فیروزهتراش قدیمی ساکن محله شهیدبهشتی بود که سالها نامش با ارادت به اهلبیت (ع) گره خورده بود، دعوت حق را لیبک گفت. او آنقدر در کارش ماهر بود که آمریکاییها، سفارش کارشان را به او میدادند.
سفرهخانه شاکری در ردیف سمساریها و کهنهفروشهاست. قهوه خانهای که در دل خود کلکسیونی از سنگها و انگشترهای قدیمی جای داده است و حالا محلی معروف برای خریداران کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است.
عبدالحسین حسینزاده و امیر واحدیان، یکی فیروزهتراش است و دیگری عقیقتراش. آنها میگویند: سنگ و نقره که گران شود، کار ما هم کساد است. مردم هم نگاه سنتیشان را کمکم از دست میدهند.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.
نخستین بازخوانی یک گزارش دستاول پس از ۱۳۰ سال که به قلم عبدالله قاجار، عکاسباشی مخصوص ناصرالدینشاه، نوشته شده است.
سیدایمان رفیعی متولد سال ۱۳۶۱ یکی از ساکنان منطقه ۸ است که ۶سال بهصورت حرفهای مشغول به جمعآوری سنگها شده است. او میگوید: انرژی سنگها سبب شده تا از آنها در مدیتیشن، ماساژدرمانی و مزاجدرمانی استفاده شود.
سیدمجتبی یاهوئی بعد از اینکه در سال ۸۴ از کار در نیروهای مسلح بازنشسته میشود با گرفتن دو کارآموز و جدیت زیاد، تمام وقتش را در کارگاه صرف تراشیدن فیروزه میکند.
حمیدآقا عشقی، انگشترفروش پاساژ فیروزه مجموعهای از نگین دارد که توی هرکدامشان طرحی افتاده است که شبیه چیزی است؛ از طرحهایی که میشود آنها را شبیه یک «نام» دید تا طرحهایی شبیه «شمایل».
محمد بافندگانسمائی میگوید: روزگاری بیشتر از پانصدفیروزهتراش در مشهد مشغول به کار بودند. در بازار ناصریه ۲۰۰ تا ۲۵۰مغازه فیروزهتراشی بود. در خیابان خسروی نو هم روبهروی بازار سرشور کار میکردند.
هنرمندان مشهدی در جریان حکاکی دعای شرفالشمس یک حرف مشترک داشتند. دعای شرفالشمس باید از ساعت ۴ و ۱۰دقیقه و ۳۰ثانیه روز ۱۹ فروردین تا ساعت ۴ و ۹دقیقه و ۳۰ثانیه ۲۰فروردین نوشته شود.
حمید فخرایی و نفیسه قاسمی زوج هنرمند محصولاتشان را به کشورهای حاشیه خلیجفارس صادر میکنند. کارهای آنها تلفیقی از سبک مدرن و سنتی است تا موردپسند همه قرار گیرد.
«مجیدمهرینژادگلختمی» و برادر بزرگترش «علیاصغر» فیروزهتراشانی هستند که از ابتدای کار بازاررضا، در یک حجره کوچک، به کار مشغولند. هم برادرند و هم همکار. تخصصشان تراشیدن شکوفههای نیشابوری است.
برای حاجیبرجی فیروزه، سنگ زندهای است که شکننده است و مراقبت میخواهد و آنقدر در دل حاجی جا دارد که گاهی دلِ فروشش را ندارد.
تیمچه حکاکها یا فیروزهتراشها تا قبل از سال۱۳۱۰ بین سردرِ ساعت، صحن امام و صحن نو تا تالار موزه فرش قرار داشت.
در کارگاه کوچک جلیل پورعلی، سنگهای قیمتی معدن به سوغات تاریخی مشهد تبدیل میشوند.
اکنون چهلسال از آن زمان میگذرد. تعداد انگشترهایی را که در این سالها ساخته است، به خاطر ندارد، اما رضایت و لبخند مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. غلامرضا مظفریانمقدم تاکنون هجدهکارگاه تراش سنگهای قیمتی در هجدهاستان کشور راهاندازی کرده و در 28کشور دنیا دورههای سنگتراشی، سنگشناسی و نمایشگاه فروش سنگهای زینتی برگزار کرده است. رنگ موردعلاقه او سالهاست که فیروزهای است.
هشت سال بیشتر نداشته است که سنگ کوچک عقیق را در دستهایش میگیرد و این هنر را میشناسد. پدرش او و برادر بزرگترش را به کارگاه گوهرتراشی نزدیک خانه میفرستد تا در روزهای تابستان و ایام فراغت، هنری بیاموزند و کمکخرج خانواده هم باشند. علاقه او به شکلدادن به سنگها در همان روزها شکل میگیرد. با دقت به دستهای گوهرتراش سالخورده محله نگاه میکرده تا تمام جزئیات این هنر را در ذهنش ثبت و ضبط کند. میچسبد به کار و هر روز یکی دو ساعت دیرتر کارش را تمام میکند.
با350تک تومانی که حاصل ساعتها کارکردنش بوده برای خودش یک دستگاه میخرد. اولین دستگاه گوهرتراشی زندگیاش که هنوز هم آن را دارد.
محمدناصر جاودانی حاجی، فیروزه را بهخوبی میشناسد و از کودکی با آن بزرگ شده است. به قول خودش بازیهای کودکیاش با سنگهای فیروزه بوده است. میگوید: مردم آفریقا به سنگها و جواهرات علاقهمند هستند. از آنجایی که سنگهای ما در کشور آنها وجود ندارد از تماشا و خرید آن استقبال میکنند. همچنین مردمان کشور برونئی که یک کشور اسلامی است به این کالاها علاقه دارند. در مقابل اروپاییها گرچه کمتر به خرید آن گرایش دارند، ارزش کار را میدانند و برایش هر بهایی را پرداخت میکنند. در این میان کشورهای خلیج مانند دبی و کویت بیشترین رغبت را به خرید فیروزه دارند. ضمن اینکه انگشتر تزئین شده با این نگین برایشان جذابیت خاصی دارد.