محله قرقی - صفحه 2

محله

قرقی

محله قرقی

وجه تسمیه قرقی به دیواری برمی‌گردد که در گذشته دور روستا کشیده شده بود و به همین واسطه کسی به‌جز اهالی اجازه ورود به روستا را نداشت و در اصطلاح قرق شده بود. اهالی روستا به محافظت و مقاومت معروف بودند، از آن همه شکوه فقط یک برج مانده است که آن را «یک‌لنگه» می‌نامند.

محله قرقی
حاج‌حسین رئیس، پیرغلام اباعبدالله (ع) بیش از هفت دهه میدان‌دار مراسم تعزیه بوده است.
مادر وقتی فهمید تنها پسر و دو دخترش مشکل شنوایی دارند، اگرچه دنیا روی سرش آوار شد، فرش زیر پا و خودروشان را فروخت تا بچه‌هایش به‌جز معلولیت، هیچ محدودیت دیگری را حس نکنند.
۲۲ مرد، ۲۲ رزمنده، ۲۲ دلاور بسیجی از محدوده جمعیتی قرقی به عنوان نخستین بسیجی‌های خراسان بزرگ به رزم دشمن شتافتند که از این افراد نیمی شهید شدند و نیمی دیگر ماندند.
شهید اسدالله کشمیری قرقی با ابتکار عمل، گردان بزرگ امام‌سجاد (ع) را تشکیل می‌دهد. او فرمانده واحد طرح و عملیات تیپ ویژه شهدا هم می‌شود تا زمانی که به دیدار یار می‌شتابد.
مهدی دل‌آسایی، کارآفرین محله قرقی است که از بچه‌گی علاقه‌مند به خیاطی بوده و حالا کارگاه خودش را دارد.
آنطور احسان نوری روایت می‌کند: شصت‌دانش‌آموز یتیم، بدسرپرست و نیازمند با کمک اولیای مدرسه شناسایی شدند و از همان روز تا‌کنون، وعده صبحانه و ناهارشان را به‌شکلی نامحسوس و آبرومندانه دریافت می‌کنند.
اگر عروس و داماد‌ها در مدت حضورشان در ساختمان شهدای قرقی، چشمشان به نورسیده‌ای روشن و افتخار مادر و پدر‌شدن نصیبشان شود، مدت حضورشان در این منازل، به سه‌سال افزایش پیدا می‌کند.
خیریه رویش در بن‌بست یکی از کوچه‌های یک‌متری انتهای جاده‌سیمان (قرقی) قرار گرفته، اما گشاینده بن‌بست‌های زندگی مردم منطقه و رویش دوباره آن‌ها از دل مشکلات است.
آرایشگاه متفاوت دایی‌قاسم در جاده سیمان با ذوق خودش تبدیل به موزه نگهداری اشیای قدیمی شده‌است.
ریش‌سفیدان قدیمی منطقه، روایت‌هایی شنیدنی بیان می‌کنند از استقرار نادر‌شاه افشار و لشکرش در این محل و نگهداری سریر یا تخت طاووس، تخت پادشاهی محمد بابری، پادشاه هند که نادر‌شاه آن را به غنیمت آورد.
نسلی که به آب‌وهوای اینجا عادت دارند و هویت خود را در قرقی شناخته‌اند، دل به شهر و زندگی شهری نمی‌دهند.
خشک‌سالی و افزایش قیمت علوفه باعث شده‌است برخی از اهالی قرقی عطای دامداری را به لقایش ببخشند.
حاج حسن حشمتی‌نیا، از بزرگان و ریش‌سفیدان قرقی از رسمی قدیمی اینطور می‌گوید: اگر گوسفند در سال گردش بیرون از آغل باشد، سال آینده که بیاید دیگر لازم نیست برایش علوفه تهیه کنی.
از یک طرف قالی کثیف وارد می‌شود و از طرف دیگر شسته شده‌ها بیرون می‌روند تا به دست صاحبانشان برسند. کارگرها هم بی‌توقف و بیست‌وچهارساعته مشغول شستن و رفوکردن هستند. 
بیشتر به مناره شبیه هستند تا دودکش. شاید اگر توریستی گذرش به مشهد بیفتد و برایش توضیح بدهیم که این‌ها دودکش کوره‌های آجرپزی هستند، فکر کند او را دست انداخته‌ایم.
ساخت یک دبیرستان دخترانه برای قرقی و مهرگان لازم است. دختر‌ها بعد از اینکه سیکل می‌گیرند، دیگر به مدرسه نمی‌روند. به‌خاطر مسافت زیاد نزدیک‌ترین مدرسه تا قرقی، خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند که به دبیرستان بروند.
تعمیرگاه سیدمهدی موسوی آن‌قدر تمیز و مرتب است که انگار چند روزی بیشتر نیست که راه افتاده. می‌پرسیم تازه به اینجا نقل مکان کرده‌اید؟ می‌گوید از سال ۱۳۵۸ که مغازه راه افتاد روی تمیزی تعمیرگاه حساس بودم.
بیشتر از شلۀ نذری خانوادۀ ناصریان، تنور نان‌پزی‌شان معروف است که زن‌های محله برای چسباندن یک‌نان به دیوارۀ آن صف می‌کشند.
از حدود سال ۸۷، سازمان فردوس‌های شهرداری مشهدخاکسپاری در آرامستان قرقی و سیس‌آباد را ممنوع کرد، با این حال گزارش‌های مردمی حاکی از آن است که هنوز اموات در این قبرستان قدیمی به صورت غیرمجاز دفن می‌شوند.
دیوان‌های حافظ و سعدی و میرزادۀ عشقی جزو جدانشدنی مغازۀ کفاشی استاد محمد است و در زمان‌های بیکاری‌اش، ناخنکی به هرکدامشان می‌زند و به قول خودش کیف می‌کند.