خیلیها در خیابان ویلا مصطفی یغمایی و دکهاش را میشناسند. او معلول است و از هفت سالگی روی پای خودش میایستد. از فروش آلاسکا و فرفره تا حالا که خوراکی میفروشد.
مصطفی شرفالدین میگوید: افرادی که علاقهمند به کاسبی در منطقه ثامن هستند، باید مسلط به زبان عربی باشند چراکه بیشتر زائران این محدوده را عربزبانها تشکیل میدهند.
حسن قویفکر، گلفروش محله فرهنگ است که توانسته با طرح «قالیچه گل»، مقام اول گلآرایی را در ساخت المانهای نوروزی گل کسب کند.
سوپرمارکتها ادامهدهنده راه همان بقالیهای قدیم است، امروزه شکل و شمایل خود را عوض کرده و با تغییراتی که از نحوه چیدمان اجناس گرفته تا نحوه سیستم عرضه، از حالت گذشته خود فاصله گرفته
علیرضا قویدل، یکی از فروشندگان قدیمی کالای خواب منطقه ثامن میگوید: کاسبشدن سه رکن اصلی دارد؛ رکن اول تجربه و خبرگی در فروش است، رکن دوم اعتبار و خوشحسابی در بازار است و رکن سوم هم داشتن سرمایه است.
غلامرضا محمدزاده مغازهدار محله جنت میگوید: بعضیها عادت کردهاند برای هر چیزی چانه بزنند و تخفیف بگیرند، حتی برای یک زیپ ۱۵۰ تومانی. نمیدانم مگر قرار است در این زیپ چقدر استفاده داشته باشیم که تخفیف هم بدهیم؟
بزاز قدیمی کوچهسیابون از پنج سالگی مشغول به کار شده است. او تغییر و تحولات بازار را به چشم دیده است از زمانی که بازار سرپوشیده بود و صدای پتک آهنگران و کوفتن مسگرانش تا کمی پایینتر از طاق آسمان بالا میرفت.
عبدالعلی حاجیاننژاد تأسیساتی اهل نوغان میگوید: وقتی تصمیم گرفتم بهتنهایی کار کنم، دستم خالی بود. دو پیچگوشتی و چند آچار بیشتر نداشتم، با این وجود روی پای خودم ایستادم و مغازهای در ابتدای خیابان طبرسی اجاره کردم،
عباس حسابی کاسب خیابان طبرسی میگوید: پشتکار کاسب، جذب اعتماد و سرشناس بودن در بازار از دیگر عوامل کسب درآمد مطلوب در کار پتوفروشی است.
علیاصغر قاسمی، فروشنده ظروف مسی در محله سعدآباد است. او که از سال ۱۳۵۶ در حاشیه بولوار قرنی فعالیت دارد، سومین نسل از خانوادهای است که به این حرفه روی آوردهاند.
حسن مهدویمقدم، کاسب خوشنام محله امام هادی (ع) است که اهالی او را به کار آبا و اجدادیاش، یعنی عرضه لبنیات درجهیک میشناسند. اهالی محله امام هادی(ع)، پدرش را به «حسینشیری» میشناختند.
اگر گذرت به بیمارستان شهیدهاشمینژاد افتاده باشد، حتما کافه برادران (اژدر) را مقابل بیمارستان دیدهای. سالها مردی مهربان که بیشتر از آنکه کافهداری بکند، سعی میکرد کمک حال همراهان بیماران باشد.
حمیدرضا عابدینی، خواروبارفروش محله سرافرازان که همراه پسرش محسن سالهاست حامی کالای ایرانی است. ۹۵ درصد اجناس مغازهاش ایرانی است. دم عیدی کالاهای ایرانی مغازه او مشتریان پر و پا قرصی دارد.
کار اصلی خانه احسان عرضه محصولات اصیل و سالم است. محصولاتی که در چرخه تولید آنها به هیچ عنوان از مواد صنعتی و نگهدارنده یا حتی کود شیمیایی استفاده نشده است.
جواد روضهخوان، جوان طلبه و در عین حال مغازهدار است. او در جبهه اقتصادی نیز پرچمدار تبلیغ و فروش کالاهای ایرانی و مخالف سرسخت فروش کالاهای خارجی است.
حمیده ناصری خانوم قصاب محله فرامرز عباسی میگوید: شاید خیلی از بانوان این نوع شغل را نپسندند، ولی اگر مثل من به این حرفه علاقه داشته باشند، با کسب مهارت میتوانند قصاب زبردستی شوند.
همسایههای مسجد میدانند پنجشنبههای اول هر ماه میتوانند برای خرید برخی از مایحتاجشان به اینجا بیایند و بیواسطه آنها را تهیه کنند.
مخلص کلام اینکه الیاس علیزاده می خواهد در هر کنج پررفت وآمدی در این شهر کتاب فروشی بسازد؛ این کنج می خواهد در دل یک هایپرمارکت بزرگ باشد یا یک مجتمع تجاری بزرگ. او سال هاست که از کف میدان کتاب شروع کرده، کتاب فروخته، فروشگاه داری کرده و حالا به اینجا رسیده است و هنوز برای آینده برنامه های زیادی دارد.
نهتنها زیرزمین کیفدوزی سید در نقطه شروع خیابان وحید، که همه کارگاههای این محدوده و بازارهای اطراف در تابستانهای بلند یک جور کلاس تعلیمی بود برای آنهایی که در این سه ماه افسانهای، میخواستند خرج یک سال تحصیلشان را به دست بیاورند، دانشآموزانی که فصل کیف و کتاب برایشان به پایان رسیده بود و به میدان کار آمده بودند.
کارگاهها محل استعدادیابی به حساب میآمد. یکی نجاری دوست داشت، یکی تعمیرات لوازم برقی. بعضیها هم عاشق معماری بودند و کار بنایی را با جان و دل انجام میدادند.
اینجا فرقهایی با مغازههای دیگر دارد. خانمی وارد مغازه میشود که با لبه چادر چهرهاش را پوشانده است. چند قلم جنس برمیدارد و در آخر فقط10هزار تومان روی پاچال میگذارد. کمی که میگذرد چشمم میافتد به پنج حساب دفتری قطور بالای یکی از قفسهها. داخل این دفترها اسامی افرادی نوشته شده که جنس نسیه بردهاند. دفترها را ورق میزنم. با یک حساب سر انگشتی متوجه میشوم که بالای بیست میلیون تومان جنس نسیه داده شده است. نسیههایی که بیشترش پرداخت نمیشود.