیریم.
* این گزارش دوشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۱۵۱ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.