طرحهای استقبال از بهار، نمادهای زیباییبخش نوروزهای مشهد در سالهای اخیر بودهاند، آثاری که در چند بخش اجرا شدهاند و نشاط را برای شهر و شهروندان به ارمغان آوردهاند. در بین این طرحها، آثاری بودهاند که با وجود گذشت زمانی طولانی شکل و جای خود را حفظ کردهاند و تبدیل به نمادهای دائمی شهر شدهاند. با وجود اینکه تعداد این نمادها در منطقه۱۲ کم است، اما کیفیت و زیبایی از آنها یادمانهایی ماندگار در ذهن مردم منطقه و سایر شهروندان ساخته است.
المانهای وسط میدان قائم(عج) برای چه کسی نصب شدهاند؟ اگر برای عابران پیاده است که آنجا جای بازدیدشان نیست و فقط باعث تصادف میشود و اگر برای رانندهها نصب شده است که هنگام حرکت به چشم آنها نمیآیند. شما الان که عکسها را نشانم دادید یادم آمد. ولی مثلا چرخ خیاطی چند سال پیش، هم قشنگ بود و هم اندازهاش با وسعت میدان تناسب داشت. این المانها هم خوب است اما بهتر بود در میدانها و تقاطعهای خود قاسمآباد نصب شوند، آنطور بهتر دیده میشدند. این بخشی از اظهارات یک شهروند درباره این المان است.
منطقه2 در دل مشهد و مسیر رفت و آمد زائران و مجاوران بسیاری است. ایام خاص مسیر خیابان توحید به حرم، حجم زیادی از تردد را در خود جای میدهد. در سالهای گذشته المانهای بسیاری در این منطقه جانمایی شده است. این المانها در راستای زیباسازی محیط و القای مفاهیم فرهنگی و مذهبی ایجاد شدهاند. برخی از این المانها هنوز در جای خود باقی هستند و بخشی از هویت خیابانها و معابر شهری شدهاند.
ورودی اصلی پارک ملت در سالهای اخیر محل نصب المانهای هویتی بوده است که در سالهای مختلف نامها و طراحیهای متفاوتی داشته است. المانی که نماد معماری سنتی ایرانی و یادآور خانههای قدیمی است. این المان اکنون با نام «خراسان خشت خورشید» پابرجاست که در نوروز1400 توسط رزا نیکذات طراحی و اجرا شده است. با گذشت بیش از 10ماه از نصب این المان، هنوز هم جذابیت آن برای مردم حفظ شده است و افراد زیادی در طول روز برای عکسگرفتن در کنار آن میایستند.
از سال 1396 تا 1400 تعداد المانها در محلات مختلف منطقه 10 محدود بوده است از بین همین تعداد نیز بیشترین آنها در میدان قائم نصب شده است؛ المانهایی مانند «خودکفایی» اثر مژده ادهمی که در سال96 در این میدان نصب شد و مورد استقبال شهروندان قرار گرفت. این نماد، قلک شکستهای بود که یک چرخ خیاطی از آن درآمده و تعدادی سکه دور آن قرار داشت. یکی دیگر از نمادهای زیبا در این میدان «رستاخیز» اثر مصطفی اکبری بود که در سال 99 در این مکان نصب شد و مجسمه چهار اسب آهنی در حال دویدن رو به آسمان را به نمایش گذاشته بود. این المان نیز با فضای باز میدان ارتباط خوبی برقرار کرده بود.
اگر از مسیر عوارضی وارد شهر مشهد شوید و بخواهید از زیباییهای بصری آن بهره ببرید، بهجز فضای سبز چیز دیگری به چشم نمیآید. این خلاف آن چیزی است که برخی زائران شهر مشهد درباره المانهایش شنیدهاند. وضعیت مسافرانی که از طریق فرودگاه به مشهد میآیند کمی بهتر است. در این مسیر پنج المان به چشم میآید که از سالهای گذشته به جای ماندهاند، البته دیدن آن به دقت شما بستگی دارد.
سید حسین حسینی، پاکبان شهرداری مشهد بود که در سال 90 بر اثر تصادف دچار آسیب نخاعی شد. این حادثه تلخترین اتفاق زندگی بیبی ربابه، مادر خانواده است و یادآوریاش هم برای او دردناک است. سیدمحمد، مرد خانه نحیف و لاغر است؛ جانباز شیمیایی جنگ. قدیم کارگر کارخانه موزاییک سازی بوده، اما توان جابه جاکردن بار نداشته است و حالا نان خشک خانه ها را جمع می کند. سیدمحمد مهمان نواز است. چندمین بار خوشامدمان می گوید. برایش عجیب است که کسی زنگ در خانه آن ها را زده باشد. همه درددلش به همین جمله خلاصه می شود؛ «در همه این سال ها کسی به دیدن حسین نیامده است.»
المانهای نوروزی همیشه هم موقتی نیستند. بعضی از آنها گاه بیش از دو سال در مسیر تردد شهروندان قرار میگیرند و جزئی از بافت آن محدوده میشوند. منطقه یک شهرداری مشهد یکی از مناطقی است که سهم ویژهای از المانهای نوروزی دارد. تعدادی از این المانها ماندگار شده است. میدان شریعتی درست مقابل سینما آفریقا قاب بزرگی وسط آیلند به چشم میخورد. المان سیاوش در آتش ساخته پریسا عطارپور است و از ابتدای سال در این میدان قرار دارد. برای دیدنش باید به وسط خیابان بروید.
بیش از 10سال است که نوروزهای مشهد فقط با سرسبزی و طراوت بهاری زیبا نمیشوند بلکه المانهای استقبال از بهار بخشی از شاخصههای نوروزی شهر شدهاند که به این ایام زیبایی بیشتری میبخشند. نمادهایی که از دیوارهای ساختمانها گرفته تا معابر و تقاطعها خودنمایی میکنند و نشاط و شادابی را به شهر هدیه میدهند. منطقه۱۲ هم در این سالها میزبان طرحها و آثار مختلفی از هنرمندان مشهدی بوده است که قصد داریم در این گزارش تعدادی از این طرحهای خاطرهساز در پنج سال اخیر را مرور کنیم.
در سالهای گذشته بعضی المانها در طرحهای استقبال از بهار، آنچنان خوب در یک میدان یا خیابان جانمایی شدند که بعد از مدتی مردم آنها را بخشی از هویت خیابان و محله دانستند. برخی از این نمادها حس نوستالژیک و خاطرهانگیز دارند و بعضی دیگر از نظر معنا و مفهوم و یا جلوه بصری در خاطر مردم ماندگار میشوند. در منطقه9 از این دست المانها در سالهای اخیر کم نبودهاند. مثال بارزش هم المان «شهدای غواص» در بولوار هاشمیه است.
منطقه2 به عنوان بزرگترین منطقه شهری مشهد بخشی از هویت قدیمی شهر مشهد را درخود جای داده است. بخشهایی از این منطقه درناحیه3 و بولوارتوس و درمسیر ورودی شمالی مشهد قرار دارد. این مسیر همه ساله شاهد هزاران مسافر نوروزی است که از شهرهای شمالی استان خراسان رضوی و ایران به مشهد میآیند.
رویدادی که با نصب المانهای شهری و آذینبندی و نورپردازی سبب ایجاد فضاهای زیبای بصری در شهر میشود و نشاط را به جامعه تزریق میکند. منطقه۱۱ در 5سال اخیر میزبان المانهای نوروزی پرشماری بوده است که قصد داریم در این مطلب گذری بر آنها داشته باشیم.
نقاشی دیواریهای پرشمار و المانهای زیبای نوروزی، سهم منطقه11 از برنامه استقبال از بهار1396 در شهر مشهد بود.
دیگر عادت کردهایم در آستانه بهار منتظر باشیم ببینیم شهرمان چه رنگ و بو و فضایی به خودش میگیرد. منطقه9 با وسعت زیاد و دارابودن میدانها و چهارراههای متعدد که مناسب جانمایی المانها هستند تاکنون میزبان تعداد زیادی از این نمادها بوده است. در 5سال گذشته بسیاری از این المانهای نوروزی در جای خودشان ماندگار شدهاند اما برخی نیز جای خود را به المانهای دیگر دادهاند.
در ایام نوروز سالهای گذشته در محلههای منطقه المانهایی با عنوان «بدرقه راهم»، «ماشین گل»، «پیرمرد لحافدوز»، «رنگینکمان» «ژیانی در قاب تلویزیون» و... نصب شدند. علاوه بر این، نقاشیدیواریها به کوچهها جان و حیات دادند. کار هنرمندان نقاش از چندماه پیش از آمدن عید شروع میشد وگاه مردم را با خود همراه میکرد و با سطل رنگ میافتادند به جان دیوار.
بیراه نیست اگر بگوییم ساکنان منطقه یک آدمهای خوششانسی هستند که رفت و آمد زائر به منطقهشان آنقدر چشمگیر است. این موضوع باعث شده است هر سال تعداد زیادی المان زیبا در خیابانهایشان جا خوش کند.نوروز1396المان «چاق و لاغر» اثر نگار دهقان در مقابل هتل هما، «لحظه تحویل» ساخته راضیه صدیف در اول احمدآباد، «شوق سفر» اثر نسرین و فرزانه محمدزاده در میدان شریعتی، «نوای مهر» اثر زهرا ایزانلو و «عید نوروز» اثر امیرمهدی وثوق هر دو در میدان فلسطین نصب شدند. در این سال اثر «خانهتکانی» آسیه پهلوان در میدان شریعتی توانست توجه مردم را به خود جلب کند.
تازه فهمیدم زندگی به چه معناست؟ اینکه آدم کنار آدم زندگی کند، یعنی چی؟ معنی همبستگی و احساس مسئولیت را درک میکنم و فهمیدم که مشکلات آدمها به یکدیگر ربط دارد. زمانی که من بیمارستان بستری بودم، تمام همسایهها برای اینکه شب مراقب من باشند، از هم پیشی میگرفتند و با وجود مشکلات فقر و نداری مرا تنها نگذاشتند؛ به همین دلیل من هم به این اهالی وابستگی بسیاری دارم و دلم به آنها خوش است. اینها بخشی از گفتههای سمانه عرفانیان است که سالها زندگیاش را وقف سرو سامان دادن اهالی محله کرده است.
محمد حنیفپور، استاد فلسفه، روانشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن محله جاهدشهر است. او بیش از 3دهه سابقه تدرس روانشناسی مدرن در مراکز آموزش عالی کشور را دارد و تاکنون 4کتاب و 22 مقاله بینالمللی را در زمینه فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآورده است. او در مقاطعی عهدهدار سمتهایی همچون بخشدار داورزن، معاون فرماندار تربت جام و درگز و معاون مدیرکل امور اجتماعی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری خراسان بوده و تاسیس 10 شهرستان جدید، برگزاری بزرگترین جشنواره توانمندیهای شهرستانهای خراسان و راهاندازی و تأسیس ۳۰۰ تشکل غیردولتی و سمنها از جمله خدمات محمد حنیفپور در ارگانهای دولتی است.
اکرم کرمانی و فاطمه محمودیان خانمهای «سرگشت» یکی از گروههای جمعآوری کودکان کار هستند که باعنوان سرای طلیعه زندگی ذیل معاونت اجتماعی شهرداری مشهد فعالیت میکنند. خانم کرمانی یک سال است که با این سرا همکاری میکند. دارد لیسانس علوم تربیتی میگیرد. میگوید: همه واحدهای روانشناسی که پاس میکنیم اینجا به دردمان میخورند، البته بیشتر از همه باید دونده خوبی باشیم و میخندد.
آقای مستغنی و بانو البته هیچ وقت در محله شان آدم های بی تفاوتی نبوده اند. از همان 20سال پیش که به این محله آمدند، با همه مشغله کاری ای که داشتند، حواسشان به محله هم بود و هرجا عیب و ایرادی می دیدند پی اش را می گرفتند. مثلا تکه ای از آسفالت اگر خراب می شد، موزاییکی از پیاده رو اگر کنده می شد، آدم نابابی اگر توی محله می دیدند که به نظرشان مشکوک می آمد، سعی می کردند به شیوه خودشان این چیزها را رفع و رجوع کنند.