سیدعلی حیدری میگوید: درحال حرکت بودم که با اصابت گلوله مستقیم تانک به جیپ سرنگون شدیم. بعداز چند لحظه با همان سرووضع خونین دوباره سوار جیپ شدم.
محله
شهید مطهری
محله شهیدمطهری پنجمین محله شلوغ مشهد است و مزار «شمسالدین میرکاریزی»، یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری در آن قرار دارد. روستا و مزرعه تاریخی نکاح که در این محله قرار دارد را میرزا ابراهیم رضوی سال ۱۰۳۸هجری قمری وقف فرزندان پسر و سادات رضوی شهر مشهد کرده است.
یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری، «شمسالدین میرکاریزی» بود. در گذشته، مردم بر سر مزار او، آش اوماج و کماج خیرات میکردند.
دنیوی میگوید: کفشهای طرح چرمی چینیها قیمت کمی داشت و مردم با تصور اینکه چرم هستند، آنها را میخریدند اما هنوز مدت زمان زیادی نگذشته که کفش خراب میشد.
ابراهیم عصار سالخورده، معروف به سرهنگ عصاران، رئیس پلیس سابق آگاهی استان خراسان رضوی خاطراتی از قاتل عنکبوتی مشهد دارد.
خیابان شیشهچی در محله شهیدمطهری تا پیشاز انقلاب، بیشت متری مهر نام داشت و کوچه باریک بنبستی بود که دورتادورش را باغهای انگور پر کرده بودند.
سال ۱۳۴۳ حاج رضا لطفی با همراهی سایر اهالی روستای باروتکوب مسجدی را ساخت که حالا به نام موسی بن جعفر(ع) مشهور است.
هادی نعمتی، آخرین فرمانده گردان الحدید، مقری را در مطهری شمالی با عنوان سنگر شهدای گردان الحدید راهاندازی کرد.
کوچه شهید مطهریشمالی۳۶ یا همان شهیدناصر فاتق تا قبلاز انقلاب به «بیستمتری کوی اصفهانیها» معروف بود.
سیدعباس کاظمی روایت میکند: چند بار اسلحه رویمان کشیدند. دستهایمان را از پشت بسته بودند. با هر بار شنیدن صدای گلنگدن، چشمها را میبستیم و مرگ را پیش رویمان میدیدیم. آن روز اسلحهکشیدن در حد ترساندن بود.
شروع به کار خیریه محبانالمجتبی (ع) در محله شهیدمطهری همزمان با جنگ تحمیلی و سالهای دفاع مردم دربرابر دشمن بود.
محمد احمدپور میگوید: اواسط دهه۸۰ که هنوز باغبام در گلبهار معنایی نداشت، من با کاشت سبزیجات و صیفیجات، پشتبام سبز را طراحی و اجرا کردم.
محله شهید مطهری ۱۶۵ هکتار وسعت دارد و در هر هکتار آن ۲۵۷ نفر سکونت دارند. این محله پنجمین محله شلوغ مشهد است.
جانباز هادی نعمتی، از ابتدای جنگ تا سال ۷۱ در مناطق جنگی بوده و خاطرات او تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی است.
خانواده محسن از کاشمر به خواستگاری آمدند. چون از راه دور آمده بودند، دو شب در خانه ما ماندند. حالا که فکر میکنم خیلی عجیب است که داماد شب خواستگاری به خانهاش برنگردد و با اقوامش در منزل عروس بماند.
از وقتی یادش میآید، با قرآن انس و الفتی داشته است و روزی نبوده که شب شود و او چندصفحه از کلام خدا را مرور نکرده باشد؛ مروری عمیق تا بفهمد چه میخواند و از کلام وحی چه میخواهد. بانو معصومه برامکییزدی مادر شهیدان محمدرضا و محمدکاظم حیدری است. این مادر هفتادوششساله همه آرامش زندگیاش را مدیون انسی است که با قرآن دارد. سهسالی میشود که خانه این مادر پرشده از شور و گرمای حضور دختران و بانوان جوانی که رؤیای حفظ کل قرآن را در سر دارند.
پنج سال قبل که جودو را شروع میکند، هیچکدام از بچههای همسنوسالش در اقوام، علاقهای به این ورزش نشان نمیدادند. اما از زمانی که او در دورهمیهای فامیلی حرکات و فنون جودو را به نمایش گذاشت، چند نفر از کودکان جمع به این ورزش علاقهمند شدند و حالا یکی از جودوکاران باشگاهی هستند. از این بابت با اینکه سن و سالی ندارد او را در جمعهای فامیلی با لقب استاد صدا میزنند. امیر ارسلان بلون متولد سال1389ساکن محله شهید مطهری است.
محمدرضا زمردنایی فکرش را هم نمیکرد شش ماه مستأجری در خانه یکی از اقوام در شهر، کار دستش بدهد. او وقتی جوان بود برای کار به مشهد آمد. دل باخته دختر صاحبخانه شد و حالا بیش از 40سال است با همسرش زندگی خوبی دارد. آقا محمدرضا متولد 1331و یکی از اولین ساکنان کوچه حجت18است که از سال1359در این کوچه در محله شهید مطهری ساکن است.
علی اشکذری متولد 1326بود و در سال 1346 چراغ روضه را در خانه کوچکش حوالی کوچه سرآسیاب روشن کرد و 10 سال بعد بیت الرقیه را در خیابان نکاح راه انداخت. حاجعلی اشکذری، خادمالرقیه کوچه نکاح سال 1396 در شب اربعینحسینی(ع) از دنیا رفت و میراث تا ابد ماندگارش را به همسر و پسرها و دخترها سپرد که دوتایشان نابینا هستند.از حاجعلی اشکذری پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده که دو پسرش مداح و نوحهخوان ائمه(ع) هستند.
پرویز خالقپناه میگوید: هر خطاطی برای آنکه حق خود را به این هنر ادا کرده باشد قرآن، شاهنامه، بوستان یا دیوان حافظ کتابت میکند تا به یادگار بماند. من نیز سالهاست که آرزوی کتابت قرآن را دارم و حتی چندسال قبل یکی دو مرتبه آیاتی از قرآن را هم نوشتم اما مشکلات اجازه نمیداد. حالا هم که در هشتادویکسالگی دیگر نوری در چشمانم نمانده است و دستانم قوت گذشته را ندارد بعید میدانم که بتوانم به این آرزویم برسم.
خیابان نکاح با تمام تغییر و تحولات ساختاری، هنوز اصالت و هویت خود را حفظ کرده است.