کارگر - صفحه 2

سرسبزی بولوار مجلسی کار دست بانوان است. آن‌ها با دستمزد روزی ۱۵ هزار تومان از ۶ صبح تا ۲ یا ۳ بعدازظهر علف‌های هرز را وجین و اگر زباله‌ای پای بوته‌ها ریخته شده باشد را جمع می‌کنند.
زهرا خانم می‌گوید: برای من که روستازاده‌ای پرتلاش بودم کار، عار نبود. نگاهم به کارم، درآمدزایی صرف نبوده و می‌خواستم به مردم، خدمت کنم. اگر کسی، بی‌وقت هم آمده چیزی خواسته، کارش را راه انداخته‌ام. خدا هم برکت را به درآمدم داده است.
حسن و حسین قویدل، دو برادر دوقلو هستند که در حال حاظر تنها تولیدکنندگان دستگاه CNC در مشهد به‌شمار می‌روند. این دستگاه می‌تواند برش، حکاکی و تراش را روی چوب، فلز و سنگ انجام دهد.
حبیب‌الله کرمی تعریف می‌کند: هنوز صدای نورالله توی گوشم است که کارش تعمیر همین دستگاه‌‎ها بود و یک روز وقت بررسی دستگاه، دستش لای اره‌های آن ماند و قطع شد. کارگر‌ها ترسیده بودند.
مرادعلی قازانی بایگی معروف به مراد‌نمکی ساکن محله بلال است. از اول نمکی نبوده، بلکه در پایین‌خیابان شاگرد کبابی بوده اما وقتی بیمه‌اش نمی‌کنند، از آنجا بیرون می‌آید و سه‌چهار شغل عوض می‌کند تا می‌شود نمکی.
نخستین بازخوانی یک گزارش دست‌اول پس از ۱۳۰ سال که به قلم عبدالله قاجار، عکاس‌باشی مخصوص ناصرالدین‌شاه، نوشته شده است.
هر روز ساعت ۷ عصر تا ۲ نیمه‌شب مراد نظری را با لباس مخصوصش می‌بینی که در حال زنجیر کردن موتور‌ها به میله‌های جلوی بیمارستان است یا در حال تحویل دادن آنها به صاحبانش.
جواد اکبری پاکبان مشهدی در سال ۹۳ بود که با یک نیسان آبی تصادف کرد و از دنیا رفت. او کارگر زحمت کش شهرداری و از اهالی محله پنجتن بود که همسایه‌ها خیلی دوستش داشتند.
سرمایه مجید ترکمان در سال ۸۶، توسط افراد سودجود در یک پروژه ساختمانی از دست می‌رود. او با تشویق همسرش، امیدوار شده و پیگیر کسب‌و‌کار می‌شود تا اینکه شغل پاکبانی را انتخاب می‌کند.
سجاده، روکش لوازم آشپزخانه و... عمده چیزهایی است که معمولا در جهیزیه عروس‌خانم‌ها وجود دارد و این قشر از مشتری‌های اصلی علی‌ شمشیری هستند. او می‌گوید: دعا کنید مشکلات گرانی و کار حل و عروسی‌ها زیادتر شود.  
محمد رنجبر یکی از پاکبان‌های زحمت کش محله طلاب است که هر روز ساعت ۲:۴۵ بامداد شروع به کار می‌کند و تا ساعت یازده مشغول به کار است.
از سال‌۱۳۹۶ که کلنگ احداث این مسجد در خیابان دلاوران‌۱۳ بر زمین خورد، همیشه اهالی پای کار بوده‌اند و با جان و دل، لباس کارگری بر تن کرده‌اند. به خاطر همین دلی بودن کار، آجر‌به‌آجر این مسجد با کمک اهالی بالا رفته است.
سال‌هاست اهالی کوچه‌ها و خیابان‌های محله خلج هر روز صبح با صدای قدم‌ها و خش خش جاروی سیدکاظم سیدکاظمی ۳۴ ساله بیدار می‌شوند که پاکبان این محله است.
عموحسین، پیرمرد خوش‌اخلاق و خوش‌روی محله کوشش که به قول خودش «۸۰ سال است عمرم را در این محله تمام کرده‌ام!» بنّای قدیمی‌ای که خیلی از خانه‌های محدوده گاراژدار‌ها یاکوشش به دست او ساخته شده است.
حاج قربان‌علی غلامی معروف به حاجی قهوه‌چی، ۴۶ سال است که کار استخراج سنگ‌ها از کوه های خلج را انجام می‌دهد. تنها دارایی او کافه‌ای با ۶۲ سال قدمت به نام خلج واقع در روستایی به همین نام است.
قاسم عباس‌پور می‌گوید: روزی دو شیفت کار می‌کردم که می‌شود ۱۶‌ساعت. با ساعت کاری که داشتم، دیگر نمی‌توانستم شب‌ها هم به خانه بازگردم. خیلی‌وقت‌ها در دفتر پیمانی‌مان می‌خوابیدم تا سحر دوباره کارم را آغاز کنم.
کارخانه نخریسی، حقوق کمی می‌داد، اما به کارگرانش می‌رسید. سابقه ندارد که شرکتی، در سه مرحله، سه قطعه زمین ۲۵۰ متریِ رایگان به کارگرانش داده باشد.
حسین گواهی پاکبان محله عنصری با اشاره به علاقه‌اش به رفتگری که از کودکی در وجودش ریشه دوانده، ادامه می‌دهد: در کودکی آرام و بی‌صدا جاروسیخی خانه را برمی‌داشتم و می‌رفتم کوچه را جارو می‌زدم.
خلیل شاه‌دوستی، کارگر نمونه‌ای است که سال‌ها از ساعت ۳ بامداد تا نزدیکی‌های ظهر، مسیری بدون خانه و رهگذر را رفت‌و‌روب می‌کند.
حیدرعلی محبتی، گچ‌بری‌های حرم امام‌رضا (ع)، چندی از هتل‌های پنج‌ستاره مشهد و خیلی از مساجد و ساختمان شخصی و اداری را انجام داده است که جملگی هنر دست هنرمندی زبردست را نشان می‌دهد.