آسایشگاه

ایده ساخت و افتتاح مؤسسه خیریه «کهریزک»، برای بانو اشرف بهادرزاده قندهاری، قصه یک ساختمان و آجر و آهن نبود. می‌خواست سالمند بی پناه، معلول رهاشده، بیماری که خانواده اش شکست خورده‌اند و... را همراهی کند و همین اتفاق هم افتاد.
مرکز «نور علی ابن‌موسی‌الرضا (ع)» یکی از مراکز خصوصی است که ۲۰ پسر هشت تا هجده‌ساله را تحت سرپرستی دارد. بچه‌های اینجا هر‌کدام سرنوشت‌های پرفرازونشیبی داشته‌اند؛ با وجود این صبوری‌شان حیرت‌انگیز است.
جانباز آسایشگاه امام خمینی(ره) هنوز در عملیات کربلای ۵ است، زمان برای او همان ۱۹‌دی سال‌۶۵ است و مکان شلمچه. هوا برایش بوی همان گاز اعصاب ۲۶، ۲۷ سال پیش را می‌دهد.این حال خیلی از جانبازان اعصاب و روان است.
حاجي نوید از بچه‌های آسایشگاه است. او را خيّران به خانه خدا فرستاده‌اند تا امروز بشود تنها حاجي آسايشگاه معلولان ذهني. با او که صحبت می‌کنم، فقط می‌گوید: «دوست دارم با مادر و پدرم دوباره به مدینه بروم.»
آسایشگاه معلولان ذهنی با نام «مهر پناهندگان ضامن آهو» در مهدی‌آباد ۹ خدمات نگهداری، توان‌بخشی و درمانی را خیرخواهانه به‌طور شبانه‌روزی به معلولان بی‌سرپرست ارائه دهد.
انتهای خیابان آوینی ۵۷ بعد از سالن شهدای مدافعان حرم، یک کوچه تنگ و تاریک، آسایشگاه و موسسه‌ «باور سبز» قراردارد که برای معلولان و توان‌یابان مهاجر برپا شده است.
اینجا آسایشگاه جانبازان امام‌خمینی(ره) در بوستان ملت است؛ جایی که برای جانبازان قطع نخاعی که قادر به کمترین حرکت نیستند، راه‌اندازی شد.؛ شهدای زنده‌ای که هر لحظه ممکن است نیاز فوری به پزشک داشته باشند.
مرکز توان‌بخشی و نگهداری سالمندان صفا سال۱۳۸۸ با هدف خدمات‌رسانی و دسترسی آسان و سریع سالمندان به خدمات جامع توان‌بخشی و نگهداری تاسیس شد.
عبدالله هنری یکی از چهره‌های تأثیرگذار مشهد است که توانست معلولان را از خانه‌هایشان بیرون بکشد و جریان تازه و جان‌داری راه بیندازد؛ جریانی که نه‌تنها خانواده‌های معلولان، که مدیران را با مشکلاتشان آشنا کرد.
در مرکز توان‌بخشی «ارم» در محله الهیه ۲۵۰ دختری زندگی می‌کنند که کوچک‌ترینشان ۷‌سال دارد و بزرگ‌ترینشان هم‌سن مادربزرگ‌ها است.
«مرکز نگهداری معلولان ذهنی دختر بالای ۱۴ سال پردیس» تنها مرکز ایزوله شدید دختران معلول است، دراین مرکز بچه‌ها هوش‌بهر بین ۵ تا ۲۵ دارند و وابسته به تخت هستند و قادر به انجام کار‌های شخصی خود نیستند.
قاسم علیزاده از نیمه‌های سال ۱۳۶۲ که در منطقه کردستان در نبردی تن به تن با نیرو‌های کوموله و منافقین، ۶ نفر از آنان را از پا درآورد، با اصابت دو گلوله به بدنش زمین‌گیر شد و حالا چهل سالی می‌شود که روی ویلچر می‌نشیند.
بچه‌های «آسایشگاه معلولان ذهنی بی‌سرپرست شهید‌بهشتی» هنرمندانی هستند که در سکوت و خلوت، نقش هنر می‌زنند، از کارگاه ساقه‌کاری و تولید اسکاچ تا معرق و قالیبافی.
یک خانه اجاره‌ای  ۵۰ متری در خیابان رستگاری، یک دکه در بازار ابریشم قاسم‌آباد و وجود نام «امیررضا عامری» در برگ وسط شناسنامه علی و شبنم، حقیقت فعلی زندگی این زوج معلول است.
چهارم شهریور ۱۳۳۶ روزنامه خراسان با انتشار یک عکس بزرگ از حضور چهار بانوی فرانسوی در ایران خبر می‌دهد و در توضیح آن می‌نویسد: «چهار نفر زنان تارک دنیای فرانسوی، به جذامی‌خانه مشهد آمده‌اند».
دنیا و زندگی برای این آدم ها، مختصر به محدوده کوچک جذام خانه است؛ چهار دیواری‌ای حوالی بیمارستان هاشمی نژاد که هنوز خیلی‌ها در آن، صبح را شام می‌کنند و شب را صبح.
توی راه کمربندم را باز کردم که در شیشه، شیر بریزم و به سگمان بدهم. حیوان بازی‌اش گرفته بود. از عقب خودرو دستش را گذاشت روی چشم‌های همسرم و دیگر نفهمیدم چه شد.
خیاط‌خانه برای شرکت‌های معتبر لباس فرم می‌دوزد و کارخانه‌های خودروسازی هم پلیسه‌گیری‌شان را به معلولان آسایشگاه می‌سپارند.
کارگاه اشتغال فیاض بخش از ۲۲ سال پیش فعال است و بخش‌های مختلفی برای فعالیت توانیابان دارد.
وجیهه و ایوب زوج معلولی هستند که در شهرک مسکونی پشت آسایشگاه معلولان شهید فیاض‌بخش زندگی می‌کنند.