از سال ۸۵ که بازار موبایل بورس شد، پارچهفروشها و شومینهفروشها از خیابان استقلال رفتندو موبایل فروشها جای آنها را گرفتند.
عماد شمعریز صنعتیکار محله امام خمینی(ره) معتقد است بزرگترین سرمایه مرد سختکوشی و تلاش اوست. او دوست دارد نان بازویش را سرسفره ببرد.
در کوچه سجادی مغازهای برای خودم دست و پا کردم و بنا به اقتضای محیط، نوشتافزار و ماشینآلات اداری برای فروش آوردم.
کاظم اسودی شهروند محله فاطمیه کسی است که مسیر پیادهرو جلوی خانهاش را با هزینه خودش گلکاری و گلآرایی کرده و فضای مفرح و آرامش بخشی را پدید آورده است.
بازار کیففروشی محله وحید که سه دهه پیش پا گرفت، حالا یکی از قطبهای فروش کیف در کشور است.
محمدحسین امیری، کاسب ۴۶ ساله محلۀ چمن که سالها در کارگاه مسگری نان زندگیاش را درآورده، از بازماندگان این حرفه است.
مهدی کشمیری، نوجوان سیزدهساله محله قرقی، مرغداری کوچکی را راه انداخته است و برای خودش درآمد دارد.
پدر با چشم بسته موی سر مشتری را اصلاح میکند و «پیرایشگر خلاق کشور» نام میگیرد و پسر نوجوان، عنوان «پنجهطلای ایران» را از آن خود میکند.
حسن دهشیری صاحب گرمابههای قدیمی «کارون» و «الماس» میگوید: آب مصرفی گرمابه الماس از قناب رکنآباد بود و به دلیل گوارایی و کیفیت خوبش طرفداران بسیاری داشت.
به شهر آدم کوچولوها میماند. شهری که به اندازۀ یک مغازۀ میوهفروشی دونبش در محلۀ شهید «مصطفی خمینی» کوچک شده است. میوهفروشی کوچک، هیچکدام سن و سالی زیادی ندارند، اما به خوبی از پس کار آدم بزرگها بر میآیند.
امیر احمدی میگوید: پستی و بلندیها را مانند پیچوخم گل و بوتههای روی قالی پشت سر گذاشتم. شب و روز برای هدفم جنگیدم.
رمضان کردستانی هشتادساله دلو ساز خیابان سرخس از هر از هر لاستیک فرسوده ماشین، هشت تا سطل درست میکند.
دانش آموزان هنرستان دانشپژوهان بهجای تمرکز برروی مباحث تئوری، نگاه کاربردی دارند و بچهها از همین الان سفارش کار میگیرند.
حسن کیخا که از همان کودکی در زمینهای کشاورزی بزرگ شده است به جای هر شغلی و به جای هر خدمتی کار و تلاش در زمینهای پدری را برگزیده و بیل به دست گرفتن و همنشینی با خاک و آب و آفتاب را به هر چیزی در دنیا ترجیح میدهد.
مرکز سنجش مهارت ثامن، واقع در بولوار صادقیه تنها نماینده سازمان فنی و حرفهای در منطقه ۱۲ است که قدم در راه توانمندسازی جوانان تحصیلکرده گذاشته است.
روزگاری به جای این چهارچرخهای آهنی، گاریهای چوبی ساخت دست حاج ماشاءالله و حاج غلامرضا آهنگر در خیابانهای مشهد جولان میداده است.
فاطمه مرادی که چهارمین دهه از زندگیاش را به تازگی شروع کرده است از آن زنان کارآفرینی است که با کمترین امکانات دست به کار زده و با همراهی خانمهای محله توانسته است کسب و کاری راه بیندازد.
اعتبار یک کاسب در طول سالها به دست میآید، بخشی از این اعتبار بهخاطر مردمداری و احترام به اعتقادات و باورهای مردم است.
تا چند سال قبل، استفاده از مس خیلی کم شده بود. تنها چیزی که مسگرها میساختند، دیگهای شله بود. بعد دیگهای گلابگیری هم اضافه شد.
بانوان محله فردوسی، حرفه قدیمی لحافدوزی را زنده کردند.