تاریخ شفاهی - صفحه 21

حالا هشتمین دهه زندگی‌اش را پشت سر می‌گذارد، اما همه چیز را با جزئیات در حافظه دارد و با دقت خاصی تعریف می‌کند. برایمان از قلعه خیابان قدیم می‌گوید. از قلعه‌ای بزرگ در همین منطقه که حدود 30 خانوار در آن زندگی می‌کردند، از مسجد جامع قدیم می‌گوید و تغییرات آن... علی اصغر خیابانی تنها، معروف به حاج علی اصغر گازی، متولد سال ١٣۱۵ است که به قول خودش از ٧سالگی تا ٧٠سالگی تمام زندگی‌اش را با پیشه اجدادش یعنی کشاورزی گذرانده است. پنج پسر دارد و سه دختر و ٥٠ تا نوه و نبیره! بابا و به قول خودش، بابوهایش همه ساکن قلعه خیابان بوده‌اند و حاجی‌زاده‌ها و خان‌سالار‌های این منطقه!
خانه‌ای که این روحانی وارسته در آن می‌زیست، منزلی بسیار ساده و قدیمی و با امکانات محدودی بود که در وهله اول بسیار متعجب شدم ایشان با اینکه فرزندان نامداری دارد و حداقل یکی از آن‌ها رئیس‌جمهور کشور است و دیگران نیز هر کدام دارای مقامات و مراتبی هستند، مع‌ذلک در چنین خانه‌ای محقر و ساده و در یک اتاق کوچک شاید9 متری در کنار انبوهی از کتاب‌های بسیار قدیمی زندگی می‌کند و عجیب‌تر آنکه این پیرمرد و پیرزن سالخورده خدمتکاری نداشتند و در عین حال با میهمان اینقدر گشاده‌رو بودند و من خود شرمنده شدم که چرا مزاحمت برای آن‌ها ایجاد کرده‌ام.
سبک جلسه به این صورت بود که فردی متن خاصی را برای همه می‌خواند و بقیه افراد درباره این متن به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند. محوریت مباحث مطرح‌شده نیز بر اساس کتاب‌هایی نظیر جواهرالکلام، حدائق‌الناظره، مدارک‌الاحکام، شرایع‌الاسلام و مستندالشیعه بود. اگر وقتی باقی می‌ماند حضار به بررسی تحولات و اتفاقات روز نیز اشاره می‌کردند. این جلسه علمی تا زمان حیات همه شرکت‌کنندگان آن ادامه داشت.
برادر بزرگترم برایم تعریف می‌کرد که وقتی رهبری به دنیا آمدند پدرم با مرحوم آیت الله خامنه‌ای در بالاخیابان روبه رو شدند. ایشان به پدرم گفتند: خداوند به من پسری عطا کرده است که اسمش را «علی» گذاشتم. پس از آن پدرم را به منزل آیت‌الله سید هاشم میردامادی، پدربزرگ رهبری، دعوت کردند تا در گوش فرزند نورسیده‌شان اذان و اقامه بگویند.
پدرم، آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای، در زندگی بسیار منظم و مرتب بودند. غذایشان بسیار ساده و اندک بود. انسانی بسیار زاهد و بسیار بی‌اعتنا به مسائل دنیوی بودند. در زندگی غالب علما و شخصیت‌های روحانی به‌خصوص در میان قدما حدی از زندگی تعریف داشت، اما ایشان از آن حد تعریف شده زندگی نیز پایین‌تر بود. بزرگ‌تر که شدیم گاهی پیشنهاد می‌کردیم که اگر اجازه بدهید برخی امکانات رفاهی را برایتان فراهم کنیم، ایشان موافقت نمی‌کردند.
مرحوم آیت‌الله نائینی(ره) همچون مؤسس حوزه علمیه قم، آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری که او نیز متوفای ۱۳۵۵ق، است از مهم‌ترین چهره‌های علمی و در زمره علمای تراز اول شیعه در عصر خود بود. ایشان فردی است که برای آیت‌الله حاج سید جواد خامنه‌ای (ره) «اجازه اجتهاد» و «اجازه روایت» صادر کردند.
آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای در مشهد، علاوه بر تدریس، در دو مسجد امام جماعت بودند: مسجد صدیقی‌ها و مسجدگوهرشاد. برنامه حاج سید جواد آقا، تا سال‌های متمادی این چنین بود که هر روز پیش از نماز صبح، به حرم مطهر امام رضا مشرف شوند و پس از زیارت، برای اقامه نماز صبح، به یکی از شبستان‌های مسجد گوهرشاد بروند. همچنین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را نیز در مسجد صدیقی‌ها در بازار بزرگ (فرش فروش‌ها) - که به مسجد ترک‌ها معروف بود - اقامه می‌کرد.
در همه روزهایی که به نزد دایی‌ام به سرای «سیگاری» می‌رفتم، برای ادای نماز ظهر و عصر به مسجد ترک‌ها (آذربایجانی‌ها) می‌رفتیم و به نماز جماعت که به امامت حضرت آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای اقامه می‌شد اقتدا می‌کردیم. آن سال‌ها شبستان، به اصطلاح پُر می‌شد و حتی گاهی صف جماعت در حیاط مسجد منعقد می‌شد. تمامی تجار سرای «سیگاری» و سرای «محمدیه» به اضافه کارمندانشان و کسبه آن بازار در آن نماز جماعت شرکت می‌کردند.
در گذر سال‌ها شاید دیگر برخی از آن کوچه‌ها وجود خارجی ندارند، اما قدیمی‌ها هنوز هم آن‌ها را به‌یاد دارند و از خاطراتش تعریف می‌کنند. یکی از این کوچه‌ها، کوچه «پرکنده» واقع در امام‌خمینی17 بوده است که در 20متری ابتدای آن سمت چپ قرار داشت و مسیری برای رسیدن به عدلیه (دادگستری) بود که اکنون تعداد انگشت‌شماری از مشهدی‌ها آن را به‌خاطر دارند.
ایوان و مصلای طرق جزو معدود بنا‌های تاریخی مشهد است که عمرش به بیش از ۵۰۰ سال می‌رسد و بنابر ادعای کارشناسان و مورخان در دوره تیموری بنا شده است.
منزل استاد سیدمحمود فرخ، نبش خیابان جهانبانی، کنار کوچه ای نزدیک به سه راه جم مشهد قرار داشت؛ خانه ای که به یقین نخستین مجمع عالی ادبای معاصر در شمال شرق ایران بود. نوزده یا بیست ساله بودم که به این انجمن رفت وآمد داشتم و در همین محفل هم با بسیاری از شاعران نامی خراسان آشنا شدم؛ البته محفلِ خانه آقای فرخ تنها به حضور شاعران خراسانی محدود نمی شد و بسیاری از شاعران ایران و حتی خارج از کشور، هنگام سفرشان به مشهد حتما سری هم به این محفل می زدند.
من یادم می‌آید که یک وقت در مشهد منزل مرحوم فرخ جلسه‌ای در روز‌های جمعه تشکیل می‌شد و ما هم گاهی در آن شرکت می‌کردیم. در یکی از آن جلسه‌ها، یک نفر هندی که از استادان زبان فارسی بود شرکت کرده بود. در آن جلسه تعریف کردند که ایشان از هند آمده اند و استاد زبان فارسی و بر دیوان حافظ مسلط هستند؛ طرف هم به رویش بالا رفت و شروع به خواندن یک غزل از حافظ کرد؛ اما به قدری آن غزل را بد خواند که بی اختیار همه خنده شان گرفت! حالا وقتی من می‌بینم که بعضی از آقایان دعا‌ها را این طوری می‌خوانند، به یاد آن جلسه و آن غزل حافظ می‌افتم که آن استاد هندی خوانده بود!
بزرگان ادب ایران، نخستین دلیلِ شهرت انجمن فرخ را منش خود او و جذبه و گیرایی کلامش می‌دانند. دانشمندمردی که اگرچه به شاعری شهره است، اما جنبه‌های شخصیتی دیگری هم داشته که کمتر به آن پرداخته شده است. نقش او در برق‌کشی مشهد، تأسیس دانشکده ادبیات و احیای سبک خراسانی در شعر معاصر از آن جمله است. او همچنین نخستین استاد افتخاری دانشگاه فردوسی مشهد نیز بوده است.
گرم شدن تن و پافروبردن در حوضچه آب سرد، ساعت‌ها نشستن روی صفه و وسط بخار، خربزه لاکی خوردن، نرم کردن استخوان زیر مشت دلاکی و پیرِ هرچه مرض را درآوردن، کشیدن قلیان و خبر شمال تا جنوب شهر را شنفتن و این میان، با آواز یکی دهان گرم و رسا نفس کیفور شدن، فقط بخشی از آداب ورسوم استحمام ایرانی است که برابر مکتوبات تاریخی برای مسافر و گردشگران غربی هم بسیار شگفت انگیز و لذت بخش بوده است. درواقع حمام کردن سنتی دیرینه در ایران پیش و پس از اسلام بوده که همه کاربری اش در تن شستن خلاصه نمی‌شده است؛ گرمابه‌ها درواقع پاتوق توده‌های مردم و محلی‌ها برای گفتگو درباره مسائل روز و در جریان اخبار قرارگرفتن، خوش وبش کردن یا عقد قرارداد‌های مهم بوده و با رسومی مانند پسندیدن دختر‌های دم بخت، تولد نوزاد، نوروز و دیگر جشن‌ها پیوند داشته است.
سال72 تولد دیگر زندگی‌ام بود. حرم برایم تازگی خاصی داشت و از همان زمان خدمت من شروع شد. البته به‌دلیل اینکه راهنمای زائران بودم، باید دوره آموزشی و مقدماتی قبل از آن را می‌گذراندم و 3سال اول خدمت معمولا به‌صورت افتخاری است و بعد حکم به تشرفی تغییر پیدا می‌کند. در هفته یک‌بار و 24ساعت نوبت خدمتمان بود، آن هم کشیک دوم. 17سال دربان ایوان طلای صحن آزادی بودم. بعد خیلی از فضاهای دیگر حرم را تجربه کردم، اما دل‌چسبی آنجا را نداشت. آدم در ایوان طلای آن صحن و بعد هم صحن انقلاب، احساس نزدیکی بیشتری با حضرت دارد.
گسترش امور مربوط به خزانه در دوره‌های مختلف موجب به وجود آمدن مشاغلی چون خازن، خزانه‌دار، صاحب‌جمع خزانه، تحویل‌دار خزانه، کلیددار خزانه، خزانه‌دار نقدی و خزانه‌دار کالا شد . بعضی از اسناد به‌جامانده از تشکیلات اداری آستان قدس از دوره صفوی تا قاجار که در آرشیو مدیریت اسناد و مطبوعات آستان قدس نگهداری می‌شود، مربوط به این موضوع است. از این میان حدود ۲۳۳۰شماره اموال راجع به خزانه، ۱۲۲۳شماره اموال درباره شغل خزانه‌دار و ۷۶۴شماره اموال درباره شغل خازن است.
هرسال در آستانه ورود به ماه محرم، صحن و سرای حرم مطهر حضرت رضا(ع) با آیین‌ها و مراسم‌های خاصی سیاه‌پوش می‌شود. آیین‌هایی که قدمت صدهاساله دارند و برگزاری آن‌ها حتی در این ایام تعطیلی موقت حرم مطهر همچنان به همان سبک و سیاق قدیمی خود برگزار می‌شوند.
سال ۱۳۰۷ و در پی چند سال کم‌آبی و بی‌آبی شهرِ مشهد، با دستور محمد، ولی خان اسدی که آن زمان نایب‌التولیه آستان قدس رضوی بود، مقرر شد تا چند رشته قنات در مسیر قوچان و چناران به مشهد که اطمینان داشتند پُرآب است، حفر کنند تا آب شهر مشهد و کشاورزان تأمین شود. در آن سال ۵ رشته قنات در این راه حفر شد و اتصال آن‌ها به هم، نهری را به وجود آورد که، چون از روستای گناباد در نزدیکی چناران آغاز می‌شد، اسمش را گذاشتند نهرگناباد. نهری که بخش اعظم آن از دلِ قاسم‌آباد عبور می‌کرد.
کوچه شهید فدایی یا شهید دایی51 یکی از معابر قدیمی محله سیدی و به طول 200متر است که از حاشیه بولوار شهید دایی آغاز و در حاشیه بوستان خطی خلج و کال اقبال خاتمه پیدا می‌کند. شکل‌گیری منازل این معبر مدیون تلاش‌ها و زحمات مرحوم محمود سیدی در دهه30 بود که با آباد کردن زمین‌های بایر این محدوده، اقدام به تفکیک اراضی و فروش آنها در قطعات 250 تا 1000 متری به دیگران کرد.
هر چند شغل قدیمی لحاف دوزی در منطقه8 خیلی کم به چشم می‌آید، اما هنوز هم تعداد انگشت‌شماری از افراد مشغول به این کار هستند. «اسماعیل نادرخو» لحاف‌دوز محله امام رضا، پیرمرد 75ساله‌ای است که همیشه می‌توانید او را مشغول کار جلوی مغازه‌اش در امام خمینی82 ببینید. پیرمرد مهربان، خوش مشرب و باحوصله‌ای که حرف‌های شنیدنی بسیاری از محله و کارش دارد و از مصاحبت با او لذت می‌برید.