همسایهها و هممحلیها که ۳۰ سال است طاهره خسروی را میشناسند، میگویند: او بانوی مهربان است که علاوهبر فرزندانش، دست نوازشگر مادریاش را بر سر چهار دختر دیگر هم کشیده است تا حالا هفت فرزند داشته باشد؛ دو پسر و پنج دختر.
زهراخانم درباره آن لحظه که بهجای مادرش در صف قرار گرفته بود، میگوید: با خودم گفتم مسئولان گیت متوجه میشوند، اما شباهت چهره من و مادرم سبب شد مشکوک نشوند.
زهرا هدایتپور عضو تیم ملی ووشو و دارنده بیشاز ۵۰ مدال استانی، کشوری و جهانی در رشتههای تکواندو، کنگفو، کیکبوکسینگ و ووشو، این روزها قهرمان خانه و فرزندانش شده است.
ما کاملا برای خودمان هضم کردیم که این یک راه بچهدارشدن است و این بچهها را خدا به ما داده است. پیشینه خانوادگی بچهها برای ما دو نفر مهم نیست و اصلا پیگیر سابقه خانوادگی آنها نشدیم.
مادر مریم کرمی تومور مغزی داشته است و بهدلیل مشکلاتی که در ادامه روند درمان برای او پیش میآید، حالا او شده است یک پرستار تمامعیار برای مادرش؛ پرستاری که دارد با جانودل از مادرش مراقبت میکند.
حرفه زهرا غلامشاهی پرستاری است، ولی نه استخدام وزارت بهداشت است و نه به خاطر کاری که میکند، قرانی پول میگیرد.
خانم جان که حدود ۹۰ سال دارد و مدتی میشود میهمان خانه سالمندان است میگوید: من در طول زندگیام غصه زیاد دیدم، اما هیچ کدام را به دلم راه ندادم، از گذشتهها همیشه شاد بودم و با همه مشکلات منطقی برخورد کردم.
بیبی عالیه رضوی مادری پرتلاش است. او با تولید و فروش دستبافتههای خود در کنار کمک به اقتصاد خانواده، در حفظ و دوام کانون گرم خانواده نیز نقش بسیار مهمی داشته است.
معصومه شیردلبایگی همسر جانباز سیدمحمد قریشیخلیلآبادی و مادر چهار فرزند است که فرزند اولش دچار معلولیت ذهنی است، اما این شرایط او را از پای درنیاورده است.
شمسی زمانیان دولتی، مادر کیوان ساکت، نوازنده مشهور مشهدی، جزو اولین زنهایی بود که لیسانسه شد و گواهینامه رانندگی گرفت.
مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان «پروین» در حاشیه بولوار وکیلآباد قرار دارد، شب چله در این مرکز برنامههای متنوعی برگزار میشود.
فاطمه در اوج جوانی، زندگی خود را وقف مادربزرگش کرده است. او کارش در شبانهروز این است که کنار مادربزرگ بنشیند، نگاهش را بخواند و در آنی، خواستهاش را برآورده کند.
مریمسادات حسینی میگوید: از زمانی که وارد این حرفه شدم، میزان مطالعۀ کتاب کودک من افزایش یافته است و برای پیداکردن قصۀ جدید، از کوچکترین ماجرایی نمیگذرم.
علیرضا خسروی میگوید: در این سالها که دیگر مادرم هیچ حرکتی نداشت، قرار شد هر ۱۰ روز مهمان خانۀ یکی از ما باشد، اما این هم سخت بود. در همین فواصل مادرم دچار زخم بستر شد و نمیتوانست حرکت کند.
اکرم عرفانی هنرمند، کارآفرین و مادر نمونه محله جاهدشهر است. دخترش یلدا معلولیت ناشناختهای دارد و او در کنار پرستاری دائمی از او، به اقتصاد خانواده هم کمک میکند.
مهناز خسروی که روزگاری تکدختر نازپروردۀ خانواده بود از سن بسیار کم، یعنی در ۱۰ سالگی دچار افیون اعتیاد میشود. او در ادامۀ خط زندگی به زندان میافتد...
اولین چیزی که به ذهن میرسد این است که چرا فامیلی ازدواج کردهاند که سه فرزندشان دچار معلولیت شوند؟ اما مادر این بچهها نظر دیگری دارد. او این بچهها را برکت خانهاش میداند.
دستهای پر از ترکاش را نشانمان میدهد و میگوید: نان این دست باید حلال باشد، نیست؟ زندگی کارگری یادمان میدهد قانع باشیم و وقتی قانع باشی آرامش داری.
هیچ تصویری از چهره مادرم نداشتم، تنها رابط بین من و مادرم، یک دست لباسی بود که هرسال از مشهد برایم میفرستاد، فقط میدانستم که او مجاور و همسایه امام رضا (ع) است.
۴۳ سالی میشود که «مادر همه کودکان» لقبش میدهند؛ صفیه خاتون سرجامی را شاید بتوان پرسابقهترین خیّر محله حافظ دانست.