مقابل کوچه شهید عرفانی ۷ کوچهای است که خیلیها آنجا را نه به نام اصلیاش بلکه به کوچه «آقای شیدایی» میشناسند. او پزشکیار است و اهالی محله مقدم میگویند، دستش شفاست.
داستان بدری تیمورتاش، اولین دندانپزشک زن ایرانی، نه اوجی دارد و نه افولی. بیسروصدا و بدون هیاهو و احتمالا آگاهانه چنین کرده و نمیخواسته همچون برادرش، قربانی شود.
آذر وکیلی، دخترخوانده بدرالزمان تیمورتاش تعریف میکند: زمانی که دانشکده تأسیس شد، مردم برای مشکلات دندانهایشان نمیرفتند دانشکده. خانم دکتر ماشین رایگان در نظر میگرفت که مریضها را ببرند و بیاورند.
محمدرضا قلندرشریف میگوید: منطقه یک، منطقهای اصیل و قدیمی در مرکز شهر است که سروکار بیشتر مردم به آن میافتد. باتوجهبه اینکه همه نقاط این محدوده ساختوساز شده است، امکان توسعه برخی امکانات در این منطقه وجود ندارد.
پروفسور علی شاملو میگوید: پدرم همیشه به من توصیه میکردند طبابت را صبح زود شروع کن. چون بیماران شب تا صبح را با درد گذراندهاند و طاقت ندارند بیشتر از این صبرکنند.
دکتر علی انجمشعاع که این روزها مدیریت بیمارستانی در مشهد را برعهده دارد، رزمنده دفاع مقدس بوده و روایت همه روزهای جنگ را با تکتک عکسها و تصاویر سیاه و سفید، پیش چشم ما بهتماشا میگذارد.
حرفهای این پزشک به دل بیماران سرطانی مینشیند، چون خودش هم مبتلاست. او همه عمرش را برای درمان بیماران سرطانی گذاشته است، اما چندسالی است که خودش با بیماری سرطان دستوپنجه نرم میکند.
در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
سجاد اوسط لطفی میگوید: من تقریبا تا کلاس دهم بچه درسخوانی نبودم. نمیدانم آن سال چه فکری توی کلهام میپیچید که تصمیم گرفتم خودم را برای کنکور آماده کنم و به درسها بیشتر اهمیت بدهم.
دکتر علی دایینژاد، پزشک فعال در حاشیه شهر است. او تا بهبودی بیمار تنها یک مرتبه هزینه ویزیت از او دریافت میکند.
دکتر سیدکاظم مظفری هنگام اقامه نماز کیفش را هم به مسجد میبرد تا نمازگزاران را رایگان ویزیت کند و رسالت بزرگ فرهنگیاش را به انجام برساند.
الهه قاسمینژاد میگوید: اختراع را از سال دوم دبیرستان شروع کردم. من و خواهر دوقلویم دنبال این موضوع بودیم که بتوانیم کاری مفید و بزرگ انجام دهیم تا اینکه از مقطع راهنمایی فعالیتهایمان را آغاز کردیم.
او فقط یک دکتر نیست! همراه بیمار است. گاهی بیمارش را آرام میکند و گاهی برای خرج درمانش کارت میکشد. بعد هم که بیماران درمان میشوند گاه با یک شماره ناشناس مواجه میشوند. خانم دکتر پشت خط است.
بهنام بهادی میگوید: وقتی میبینم با تخصصی که دارم، میتوانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا میکنم. در فعالیتهای جهادی که به روستاها یا حاشیه شهر میآییم، با سبکهای مختلف زندگی مردم آشنا میشویم.
کار جواد رضایی، پزشک خیر محله رازی تمامی ندارد، درمان رایگان ۴۰۰ بیمار در یک ماه، سرزدن به ۴ روستا در سال برای درمان رایگان و تهیه جهیزیه از اقدامات دکتر جواد رضایی است.
چون درگذشته برق و یخچالی وجود نداشت، برای نگهداری بستنی از یخ و نمک استفاده میشد. برای همین به آن بستنی نمکی میگفتند.
امیررضا اختری، نخبه محله حسینآباد قصد داشته پزشک باشد، اما درنهایت پزشک روح بودن را به پزشک جسم بودن ترجیح داده و معلم شده است.
دکتر اسماعیلزاده، بیش از ۱۵ سال است که روزهای تعطیلش را در شهرک شیرین، به ویزیت رایگان بیماران نیازمند میگذراند.
پروفسور روش بولوَن پزشک بلژیکی که در آرامستان خواجهربیع به خاک سپرده شد، زمینهساز و مسبب تحولی بزرگ در تاریخ پزشکی مشهد و بهویژه بخش جراحی بیمارستان امامرضا (ع) شد.
دکتر مرضیه داوودپور، پزشکی داستاننویس با روحیهای لطیف است؛ پزشکی ساکن محله احمدآباد و نویسندهای که با قلم خود، مخاطبانش را به حالوهوای مشهد قدیم با تمام رسم و رسومش میبرد.