«درد، در بندبند وجودم میپیچد و پیش میرود! استخوانهایم تیر میکشد، درد، مغز استخوانهایم را میسوزاند. گوش، چشم، زبان، دست و پایم به فرمان من نیستند» این بخشی از صحبتهای یک فرد معتاد در محدوده کال زرکش است.
محله
زرکش
برخلاف نقل برخی شایعات پیرامون برداشت طلا از محله «زرکش» در روزگاران دور، امروز تنها نامی طلایی برای این محله مانده و از لحاظ امکانات یکی از محلات کمبرخوردار و پر مشکل مشهد است. کال زرکش از گذشتههای دور مسیل انتقال آبهای سطحی از شاندیز به کشفرود بوده و زمانی پرآب بوده، اما اکنون در بیشتر روزهای سال خشک است. خیابانهای این محله به نام شهیدبصیر، اولین فرمانده شهید بولوار توس نامگذاری شده است.
دانشآموزان دبستان پیشبین در محله کال زرکش، با مربیگری معلمان دلسوز و همراهی خانوادهها، توانستند در مسابقات والیبال منطقه تبادکان، نایبقهرمان شوند؛ موفقیتی که برای اولین بار در این مدرسه به دست آمد.
محدثه زیبایی، جوان ساکن محله زرکش (شهیدبصیر)، با تسلطی که بر زبان انگلیسی دارد، در مصاحبه تلویزیونی، پاسخ درخور شأن دشمنان را با زبان خودشان به آنها داد.
خدیجه شجاعی، از ده سالگی در رشته جودو فعالیت میکند و با پشتکار و تلاش توانسته مقام نخست جودو در رده سنی نوجوانان در کشور، هشت نشان طلا و یک مدال نقره در سطح استان را کسب کند.
زهرا اکبریشبانکاره از وقتی زبان باز کرد، لهجه مشهدی جزوی جدانشدنی از گفتارش شد.آنقدر به این لهجه علاقه داشت که حتی سالها بعد، در دوران تدریس و معلمیاش، برایش خاطرههای شیرین و بامزهای ساخت.
به قول آقامحمود، خانه پدربزرگ مثل دفتر کاهی قدیمی بود که عطر و بوی خاصی میداد و هر گوشهاش از دستخط خاطرات کودکی نوههایش پر شده بود. او خاطره آخرین آدم برفی که درکنار پدربزرگ درست کرد، را فراموش نمیکند.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه میکند. او با تأسیس مؤسسهای پیشگیرانه و یک مهدکودک، میکوشد کودکان را از آسیبها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بیحمایتیهاست.
۴۵ سال از زندگی رضا زکریایی میگذرد؛ کسی که ماجرای زندگیاش از دوران نوجوانی تغییر کرد. طلبه، رزمنده و معلمی شد که سعی داشت درکنار خانوادهاش، قدمی در راه آرمانهایش بردارد و اکنون هم مربی رزمی است، هم به وظایف تبلیغیاش عمل میکند.
«کوشک مهدی» احتمالا یکی از قدیمیترین و درعینحال ناشناختهترین مکانهای تاریخی حاشیه مشهد است؛ روستایی کهنسال که اراضی آن بر کرانههای کشفرود باستانی قرار دارد
سالها پیش که اولین اتوبوس ساکنان محله را از همین مسجد ولی عصر(عج) به نمازجمعه برد، کسی فکرش را نمیکرد که نیت بانوی نیکوکار محله ادامه یابد و تا امروز ماندگار شود.اولین بانی شهربانو صادقی بود.
آذر سال۱۳۵۷ آخرین سال زندگی زهره دوساله بود، دختربچهای که در حادثه ۲۳آذر همان سال در بیمارستان امامرضا (ع) برای همیشه چشم بر هم گذاشت.
یکسالی میشود که پساز آن تصادف سخت، سیدیحیی در بستر بیماری افتاده و دیگر نتوانسته است از خانه بیرون بیاید، در این مدت همسایهها از او مراقبت میکنند.
برادران امیری ۱۸ ماه است که در کارگاه خود در محله زرکش به درودگری ۹ جفت درِ حرم امامین جوادین (ع) مشغولند. این روزها که به پایان ساخت درها نزدیک میشوند، در دلشان غوغایی برپاست.
سیدحسن موسوی مجموعهدار نامآشنای کشور و بانی مجموعه فرهنگیموزهای «باغ شاهنامه»، شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۲ چهره در نقاب خاک کشید.
یک طبقه از خانه مرحوم نصیری وقف عزاری حضرت زهرا(س) و هیئت محبانالزینب است: خانم مظفری میگوید: همیشه همسرم به زبان میآورد که دلش میخواهد یک طبقه از خانه را برای امور دینی و عزای حضرت فاطمه (س) اختصاص بدهد.
اکرم ابراهیمیان، بانوی راننده خط بیآرتی ۸۳۰ از کودکی رؤیای رانندگی خودروهای سنگین را در سر داشت.
برخلاف نقل برخی شایعات پیرامون برداشت طلا از محله «زرکش» در روزگاران دور، امروز تنها نامی طلایی برای این محله مانده و یکی از محلات کمبرخوردار مشهد است.
الهه سلمانی دوغآبادی که کارآفرین خیاطی بود، پس از ازدواج با کمک همسرش با راهاندازی کارگاهی توانستند در حوزه صحافی هم کارآفرینی کنند.
قدمت این روستا چندصدساله است. پدربزرگهای ما میگفتند در زمان حمله روسها، روستا بسیار بزرگ و باشکوه بوده است و به همین دلیل به آن چهلحجره میگفتند.
نوجوان ساکن محله زرکش اگرچه در رشته علوم تجربی درس میخواند، علاقه به شعر رهایش نمیکند. طوری که با سرودن مجموعه شعر مویرگ، رتبه اول کشوری جشنواره جوان خوارزمی را به دست آورده است.