«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاههای مختلف رانندگی، آموزش میدهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ میکند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.
اردیبهشت امسال اتفاقی برای علی رحمتنیا افتاد که هر وقت به آن فکر میکند از بهخاطرآوردنش هم ناراحت و هم خوشحال میشود.
این گزارش روایت آدمهایی است که عشق گرفتن گواهینامه پایه یک هستند. یا دوست دارند به دل جاده بزنند. جایی در بولوار محمدیه در منطقه ۱۲ محل تمرین آزمون پایه یک است که آنها را دور هم جمع کرده است.
از مهر سال گذشته، اتوبوسهای خط ۱۲ در مسیر وکیلآباد به حرم، از بولوار فارغالتحصیلان عبور نمیکنند و این موضوع به یکی از دغدغههای اساسی و مطالبات پررنگ کسبه و ساکنان محله تبدیل شده است.
حسن یزدی راننده اتوبوسهای یک قرانی قدیم مسافرمداری و رعایت احترام به مسافران را در همه سالهای کاریاش مد نظر داشته و بیاحترامی به مردم، خط قرمز او بوده است.
طرح پرداخت الکترونیک هزینه اتوبوس شهری از ۲۴ اسفند۱۳۸۹ بهصورت آزمایشی در خط۱۴ ناوگان اتوبوسرانی مشهد شروع شد و خداحافظی با بلیتهای کاغذی اتوبوس هم از همین تاریخ کلید خورد.
سالها پیش که اولین اتوبوس ساکنان محله را از همین مسجد ولی عصر(عج) به نمازجمعه برد، کسی فکرش را نمیکرد که نیت بانوی نیکوکار محله ادامه یابد و تا امروز ماندگار شود.اولین بانی شهربانو صادقی بود.
باتوجه به ترافیک سنگین اطراف حرمرضوی، یکی از راههای مهم دسترسی به حرم مسیرهای اتوبوس است. دو مسیر رفتوبرگشت خیابان امامرضا (ع) و طبرسی دارای خط ویژه اتوبوس است اما دو مسیر خیابان آیت الله شیرازی و شهید نوابصفوی این امکان را ندارد.
سازمان اتوبوسرانی مشهد سال ۴۴ با هفت دستگاه اتوبوس، ۱۴ شوفر واحد (اتوبوسران) افتتاح شد که غلامرضا ظهوریان نجاریثانی به عنوان کمک راننده و درحالی که تنها ۱۵ سال داشت، جذب سازمان شد.
این پل مدت هاست بیشتر از عابرپیاده به کار موتورسواران میآید، چرا که هیچنقطه وصلی بین شهرک شیرین و این طرف صدمتری یعنی مصلی و محمدآباد وجود ندارد.
احمد تشدیدی تعریف میکند: حدود سال۷۶ بود که بعداز دوندگیهای بسیار بالاخره اولین اتوبوس به محلهمان آمد. مردم خیلی خوشحال بودند؛ چون دیگر قرار نبود مسیر طولانی را در خیابان خاکی پیاده بروند.
سایه برجهای ارتفاعات جنوب سالهاست بر سر روستای «کلاتهسرهنگ» سنگینی میکند، روستایی که با وجود نزدیکی به شهر آب لولهکشی و کنتور گاز و مدرسه و اتوبوس ندارد.
نرگس اصغری بانوی راننده اتوبوسی است که هر روز کلی مسافر را جابجا میکند، او که جزو اولین رانندههای خانم اتوبوسرانی مشهد است آروز دارد دوباره در خط وکیل آباد به حرم مطهر رضوی کار کند.
زینب وکیلیزارچ با وجود متعارفنبودن رؤیایش، از آن دست نکشید. با آنکه کاردانی ارتباطات دارد، تعلیم رانندگی پایهیک را برای فعالیت در جامعه انتخاب کرد.
اصغر مجربیکرمانی میگوید: در این خانه ۱۳۸ سال است که اقوام من زندگی کردهاند. مادربزرگم این ملک را با ۲۰۰ تومان میخرد و به همراه فرزندش در آن ساکن میشود. وقتی اینجا را میخرد، دورتا دور خانه را اتاق میسازد و همه را اجاره میدهد.
از اوایل سال۱۳۹۵ پایانه به سمت افول رفت و اعتماد بخش زیادی از مسافرانش را از دست داد. این روند تا آنجا پیش رفت که اتوبوسهای مشهد به کلات، یکی پساز دیگری از مسیر خارج شدند.
اینجا اول خیابان شهید سلیمانیمنش است که تا ابتدای دهه70 گاراژ میهنتور را در خود جای داده بود؛ گاراژی که نامش روی یک خیابان ماند.آنطور که روی در نوشته شده است، این ملک در حال حاضر به سازمان اتوبوسرانی مشهد تعلق دارد ولی تا سیسال پیش محلی برای حملونقل مسافر به شهرستانهای کشور بوده و سابقه دیرینه آن باعث شده بود تا علاوهبر مردم در اسناد شهرداری هم نام این خیابان به نام گاراژ یا همان «میهنتور» شناخته شود.
سید حسن عادل کاردان، جزو پارکابیهایی بود که برای نخستین بار پشت اتوبوسهای شرکت واحد مشهد نشستند. در «اتوبوسهای یک قِرانی» یک نفر رانندگی میکرد و یک نفر هم به عنوان پارکابی، بین مسافرها میچرخید و کرایه را جمعآوری میکرد.
بخشی از مشکلات این مادران مربوط به تهیه دارو بعد از تحریمها، صادر نشدن دفترچه بیمه برای بیماران مهاجر، هزینههای بالای درمان، نبود مرکز بهزیستی و کاردرمانی و فیزیوتراپی میشود. این بچهها از تحصیل و درمانهای مناسب محروم هستند و هیچ امکاناتی برای آنها در نظرگرفته نشده است. تعدادی از آنها آموزشپذیر هستند و تعدادی تربیتپذیر، ولی فضایی نیست که خانوادهها بتوانند فرزندانشان را به آنجا بفرستند. برخی از مراکز نیز که به خانوادهها معرفی میشود فاصله زیادی با گلشهر دارد و هزینههای آن بسیار سنگین است. از طرفی به مهاجران گواهینامه نمیدهند تا کسانی که خودرو یا موتور دارند با وسیله نقلیه خودشان بچهها را به مراکزدرمانی ببرند.