سنگتراش - صفحه 2

رضا‌ صولانی می‌گوید:من لیاقت این را داشتم که دست‌های من زیر پای مسافر و زوار امام‌رضا (ع) باشد؛ هم اویی که به نشان ارادت، همان سنگ‌ها را می‌بوسد و پیشانی‌اش را هم روی آن سنگ‌ها می‌گذارد.
هنرمندان مشهدی در جریان حکاکی دعای شرف‌الشمس یک حرف مشترک داشتند. دعای شرف‌الشمس باید از ساعت ۴ و ۱۰دقیقه و ۳۰ثانیه روز ۱۹ فروردین تا ساعت ۴ و ۹دقیقه و ۳۰ثانیه ۲۰فروردین‌ نوشته شود.
«شادی استادی» ۱۴ ساله عاشق سنگ‌های زینتی و جفت و جور کردن و به نخ کشاندن‌شان است تا اینکه تبدیل شوند به وسایل زینتی خاص، چشم‌نواز و قابل استفاده.
«مجید‌مهری‌نژادگل‌ختمی» و برادر بزرگ‌ترش «علی‌اصغر» فیروزه‌تراشانی هستند که از ابتدای کار بازاررضا، در یک حجره کوچک، به کار مشغولند. هم برادرند و هم همکار. تخصصشان تراشیدن شکوفه‌های نیشابوری است.
به‌سراغ قهوه‌خانه قدیمی خلج می‌رویم تا حاجی‌غلامی را ببینیم. از اهالی خلج شنیده‌ایم که او معدن‌کاری قدیمی است و ۶۰ سالی می‌شود که ساکن روستای خلج در دوکیلومتری مشهد است.
وارد خیابان خلج که می‌شوی، چینگ کلاغ در فاصله‌ای دور استوار ایستاده است تا ورودت به این منطقه را خوشامد بگوید. اولین برخورد ما با تریلی‌های سنگ‌کش در خیابان خلج است.
اولین کالای صادراتی مشهد هرکاره است؛ همان سنگی که به دعای امام‌رضا (ع) در بدو ورود به این شهر، برکت یافته است.
غلامرضا یزدانی می‌گوید: سنگ‌ها را اغلب از منطقه بایگ تربت‌حیدریه تهیه می‌کنیم؛ البته در قائن، اطراف مشهد، تربت‌جام، فردوس، نیشابور و... هم یافت می‌شود.
«ابراهیم امیری»، سنگ‌‌تراش آرامگاه فردوسی در پروژه بازسازی این بنای تاریخی بوده است. ساخت تمام مثلثی‌های تالار زیرین آرامگاه فردوسی(معروف به کله‌قندی‌ها) کار دست حاج ابراهیم است.  
در کارگاه کوچک جلیل پورعلی، سنگ‌های قیمتی معدن به سوغات تاریخی مشهد تبدیل می‌شوند.
اکبر ثانی هنرمندی حجار است که سعی می‌کند از کوچک‌ترین قطعه‌های سنگ استفاده کند و ضایعات کمتری دور بریزد.
اوضاع صنایع دستی مشهد هم متأثر از وضعیت کشور است، آن‌طور که به نظر می‌رسد چندان وضعیت جالبی ندارد و کارگاه‌های زیادی روز به روز در حال تعطیل‌شدن هستند.
دیده‌شدن مشهد به‌عنوان یکی از مراکز هنر‌های سنگی در سطح کشور، در علاقه مردم به هنر حکاکی روی سنگ، مؤثر بود. رسانه‌ها هم در معرفی این رشته نقش داشتند.
وقتی آرامگاه سابق نادر را خراب کردند، بقایای جنازه او و کلنل محمد‌تقی‌خان پسیان را از قبر بیرون آوردند.
«علیرضا سلیمانی»، یکی از سنگ‌تراشان قدیمی شهرمان است که در پروژه‌های ملی بزرگی، چون باغ نادری، راه‌آهن مشهد، آرامگاه خیام و... همکاری داشته است.
اکنون چهل‌سال از آن زمان می‌گذرد. تعداد انگشترهایی را که در این سال‌ها ساخته است، به خاطر ندارد، اما رضایت و لبخند مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. غلامرضا مظفریان‌‌مقدم تا‌کنون هجده‌کارگاه تراش سنگ‌های قیمتی در هجده‌استان کشور راه‌اندازی کرده و در 28‌کشور دنیا دوره‌های سنگ‌تراشی، سنگ‌شناسی و نمایشگاه فروش سنگ‌های زینتی برگزار کرده است. رنگ مورد‌علاقه او سال‌ها‌ست که فیروزه‌ای است.
مرحوم حاج‌استاد محمدحسین حجارحسینی زنجانی مانند دیگر اجداد ما در کار سنگ و حجاری بود. او که از اواخر دهه1290 تا پایان عمرش خادم حرم‌مطهر ماند، یک شب خواب می‌بیند که در شاندیز سنگی ارزشمند پیدا کرده و آن را به حرم‌مطهر داده‌ است. در همان زمان موضوع را با اسدی، نایب‌التولیه آستانه‌، در میان می‌گذارد و به او می‌گوید که قصد دارد از هنرش بهره ببرد.
هشت سال بیشتر نداشته است که سنگ کوچک عقیق را در دست‌هایش می‌گیرد و این هنر را می‌شناسد. پدرش او و برادر بزرگ‌ترش را به کارگاه گوهرتراشی نزدیک خانه می‌فرستد تا در روزهای تابستان و ایام فراغت، هنری بیاموزند و کمک‌خرج خانواده هم باشند. علاقه او به شکل‌دادن به سنگ‌ها در همان روزها شکل می‌گیرد. با دقت به دست‌های گوهرتراش سال‌خورده محله نگاه می‌کرده تا تمام جزئیات این هنر را در ذهنش ثبت و ضبط کند. می‌چسبد به کار و هر روز یکی دو ساعت دیرتر کارش را تمام می‌کند. با350تک تومانی که حاصل ساعت‌ها کارکردنش بوده برای خودش یک دستگاه می‌خرد. اولین دستگاه گوهرتراشی زندگی‌اش که هنوز هم آن را دارد.
علی طهماسبی و ناصر بلوکی‌نژاد با هم شریک هستند و حال‌وروز کاسبی‌شان هیچ خوب نیست، حتی اجاره چندمیلیونی مغازه‌شان را هم به‌سختی درمی‌آورند. با همه این‌ها، طهماسبی می‌گوید چاره‌ای جزادامه دادن ندارند. می‌گوید هر کارگاهی حدود 10هزار متر سنگ دارد که اگر تعطیل کند، باید برای انبار آن‌ها باز جایی را اجاره کند، پس به‌ناچار همین‌جا می‌ماند؛ به‌خاطر خرابی بازار، من و همکارانم سنگ‌ها را زیر قیمت بازار می‌فروشیم تا جواب‌گوی چهار تا چک و سفته بازار باشیم.
محمدناصر جاودانی حاجی، فیروزه را به‌خوبی می‌شناسد و از کودکی با آن بزرگ شده است. به قول خودش بازی‌های کودکی‌اش با سنگ‌های فیروزه بوده است. می‌گوید: مردم آفریقا به سنگ‌ها و جواهرات علاقه‌مند هستند. از آنجایی که سنگ‌های ما در کشور آن‌ها وجود ندارد از تماشا و خرید آن استقبال می‌کنند. همچنین مردمان کشور برونئی که یک کشور اسلامی است به این کالاها علاقه دارند. در مقابل اروپایی‌ها گرچه کمتر به خرید آن گرایش دارند، ارزش کار را می‌دانند و برایش هر بهایی را پرداخت می‌کنند. در این میان کشورهای خلیج مانند دبی و کویت بیشترین رغبت را به خرید فیروزه دارند. ضمن اینکه انگشتر تزئین شده با این نگین برایشان جذابیت خاصی دارد.