کارناوال شادی رضاخان در ماه محرم!
دوباره محرم آمده و شهر کوچه به کوچه و آدم به آدم سیاهپوش است و این رسم که تنها از سر ارادت و دلدادگی رخ عیان میکند، عمری ۱۴۰۰ ساله دارد و این ارادت است که سبب شده عزاداری حسین (ع) در محرمِ هر روزگار و زمانهای اول کار مردم باشد.
خلاصهاش میشود اینکه محرم برای ایرانیان همیشه خط قرمز بوده و هست آنچنان که معیاری نهتنها برای سنجیدن مردم که عیار سنجش حکومتها و شاهان تاجدارش هم بوده است؛ تاریخ نشان میدهد، هرگاه قدرت به دین نزدیک شده، مقبولیت یافته و هرگاه از آن فاصله گرفته، در تقابل با جامعه قرار گرفته است. البته در این میان، دین گاه ابزار سیاست هم شده است.
داستان رضاخان نیز در همین چارچوب میگنجد؛ مردی که برای رسیدن به قدرت به دین نزدیک شد، اما پس از استقرار، راهی دیگر رفت. سیاستهای ضددین رضاشاهی معروف و مشهور است، اما امروز از زاویهای دیگر به این مسیر میپردازیم؛ تقابل رضاشاه با عاشورا را در میان اخبار و اسناد جستوجو میکنیم و نیمنگاهی به مشهدِ آنروزها میاندازیم.
از تظاهرات مذهبی تا نخستین حرمتشکنی
رضاشاه تا زمانی که به حکومت نرسیده بوده، تظاهرات مذهبی زیادی برگزار میکرده است. در کتاب «تاریخ بیست ساله ایران» نوشته حسین مکی بهخوبی به این مسئله اشاره شده است. او از روز دوم محرم در تکیه قزاقخانه واقع در میدان مشق تهران در روضهخوانی و عزاداری شرکت و ظاهرا وزیر جنگ با یک طاقه شال از دستههای سینهزنی استقبال میکند و همه ذاکران و روضهخوانها نیز دعوت میشوند و به آنها مبلغی پول میپردازد.
مردم دستهدسته به قزاقخانه میروند و این رفتار سردار سپه را میبینند. رضاشاه حتی روز دهم محرم با دسته قزاقها و چند دسته موزیک به بازار میرود و نوای عزا سر میدهد. دسته قزاقها با رهبری رضاخان، حتی مراسم شام غریبان هم برگزار میکنند. همین است که در ابتدا چهره رضاشاه میان عموم مردم، مذهبی و پایبند به عزاداری جلوه میکند و از این بابت به او اقبال دارند.
البته همه این ماجراها تا سال ۱۳۰۵ خورشیدی که تاج شاهی بر سر رضاخان مینشیند، پایان مییابد. شاید نخستین تقابل عملی شاه با محرم، در مردادماه سال ۱۳۰۵، چند ماه پس از تاجگذاریاش باشد که در شهر مشهد رقم میخورد. آن سال رضاشاه برای تثبیت حکومتش با چالشهایی در آذربایجان و خراسان روبهرو بوده است. به همین خاطر شاه، راهی خراسان میشود تا با سرکوب گروههای مسلح محلی و عشایری، قدرتش را به اثبات برساند و نخستین گامهای حکومت پهلوی را برای ایجاد دولت متمرکز در ایران بردارد.
این سفر در خاطرات سردار اسعد از چهرههای بانفوذ ایل بختیاری و از نزدیکان سیاسی او آمده است.
تازهشاه پهلوی به سوی مشهد رهسپار میشود و در هفتمین روز سفرش به مشهد میرسد. خان بختیاری درباره ماجرای ورود رضاشاه به مشهد چنین مینویسد: «اطلاع دادند که علما مخصوصا آقای قمی علیه تزیین برای ورود شاه هستند، به علت اینکه محرم است و تمام شیعیان عزادار هستند. به این جهت چراغانی و تزیین صلاح نیست…در هر صورت برای ورود تجلیل به عمل آمد و چراغانی هم شد.»
البته سردار در بخشی از خاطراتش اعلام میکند که «شاه هم امر داده بودند که استقبال نباید بشود.» ولی افرادی که خلقوخوی رضاشاهی را میشناختند میدانستند او به احتمال برای حفظ ظاهر چنین چیزی گفته و جشن استقبال با موافقت خود شاه انجام شده است. حسین مکی در اینباره میگوید: «.. تا دو سه سال (بعد به حکومت رسیدن) هم همهساله این تظاهرات برقرار بود تا اینکه رئیسالوزرا شد و از آن پس رفتهرفته به کلی روضه و سینهزنی و دستجات آنها را قدغن کرد.»
جشنهایی که هر سال بزرگتر میشد
از سوی دیگر، هر ساله هزینه زیادی صرف جشن برای پهلویاول و تولدش میشد. روزنامه مشهدی آزادی در ۲۴ اسفند سال ۱۳۰۴ مینویسد: «چون روز دوشنبه ۳۰ شعبان مصادف با میلاد اعلیحضرت پهلوی بود شب و روز مذکور مقابل ادارات دولتی را زینت بسته و چراغانی نموده بودند و در ارکان حرب هم چراغانی مفصلی به عمل آمده، مدعوین برای شرکت در سرور حضور به هم رسانیده و پذیرایی میشدند.»
پیگیری اخبار، ما را به این مسئله رهنمون میکند که این روز در سالهای بعد هم ادامه داشته است. ۲۵ اسفند سال ۱۳۱۰ خورشیدی جریده خراسانی از تعطیلی ادارات و برگزاری جشنهای باشکوه و بیسابقه در این روز خبر میدهد: «روز سهشنبه ۲۴ اسفند به مناسبت عید میلاد اعلیحضرت پهلوی ادارات دولتی و مؤسسات تعطیل و کلیه دکاکین را آذین بسته و چراغانی و جشن مفصلی گرفته شد. ساعت ۸ صبح هم محترمین و تجار به تبریک به ایالت کبری رفته و ساعت ۹ صبح در مقابل تمثال همایونی در اداره ایالتی سلام رسمی به عمل آمد.»
۲۵ اسفند ۱۳۱۲ خورشیدی افزون بر انعکاس جشنهای تولد رضاشاه در مطبوعات، اخباری درباره کاروان شادی نیز به چاپ میرسد: «کاروان شادی مفصلی که نسبت به پارسال خیلی سنگینتر بود مرکب از اتوموبیلها و درشکهها و دوچرخههای زینت شده در این دو روز در خیابانهای شهر منظما با ترتیب جالب نظری حرکت مینمود از طرف مأمورین اداره نظمیه کمال مراقبت به عمل میآمد که از انبوه جماعت که در اطراف خیابان برای شرکت در جشنها و مشاهده کاروان شادی ایستاده بودند کسی دچار صدمه و آسیب نشود. روز جمعه جشنهای میلاد شاهنشاهی خاتمه یافت.»
همانطور که از روند اخبار میتوان پی به کُنه ماجرا برد، پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، هر ساله جشنها بزرگتر و پرهزینهتر میشود. ۲۴ اسفند سال ۱۳۱۴ با روزهای آخر حج و ماه ذیالحجه قرین یکدیگر میشود. در این ایام جشنهای میلاد شاهنشاهی به دو روز افزایش مییابد و همه شهر آذین میشود.
جراید دراینباره مینویسند: «شب ۲۴ و ۲۵ اسفند به مناسبت عید میلاد اعلیحضرت تمام شهر از طرف اهالی با مسرت و اشتیاق آذین بسته و چراغانی شد. زن و مرد دستهدسته در معابر و خیابانها حرکت میکردند. در مغازهها اغلب گرامافون و ساز زده میشد. مردم در ابراز احساسات شاهپرستی بر یکدیگر سبقت جسته، غرق شعف و مسرت بودند. روز یکشنبه ادارات و مؤسسات تعطیل نمودند.»
رویارویی مستقیم با عاشورا
رضاشاه پیش از این نشان داده که آرام آرام به جنگ با دین میرود. او سال ۱۳۰۷ خورشیدی، پوشش روحانیت را محدود و در سالهای بعد تلاش میکند مراسم مذهبی و عزاداریها را کنترل کند. شاه در ادامه، تغییر اجباری پوشش مردان را در تیر سال ۱۳۱۴ کلید میزند که منجر به اعتراض مردم و رقم خوردن واقعه گوهرشاد میشود. او در دیماه سال ۱۳۱۴ یعنی چند ماه پس از واقعه گوهرشاد هم بهطور رسمی، دستور کشف حجاب بانوان را صادر میکند.
سال ۱۳۱۵ خورشیدی یکسال خاص است، چون تولد رضاشاه با دهه اول محرم یکی میشود و شادی و سرور تولد شاه با غم و عزای حسینی همخوانی ندارد و شاه باید دست به یک انتخاب بزند و یکی از این دو را بر دیگری ارجح کند. ولی از آنجایی که رضاشاه نشان داده با همه این اقداماتی که گفته شد، میخواهد چهره دین را از مملکت حذف کند، اکنون نیز وقتی در دهمین سال حکومتش، سالروز تولدش با محرم امام حسین (ع) یکی میشود، کوتاه نمیآید و تصمیم میگیرد از این اتفاق هم استفاده کند تا چهره دین را در میان مردم کمرنگ کند. او یک تضاد آگاهانه با دین به راه میاندازد تا بر باورهای مردم سایه بیندازد.
سال۱۳۱۵، روز میلاد شاه با ۳ محرم در یک روز قرار میگیرد. در این ایام، دستوری برای برگزاری جشن، رقص و پایکوبی عمومی صادر میشود
در سال۱۳۱۵ خورشیدی، روز میلاد شاه با ۳ محرم در یک روز قرار میگیرد. در این ایام، حکومت در حالی که دستههای عزاداری را بهشدت کنترل میکرده، دستوری هم برای برگزاری جشن، رقص و پایکوبی عمومی صادر میکند.
طبق اخبار جراید ۲۴ اسفند ۱۳۱۵ در این روز که روز اصلی تولد رضاشاه بوده، در مشهد همراه با دیگر شهرهای کشور، حکومت با برنامهریزی گسترده، شبنشینیهای مجلل در عمارت شیر و خورشید برگزار میکند. مدعوان شامل افسران ارتش، رؤسای ادارات و نمایندگان خارجی با لباس رسمی حضور داشتهاند و مراسم با شادی و پایکوبی تا نیمهشب ادامه داشته است.
تقابل تا پایان حکومت!
در کتاب تاریخ بیست ساله آمده است: «رفتهرفته هر سال نسبت به مجالس عزاداری سخت میگردید تا آنجا که هرکس مجالس روضهخوانی برپا میکرد به شهربانی جلب و توقیف میگردید و از سال ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در ماه محرم از طرف دولت از سران اصناف و بنگاهها اجبارا خواسته میشد که کارناوال به راه بیندازند و سال ۱۳۱۹ روز کارناوال مصادف با دهه اول ماه محرم عاشورا بود و شب قتل کارناوال مفصلی به راه انداختند که در کامیونها عدهای عمله طرب و فواحش را جمع کرده بود که به پایکوبی و رقص میپرداختند و این عمل در نظر مردم بسیار اثر سوء داشت.»
بررسی اخبار در جراید سال ۱۳۱۶ و پس از آن نیز این موضوع را تأیید میکند. در زادروز رضاخان که با روزهای پس از شهادت امام حسین (ع) منطبق بود، تصویر بزرگی از او در صفحه اول روزنامه اطلاعات به چاپ میرسد و تمام صفحات به اخبار مرتبط با جشنهای تولد او میپردازند. در یکی از اینها چنین آمده است: «از دیروز صبح در کلیه خیابانهای طهران و بازار طبقات مختلف کسبه و اصناف مشغول فراهمآوردن مقدمات جشن و چراغانی شده و مغازههای خود را با قالیچهها و پارچههای الوان و پرچمهای سهرنگ ملی زینت دادهاند. بنگاههای ملی و شرکتها نیز عمارات خود را به طرزی زیبا و جالب توجه برای شرکت در این جشن ملی آماده کردهاند.»
روزنامههای مشهد نیز طبق معمول همگام با همه کشور، درباره این جشنهای تولد رضاخان در شهرشان مینویسند. روزنامه شهامت در ۲۳ اسفند ۱۳۱۶ در میان سطور خود درج میکند: «فردا که مصادف با روز میلاد مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی است کلیه ادارات و آموزشگاهها و بنگاهها تعطیل و به شادمانی مشغول خواهند بود.»
این ماجرا در سالهای بعد هم ادامه پیدا میکند و حکومت با بهانههای دیگر سعی میکند فضای حزنآلود محرم را در هم بشکند. سال ۱۳۱۷ خورشیدی جشن و میهمانی برای ولیعهد در جریان سفر او به مصر برای ازدواج با فوزیه در ۱۱ محرم، ۱۲ اسفند برگزار میشود. سال ۱۳۱۸ نیز در ۱۵ محرم اخبار مربوط به برگزاری جشنهای سوم اسفند است. در ۱۷ بهمن سال ۱۳۱۹ همزمان با ۹ محرم و تاسوعای حسینی، جشن ۱۵ بهمن برگزار یشود.
روزنامه آزادی این جشن را در مشهد با عبارتهایی مانند «جشن باشکوه و مفصل در تالار دبیرستان فردوسی برپا گردیده... طبق برنامه جشن آغاز و با مسرت حضار پایان یافت.» بهظاهر حکومت میخواهد با برگزاری این جشنها در ماه محرم تابوشکنی کند و فضای مذهبی جامعه را در هم بشکند و روز میلاد شاهنشاهی را همتراز یا حتی بالاتر از مراسم مذهبی محرم قرار بدهد که البته در این اتفاق ناکام میماند. حدود نود سال از آن روزها میگذرد و هنوز ماه محرم رنگ و روی شهر را عوض میکند و جامه سیاه به تن عزاداران میپوشاند.
منابع:
-روزنامه اطلاعات در سالهای ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۰
-اخبار خراسان در دوره رضاشاه پهلوی پژوهش سیدمهدی سیدقطبی
-تاریخ بیستساله تألیف حسین مکی
-خاطرات سردار اسعد بختیاری به کوشش ایرج افشار
-سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
-اسناد موجود در مرکز اسناد و کتابخانه ملی
* این گزارش شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۹۲ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.