استاد مهران صدرالسادات توانسته در هنر نقاشی به شیوههایی فردی و صاحبسبک دست یابد و متاثر از رویدادهای اجتماعی و زندگی مردم با بدایع تصویری، خالصترین احساسات هنری خود را به تصویر بکشد.
حسن ضیایینیا خاطرات مشترکی با دانشمند شهید مجید شهریاری دارد. میگوید: هرچه از دانش شهید بگویم کم گفتهام؛ ایشان در توسعه تحقیقات قدرت هستهای ایران پیشرو بوده است.
غلامرضا صدیق غریب شاعر، نویسنده و معلم مشهدی کتابهای ارزشمندی چون: نخستین روشهای تربیت معلم ایران و سیر تکامل حقوق زن قبل و بعد از اسلام را نوشته است.
حجتالاسلام سیدابراهیم رضایی، امامجماعت و استاد پردیس شهیدهاشمینژاد بابت ارتباط خوب و پدرانهاش با دانشجویان بسیار محبوب است.
دکتر درویش رشته بیوسیستماتیک جانوری را وارد ایران کرد و این رشته را بر اساس علوم پایه خودش راهاندازی و دانشجویان زیادی را هم تربیت کرد.
به همت مرکز آثار و مفاخر دانشگاه فردوسی و کمیته نامگذاری معبر شهری شهرداری مشهد، ۱۲ معبر شهر به نام اساتید سابق دانشگاهی نامگذاری شده است.
میرسجاد موسوی، نابینا، اما سرشار از استعداد است، لیسانس اقتصاد را از دانشگاه انگلستان دریافت کرده و تاکنون ۱۳ کتاب برای روانشناسی نابینایان نوشته است. او مدتی را هم به عنوان رئیس هیئتمدیره «انجمن حامیان شهر بدون مانع» فعالیت کرده است.
دانیال محمدزاده شادمهری سال ۹۵ از طرف بنیاد ملی نخبگان به عنوان مخترع برگزیده کشور انتخاب شد. این نویسنده و مؤلف ۱۱ اختراع ثبت شده دارد.
حمیدرضا نویدیمهر سعی دارد مردم و به مخصوص نوجوانان و جوانان را با گنجینه ادبی ایران آشتی دهد.
دکتر آرش اکبری مفاخر اصالتا اهل کرمانشاه است و سال۸۳ برای تحصیل به دانشگاه فردوسی مشهد میآید و سال ۸۴ شاهنامه باعث پیوندش با خانمی فعال در همین عرصه میشود.
استاد نمونه کشوری که جزو اولین ورودیهای رشته صنایع غذایی در کشور است، حالا خود صدها دانشجو تربیت کرده که تعدادشان را به خاطر ندارد، دانشجوهایی که تعداد زیادی از آنها این روزها برای خودشان استاد یکی از دانشگاهها یا مراکز پژوهشی کشور شدهاند و مسئولانی که در دولت یا صنعت غذای کشور به کار اشتغال دارند اما این افراد حق بزرگتری را در خاطر سپردهاند و از کنار و گوشه کشور برای دیدن بانو فخری شهیدی، استاد خوشنام و خوشآوازه به مشهد میآیند. کارنامه چهلوسهساله کاریاش مملو از افتخارات و عناوین مختلف پژوهشی است.
این روایت، دو شخصیت دارد؛ یکی غلامحسین بهآذین نودوپنجساله که متولد 1306 خورشیدی در محلهای پایینتر از نوغان مشهد به نام شیخ عطار است و دیگری علیاکبر باقری نودساله که سال1311 در سرولایت نیشابور متولد شده است. این دو دوست که اکنون شاید از قدیمیترین شهروندان مشهد هم باشند، خاطرات زیادی از روزگاران دور این شهر دارند؛ از روزهایی که بهلول به حرم آمد و واقعه مسجد گوهرشاد بهوقوع پیوست.
ماجرای تأسیس دانشگاه در ایران به دوران پهلوی اول باز میگردد. در سال 1307 خورشیدی پروفسور حسابی پیشنهاد تأسیس دانشگاه را به وزیر معارف وقت، اعتمادالدوله قراگوزلو میدهد اما گامهای نخست تأسیس این دانشگاه را علیاصغر حکمت وزیر معارف وقت در سال 1313 خورشیدی برمیدارد. در همین سال همچنین دانشگاه تهران با چند دانشکده پا میگیرد که دانشکده معقول و منقول یکی از آنهاست.
کوچه استادیوسفی26 بخشی از محله استادیوسفی است. این معبر تا سال1365 جزو محدوده شهری محسوب نمیشد و پس از آن بهتدریج وارد بافت شهری شده است. کاربری شاخص دراین محدوده کاربری فضای سبز و آموزشی است. از ویژگیهای این خیابان میتوان به تراکم جمعیت و سکونت خانوادههای دانشگاهی اشاره کرد که باعث فعالشدن کسب و کارهای مربوط به دانشجویان در این معبر شده است.
مردی که در سال52 برای نخستینبار در تاریخ کشور، در شیراز لقب پرستار نمونه سال کشور و دانشجوی ممتاز دانشگاه را به خود اختصاص میدهد و دومرتبه تجربه ریاست دانشکده پرستاری و مامایی مشهد از سال60 تا 72 را در کارنامه حرفهای پرستاریاش دارد. تحصیل از مقطع ارشد تا مقطع نیمهتمام دکترا در آمریکا، تدریس در دو دانشگاه کالیفرنیا و استخدام در بیمارستان «کامیونیتی هاسپیتال» شهر لانگبیچ در سال54 تا 58 و قرارگرفتن در رده 5درصدی برتر جامعه پرستاران آمریکا، از نقاط عطف سرگذشت حرفهای اوست.
ابوالقاسم بختیار نخستین پزشک متخصص جراح ایرانی و بنیانگذار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و از استادان این دانشگاه بود.
17سال داشته که جبهه و جنگ راه به خانهشان باز میکند. او هم اسلحه به دست میگیرد و از کشورش دفاع میکند. اما جنگ مسیر هنر را هم برایش باز میکند. بهدلیل صدای بم و پُری که دارد، مسئول تیپ سمعی و بصری313 نبیاکرم(ص) میشود تا با رزمندگان مصاحبه کند و اخبار مناطق جنگی را پوشش دهد. حالا محمد گلصفت، ساکن محله ایثارگران و مدرس دانشگاههای هنر و معلم هنرستانهای پسرانه است. بیش از 30سال تجربه آموزشی در رشته گرافیک دارد و داور جشنواره استقبال از بهار مشهد هم بوده است.
زندگی بهار فرازونشیبهای بسیاری داشت؛ گاهی در لباس شاعری خوشبیان قلم میزد و گاهی بهعنوان سیاستمداری وطنپرست جلو استبداد زمانش میایستاد. چهرزاد بهار، آخرین فرزند محمدتقی بهار، اکنون در قید حیات است و در تهران زندگی میکند. او سالهای آخر عمر پدرش را بهخوبی درک کرده است و حتی در مواقعی برای پدرش روزنامه میخواند و پدر را از اتفاقات روز آگاه میکرد. در گفتوگو با چهرزاد بهار برخی زوایای زندگی محمدتقی بهار را بررسی کردیم.
دکتر پارسا پهلوان سال 96 با برنامه بازگشت دانش آموختگان برتر ایرانی غیر مقیم بنیاد نخبگان و با همراهی استادان ایتالیایی اش به ایران بازگشته است. او سال 98 پس از گذراندن دوره پسا دکتری در دانشگاه فردوسی، استادیار این دانشگاه می شود و در کنار تدریس به پژوهش هایش نیز ادامه می دهد.
طرح او با عنوان «طراحی مصالح مرمتی میراث فرهنگی اقلیم خشک» که آن را از سال 92 در ایتالیا آغاز کرده است، در بخش پژوهش های کاربردی جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب کرد.
ماجرای انتخاب اسم دانشگاه به علایق دکتر محمدرضا رجب زاده و خاطره ای که در این باره دارد برمی گردد. می گوید: وقتی در دانشگاه لندن تحصیل می کردم یک روز یکی از رباعیات خیام را به زبان فارسی پای تخته نوشتم. یکی از استادان معروف دانشگاه آمد و شروع کرد به خواندن آن رباعی. خیلی تعجب کردم. اصلیتش آلمانی بود ولی در انگلیس استاد بود. گفتم: شما از کجا فارسی بلدید؟ گفت: در دوره لیسانس که در آلمان بودم، زبان فارسی را به عنوان زبان خارجی انتخاب کردم. حدود یک ساعت این استاد آلمانی ایستاد و راجع به عمر خیام با من صحبت کرد. از ریاضیاتش گفت و از رباعیاتش.