نخبه محله سجاد از شکستهای خود درس میگیرد
انگار همین دیروز بود که مدام در گوشم میخواندند برای داشتن یک آینده خوب باید راه درست را انتخاب کنم؛ که هر وقت بزرگ شدم برای خودم کسی باشم و دستم بابت گرفتن چندرغاز به سمت کسی دراز نباشد. مجتبی از دنیای خاطراتش بیرون میآید و دست ما را هم میگیرد و سوار عقاب خیال پرواز میدهد.
هر چند فقط ۴۰ بهار را تجربه کرده، اگر بخواهی پای خاطراتش بنشینی، حرفهای زیادی به اندازه یک سده برای گفتن دارد. حرفهایی که آمیزهای از گذر سریع زمان و کسب تجارب ارزشمند است. «اول دبیرستان که بودم مدام در درس شیمی مردود میشدم! روزها گذشت تا به مقطع دوم دبیرستان رسیدم و به کلاس معلمی دوستداشتنی به نام آقای کریمپور رفتم. شیوه تدریس او آنقدر لذتبخش بود که توانست شاگرد اول کلاسم کند.»
اینها گوشهای از خاطرات مجتبی بانوی، مخترع و ورزشکار سجادنشین منطقه ماست. آغازین سالهای زندگیاش را با شیطنت کودکانه در محله احمدآباد سپری کرده و امروز در کسوت نخبه محله سجاد، مهمان شهرآراست.
با پژوهش گام برداشتم
مجتبی میگوید: گامهای نخست را بعد از به پایان رساندن دوران کارشناسی در رشته شیمی محض دانشگاه آزاد، با پژوهش برداشتم و فعالیت جدی تحقیقاتی خودم را از زمانی شروع کردم که وارد صنعت چاپ شدم. این ورود، زمینهای شد برای کنجکاوی بیشتر روی مواد مختلف برای جلوگیری از ضایعات محیطی که نتیجهاش ساخت دستگاهی برای ترکیب نوعی حلّال بود.
بانوی که چندسالی است تجربه کار در یک موسسه چاپ و نشر را نیز دارد، میگوید: همیشه برای اول شدن نباید به دنبال یک فرصت پیشآمده بنشینیم، بلکه باید از پشتکار برای پیشبرد اهداف استفاده کنیم.
از کشف استعدادهای ذهنیام لذت میبرم
مجتبی بانوی که استعدادهای ذهنیاش را به دوران پشت نیمکتنشینی محدود نکرده است، در ادامه ما را با کارنامه موفق ورزشیاش هم آشنا میکند و میگوید: از همان کودکی همراه تمام همسن و سالهایم، با یک توپ پلاستیکی در کوچهپسکوچههای محله احمدآباد روزهای گرم تابستان را میگذراندم، اما تصادفی ناگوار باعث شد تا همیشه با فوتبال خداحافظی کنم و با راهنمایی مربیان ورزشی مدرسه به دنبال رشته والیبال بروم.
تلاش و پشتکارم را افزایش دادم تا جایی که بالاخره موفق شدم مدرک داوری ملی فدراسیون والیبال را بهدست آورم
موفقیتم را مدیون معلمانم هستم
بانوی در ادامه درباره روزهای تحصیلی و ورزشیاش به ما میگوید: اگر تشویقهای معلمان ورزشم نبود، هیچوقت نمیتوانستم، بازی با توپ را با دستانم تجربه کنم؛ به همین خاطر پس از نخستین بازی در حیاط مدرسه، عشق و علاقهای عجیب به والیبال در وجودم حس کردم و دیگر نتواستم آن را رها کنم.
بانوی در ادامه میگوید: تلاش و پشتکارم را افزایش دادم تا جایی که بالاخره پس از سالها موفق شدم مدرک داوری ملی فدراسیون والیبال را بهدست آورم. نگاهی گذرا به دو دهه کارنامه ورزشیاش میکند و ادامه میدهد: فقط به عنوان یک بازیکن در زمین حاضر نشدم، بلکه توانستم داور ملی والیبال هم باشم. از سوی دیگر برای داوری والیبال نشسته و ساحلی هم آموزش دیدم.
زکات علم را میپردازم
بانوی که معتقد است، برای بهترین بودن باید همیشه تلاش کرد، ابراز میدارد: خوشبختانه در جامعه ما شرایط برای پیشرفت، بیشتر از گذشته فراهم شده است و جوانان بهراحتی میتوانند از این فرصتها بهره لازم و کافی را ببرند.
او خاطرنشان میکند: برای پیشرفت در زندگی نباید زمان را از دست داد، بلکه باید از هر فرصتی در جهت پرورش نبوغ ذهنی خود بهره گرفت و برای همیشه اول بود.
بانوی همچنین به فعالیتهای فرهنگی خود که در مسجد محل برای جوانان و نوجوانان انجام داده، اشاره میکند و میگوید: هرچند بهشدت غرق زندگی کاریام شدهام، تمام تلاشم این است که روزی برای اهالی محله مفید و موثر باشم؛ به همین دلیل ساعتی از روز را برای تدریس به مسجد میروم و به نوعی زکات علمی را که به دست آوردهام، از این راه پرداخت میکنم.
همسرم، هم سفر راهم است
نخبه محله ما ادامه میدهد: در چند سال اخیر، همسرم پشتوانه اصلی تمام زندگیام بوده و هست؛ از اینکه او روزهای خوب زندگی مشترکمان را صرف موفقیتم کرد، خدا را شاکر هستم. بانوی که یک دختر دارد، از آرزوهایش به ما میگوید: چندسالی است که خداوند فرزند دختری به ما عطا کرده است؛ دوست دارم او هم در زمینه ورزش فعال باشد.
او ادامه میدهد: خوشبختانه دخترم نیز مانند من به ورزش والیبال علاقه خاصی دارد و هر روز در کنار درسش برای تمرین به ورزشگاه میرود.
هیچوقت برای اول بودن دیر نیست
نخبه علمیمحله ما میگوید: خوشحالم از همان دوران کودکی در خانوادهای بزرگ شدم که خودشان را مسئول رشد و پیشرفت من در آینده میدانستند. او ادامه میدهد: جوانان ما نباید وقتی در زندگی شکست میخورند، دور همه چیز را خط بکشند؛ آنها باید از این شکستها درس بگیرند و راه مناسبتر را برای ادامه زندگی انتخاب کنند.
آقا مجتبی جوان موفق محله ما میگوید: برای تلاش کردن هیچ وقت دیر نیست و همیشه تلاش و فکرم این است که روزی بتوانم بیشتر از گذشته برای اهالی محله خود موثر و مفید باشم.
این گزارش شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱ در شماره ۴۴ شهرآرامحله منطقه یک منتشر شده است.