شهرداری - صفحه 2

خانواده علی عظیمی، ورزش را از زمین‌های خاکی محله شهید آوینی آغاز کردند و خود را تا سکوهای قهرمانی رساندند. برای علی عظیمی، ورزش فقط تمرین و مسابقه نبود، بلکه راهی بود برای ساختن زندگی، رفاقت و آینده!
نگاهی به زندگی و رفتار دکتر شیخ تأییدکننده این مهم است و نشان می‌دهد که او تا پایان عمر به سوگند پزشکی در رفتار و کردار وفادار ماند. او هم‌زمان با کار در کارخانه قند آبکوه به‌تدریج در مطبِ میدان شهدا و منزلش نیز بیمار ویزیت می‌کرد.
در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بی‌سرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار می‌رفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریه‌ها یا دارالعجزه آستان قدس بود.
قاسم‌آباد نام روستایی بوده به وسعت ۴۰ هکتار که اراضی آن متعلق به فردی به نام توتونچیان بوده است. سال ۱۳۴۳ که بحث اراضی ملی مطرح شد، زمین‌های این محدوده با قطعات ۵۰۰ متری در اختیار اهالی قرار گرفت.
در این گزارش پای صحبت پاکبانان زحمتکش و بی‌ادعای شهرمان نشسته‌ایم؛ کارگرانی که به‌تازگی جارویشان را زمین گذاشته‌اند. این پاکبانان، جوانی خود را در کوچه‌پس‌کوچه‌های پژوهش، امامت، معلم، سیدرضی، دانشجو و‌... به پیری رسانده‌اند.
مهدی اشرف زاده رفتگری است که حالا تنها دغدغه‌اش پیداکردن کتاب‌های درسی، آن هم کتاب‌های دبستان است! خودش می‌گوید: می‌خواهم ادامه تحصیل بدهم. نقشه‌های زیادی در سر دارد.
طوبی نام درختی است در بهشت! و حالا نمادی با همین نام در یکی از میدان‌های منطقه ما. میدان دانش‌آموز زمان زیادی نیست که جلوه‌ای دیگر به خود دیده و نصب یک نماد بزرگ در آن زیبایی خاصی به میدان بخشیده است.
معماری استاد دانشدوست تقلیدی از فرم‌های گذشته نیست و به هویت محلی ضریب می‌دهد. هر کدام از آثارش، پیوندی میان فرم، معنا و تجربه انسانی برقرار می‌کند. طراحی‌های او هم به تجربه زیست شهری نزدیک است، هم هویت می‌سازد و هم برای مردم پذیرفتنی است.
حسین غلامی ۱۸‌دی ماه امسال از خانواده‌اش خداحافظی کرد و سر کار رفت و دیگر به خانه برنگشت. او در جریان اغتشاشات اخیر دقیقا در روز تولد تنها فرزندش با شلیک گلوله آشوبگران به شهادت رسید.
صبح که می‌شود، دسته‌دسته اهالی در بوستان گلایل دور هم جمع می‌شوند و ورزش صبحگاهی به راه است، بقیه ساعات روز هم این بوستان، پاتوقی دل‌نشین برای نشستن و استفاده از فضای سبز شهری محسوب می‌شود.
خیابان عیدگاه از مسیر‌های اصلی منتهی به حرم‌رضوی است که چند‌ماهی است پروژه گذر تشرف عیدگاه در آن اجرا می‌شود؛ پروژه‌ای که هرچند مسیر را هموار و یکدست می‌کند، اما برخی کسبه از طولانی‌شدن آن گله‌مندند.
زمین ورزشی روباز محله سرافرازان بعد از ۴ سال همچنان با استقبال ورزشکاران روبه‌رو است. انگار همین دو تا تیر دروازه و زمین والیبال بدون تور همه دلخوشی بچه‌هایی شده است که در محله‌شان امکانات دیگری ندارند.
ورزش محبوب بچه‌های محله کنه‌بیست، انصار و اروند قطعا فوتبال و فوتسال است؛ اما دریغ از یک زمین کوچک چمن یا حتی زمین خاکی استاندارد. درمیان خاک و نخاله و خرده شیشه آن‌چنان بی‌محابا می‌دوند و دریبل می‌کنند که گویی در زمین چمن آزادی هستند!
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدان‌بار که با هدف عرضه مستقیم کالا به‌وجود آمد، به دوره قاجار می‌رسد. برابر اسناد موجود، آصف‌الدوله اولین میدان‌بار را راه‌اندازی می‌کند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ می‌کند.
کال اسماعیل‌آباد که مسیر طبیعی عبور آب بود، به‌تدریج زیر ساخت‌وساز‌های غیرمجاز، پسماند و آسیب‌های اجتماعی دفن شد؛ تهدیدی برای سلامت و امنیت مردم اما اواخر دهه۹۰ ورق برگشت.
بوستان نیلوفر به‌دلیل هم‌جواری با چند مدرسه و مسجد، از نظر فرهنگی، وضعیت مناسبی دارد و برخلاف برخی از پارک‌هایی که ناامنی‌های بسیاری دارد، جو غالب این بوستان، آرام و فضای آن دل‌نشین است.
در ایستگاه شماره ۵ حدود ۳۰ نفر آتش‌نشان در دو شیفت مشغول به فعالیت هستند. هر شیفت از ۸ صبح تا ۸ صبح روز بعد ادامه دارد که در هر نوبت ۱۵ نفر اول جای خود را به ۱۵ نفر دوم می‌دهند.
«عباس تخویچی» برای سه سال به عنوان «باغبان نمونه» شهرداری منطقه ۸ انتخاب شده است. این باغبان نمونه حدود ۱۳ سال است در بوستان کوهسنگی به کار هرس درختان و گل‌کاری مشغول است.
فخری سادات مشهدی، زنی مطالبه‌گر است که از ۳۷ سال قبل در محله هفده شهریور ساکن است. تماس‌های او برای رفع مشکلات محله و حتی شهرمان است. او برای رفع مشکل مدنظرش آن‌قدر پیگیری می‌کند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
با همه فراز و فرود‌ها در نهایت سال‌۱۳۳۵ صدای سوت قطار در ایستگاه مشهد شنیده شد و رؤیایی که سال‌ها زیر خاک سیاست مانده بود به حقیقت پیوست. این قطار باری ایستگاه به ایستگاه گذشت و در حالی به ایستگاه وارد شد که اهالی آن بی‌صبرانه منتظر بودند.