هاشم شکوهی شاعر سرشناس اهلبیت (ع) و انقلاب ۱۴دی ۱۳۹۴، درگذشت. پیشینه خانوادگی او با اهل بیت گره خورده است و آبا و اجداد آقای شاعر نسل در نسل در نقارهخانه حضرت مشغول خدمت بودهاند.
بیشاز دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سیدمحمدطاها اعتمادی، مداح دههنودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شبها در خیابان حضور مییابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کردهاند.
منطقه یک مشهد بعضی از بزرگترین هیاتها و گروههای عزاداری را در دل خود جای داده است. دهه اول و دوم محرم در هر کوچه پرچمی به بهانه برگزاری روضهای بالا رفته یا بوی نذری از خانهای بلند شده است.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
بزرگ هیئت فاطمیون، حاج آقای علیایی بود که با پسرانش در روز ولادت امام زمان (عج) در سال ۸۶ هیئت را برپا کرد و از آنجا که دوستان خوبی بودند و روش دعوت آنها به هیئت جذاب بود، او هم هیئتی شد.
حاج علیاصغر ذاکر از دهسالگی پای دیگهای شله بوده و اصول اولیه و پایه پخت آن را از برادرش یاد گرفته است. بعدها هم بهطور تجربی، خودش نکاتی را به آن اضافه کرده که نتیجهاش شده شلههایی پرطرفدار که برایش سر و دست میشکنند.
یک شب قبل حرکت کاروان، با انصراف یکی از مسافران، فاطمه صمدی طلبیده شد. شبانه بار سفر بست و در میان بهت و حیرت خانواده در این سفر، توشه آخرتش را هم برداشت.
مسجد صاحبالزمان (عج) در این محله قدیمی، صدسال است میزبان عزاداری مردم محله است، مردمی که تا سالهای سال به نام هیئت امامحسین (ع) در این محل گرد هم میآمدهاند.
سیداحمدحسینی موسپیدکرده مجالس امامحسین(ع) و خودش سالها هیئتدار بوده است. میگوید: همه مراسم هیئت در خانه خودم برگزار میشد اما ازآنجاکه خانه خیلی قدیمی است،مناسب حضور هیئت بزرگ نیست.
اهل محله فاطمیه، همگی نام مرحوم علیمحمد باقریان را بهخاطر دارند که با رویی باز و چهرهای گشاده مردم را با هیئت و مجلس عزای حسین(ع) آشنا میکرد. حالا پس ازفوت او پس بزرگش آقامحمد چراغ هیات را روشن نگه داشتهاست.
عموناصر سواد آنچنانی ندارد؛ در حد خواندن و نوشتن میداند. بااینحال بهخاطر علاقه به ائمه اطهار (ع) مطالعاتی در این زمینه داشته و منظوماتی گفته و به قول خودش در طول ۲۰ سال، هزاران بیت شعر برای ائمه اطهار سروده است.
هیئت جاننثاران موسیبنجعفر (ع) ۳۵ سال است که از ۲۰ هزار عزادار اربعین میزبانی میکند. دستکم صد نفر از اهالی محل برای آمادهکردن مواد اولیه کمک میکنند.
ایستگاه استقبال از زائران شهدای بولوار شاهنامه مانند سالهای قبل برپا شده است. حدود صدنفر از اهالی توس بهصورت ۲۴ساعته مشغول خدمت در این ایستگاه هستند و انواع خدمات به زائران داده میشود.
حاجمحمدتقی قربانیان چند نوبت مدیریت کاروانی را عهدهدار بوده که از مسجد ولیعصر (عج) محله شهیدرضوی به نیت پیادهروی اربعین راه انداخته است؛ سفرهایی که برای او و اهل کاروان پر بوده از خاطرات ناب.
این نخستین ایستگاه صلواتی است که نوجوانها بهتنهایی راه انداختهاند و حتی تعدادی از آنها برای اینکه ایستگاه فعال بماند و جمع نشود، دور پیادهروی اربعین را هم خط کشیدند.
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی بهشکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا میبرد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.
راستکار میگوید: در کمتر از چندثانیه تصمیم گرفتیم از کپسولco۲ استفاده کنیم تا مواد غذایی آسیب نبیند. همین باعث شد شعلهها خاموش شوند و فقط بخشی از مواد غذایی کنار دیگ از بین برود.
حسین وثوقی میگوید: از میان خاطراتم، آن دفعه که بهخاطر خادمی حرم، اسمم در فهرست خادمان اعزامی به این سفر بهعنوان حاملان پرچم حرم رضوی به کربلا درآمد، از همه سفرها برایم متفاوتتر بود.
سیدرضا میگوید: این روضه امانتی است که از پدرم به ما رسیده و دهههاست ادامه دارد و امیدواریم بچههای ما هم این راه را ادامه بدهند. این مجلس یک سنت است که نسلبهنسل منتقل شده است.