خیلیها پهلوان «غلامعلی عاقلتر» را بهعنوان پدر پیشکسوتان کشتی استان میشناسند.
حبیب قوی پنجه قاضی بازنشسته ۳۰سال متصدی منصب قضا بوده است. قوی پنجه که در ۲۲سالگی وارد سازمان قضایی ایران شده در سالهای ۸۰ – ۷۹ به عنوان جوانترین رئیس دادگستری کشور شناخته میشد.
ابراهیم صدری که ۵۷ سال از عمرش با کشتی پیوند خورده است میگوید: از قدیم هر کجا نیاز به ریشسفیدی بود، از کشتیگیرها کمک میخواستند.
رضا اسماعیلی معلم نمونه کشور در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ میگوید: خیلی از ورزشکاران تیمهای مختلف ملی، پیشرفت خودشان را مدیون مدارس هستند.
حسین طهرانی افتخارات زیادی را در کارنامه ورزشی خود ثبت کرده که گذاشتن سنگ نخستینِ بنای داوری استان یکی از آنهاست.
حادثه نهتنها پایانی برای زندگی روزمره علیرضا نشد، بلکه از او مردی ساخت که خیلی زود توانست روی پای خودش بایستد و نوجوانی و جوانیاش را از آسیب انزوا و خانهنشینی دور کند!
علیرضا همتآبادی متولد۱۳۵۴ حالا پدر سه فرزند است که عنوان «تنها داور معلول والیبال کشور» را دارد.
مریم پورجعفریان، اولین داور بینالمللی فوتسال است که هجدهسال سابقه داوری دارد و 9سال در بازیهای مختلف داخلی و بینالمللی سوت زده است. این ورزشکار محله الهیه حالا بهخاطر زندگی و مشکلات جسمانیای که بعد از زایمان و بارداری برایش پیش آمده ، زودتر از آنچه انتظار داشته بازنشسته شده، اما از دنیای فوتسال خداحافظی نکرده است.
مجید یعقوبی یکی از فوتبالیستهای مشهدی که در تیمهای باشگاهی و استانی مانند صبای نوین و بابک مشهد و همچنین کاله مازندران بازی میکرد سال1389 در دریا غرق شد. این واقعه تلخ باعث شد تا خانواده او به پیشنهاد ناصر امینی یکی از دوستان نزدیک فرزندشان، از 9سال پیش مسابقات فوتبالی با عنوان جام بزرگداشت زندهیاد مجید یعقوبی را در ماه مبارک رمضان برگزار کنند، این مسابقات در زمین چمن مصنوعی دانش ، محله عنصری و با همکاری شهرداری منطقه7 و هیئت فوتبال مشهد و حمایت خانواده زندهیاد برگزار میشود.
امسال هم مانند پنجسال گذشته روزنامه شهرآرا میخواهد شما چهره ورزشی مشهد را انتخاب کنید. برای همین پس از جمعآوری آرا و دیدگاههای گروهی از نخبگان ورزشی شهر، نامزدهای کسب این عنوان در دو گروه آقایان و بانوان تقسیمبندی شدند.
هنرستان فنی و حرفهای تربیتبدنی الزهرا(س) مکانی برای رشد و پرورش استعدادهای ورزشی محله عنصری است. دانشآموزان دختری در این مدرسه تحصیل میکنند که در رشتههای ورزشی مختلف توانستهاند مقام کسب کنند و اکنون هر کدامشان در عرصههای مختلفی همچون داوری گرفته تا حضور در تیم ملی فعالیت دارند. یکی از آنها زینب پناهی نوجوان 17سالهای است که جزو کمسن و سالترین داورهای فوتسال استان محسوب میشود.
صبا کلاهدوز نوجوان 17 ساله و دانشآموز هنرستان فنی و حرفهای تربیت بدنی الزهرا(س) محله عنصری است، شاید سن و سال چندانی نداشته باشد اما کوله باری از تجربه در رشتههای ورزشی مختلف دارد، او که فعالیت ورزشی خود را از کودکی با ژیمناستیک شروع میکند بعد از 12 سال فعالیت ورزشی اکنون عضو هیئت مینی فوتسال استان و همچنین دارای مدرک داوری این رشته است.
متأسفانه الان شاهد هستیم که زمینهای خاکی جای خود را به برجها دادهاند و غیر از فنسهای ورزشی و سالنها که جای تشکر از شهرداری دارد، ما شاهد فقر زمینهای ورزشی در شهر هستیم و اگر زمین خاکی هم وجود داشته باشد در جاهایی با امکانات پایین و در حاشیه شهر است که باید یادآور شوم باز هم در زمینهای خاکی و تیر دروازههای حلبی استعدادهای فوتبال هستند که لازم است به آنها توجه شود و تجربه نشان داده است که موفقیت از دل سختی بیرون میآید، شاید هم کسی در رفاه بوده و موفق شده است، ولی کسی که از سختی به موفقیت رسیده است، ارزش موفقیت را بیشتر میداند؛ اینها بخشی از گفتههای محسن فریمانی است.
عشق به اسب در خانواده «خاکساری» موروثی است. سال1386 وقتی سارا متولد شد، پدرش پرورش اسب داشت و او با اسب و سوارکاری بیگانه نبود. تا اینکه در سال92 پدرش تصمیم به تأسیس یک باشگاه سوارکاری در مجاورت شهرک طرق گرفت. اینکار پدر زمینهساز علاقه و کسب مهارت سوارکاری در سارا شد به طوری که او توانست با اسب ترکمنی که خودش در تربیت آن نقش داشت در مسابقات سوارکاری شرکت کند.
دانشآموز نوجوان دبیرستان شهید مداح حسینی واقع در محله کارمندان اول، فوتبال را از زمینهای خاکی شروع میکند و در سن و سال کم متوجه علاقهاش به داوری فوتبال میشود. در بازیهای فوتبال مدرسه و محله به عنوان داور بازی میکند تا اینکه دبیر ورزش مدرسه، او را به تیم داوران هیئت فوتبال استان خراسان رضوی معرفی میکند. رجبی پس از شرکت در کلاسها و آزمونها و کسب مدرک داوری، حالا به عنوان جوانترین داور کشور، بازیها و مسابقات مختلف را داوری میکند.
ورزش حس جوانی میدهد و انجام آن برای همه ضرورت دارد. حرف از سلامت و تندرستی است. با ورزش روحیه فرد جان میگیرد و افسردگی از او دور میشود. ورزش در زندگی من نیز تأثیر مثبت داشته است. روحیه خوب را به من ارمغان داده است به گونهای که از آن انرژی میگیرم. آنچنان به هندبال علاقهمند هستم که هر زمان مسابقهای میبینم یا مطلبی میخوانم حس میکنم خودم آنجا هستم. با اینکه بازنشسته شدهام، همچنان پیگیر ورزش هستم و اخبار و اطلاعات را دنبال میکنم. هیچ وقت نمیتوانم بیاحساس از کنار هندبال بگذرم.
در ابتدا اعتقاد بسیاری بر این بود که یک زن نمیتواند از عهده کار برآید اما خوشبختانه توانستم سربلند بیرون بیایم. از همان سال تاکنون دبیر نظام پیشنهادهای دانشگاه هستم. برای این مسئولیت نیز تلاش کردم و در نهایت در این زمینه سردمدار شده و از وزارت بهداشت نیز پیشی گرفتیم. علاوه بر مسئولیتهای کاری، عضو عوامل اجرایی و دبیر اجرایی همایشهای ملی نیز بودم و به همین دلیل با حوزههای مختلف دانشگاه همکاری داشتم. در جایگاه کاری خود به دنبال این بودم که مؤثر باشم.
ما قاضی میدان هستیم و باید عدالت را اجرا کنیم. عملکرد موفق و کیفیت قضاوت باعث میشود مورد قبول دیگران قرار بگیری. زمانی که دیگران داور را قبول داشته باشند از او تبعیت میکنند. تمام داوران ایرانی هدفشان اجرای عدالت است و با این هدف وارد زمین بازی میشوند. با این حال ممکن است اشتباه شود. اگر VAR (کمک داور ویدئویی) در کشور ایجاد شود از این اشتباهات کوچک هم جلوگیری خواهد شد. خدا را شاکرم که تاکنون اشتباهی انجام ندادهام که منجر به تغییر بازی شده باشد. برقراری عدالت حس خوبی برای داور به همراه دارد.
وقتی که من نمازم را شروع کردم خادم مسجد از داخل آبدارخانه نوشته پشت لباس من را خوانده بود. نماز را که خواندم دیدم کسی بالای منبر رفت و بلندگو را در دست گرفت و شروع به چاوشی خواندن کرد؛ هر که دارد هوس کرببلا بسما...،هر که دارد سر سودای خدا بسما... اهالی آمدند، دستم را گرفتند و مرا بالای مسجد نشاندند. سفره پهن کردند و غذایی دور هم خوردیم. التماس دعا گفتند و... آخر شب که شد هر کسی دست من را میکشید که به خانه خودش ببرد، گفتم نه یا در مسجد به من جا بدهید یا بیرون از اینجا اردو میزنم.
دیماه سال گذشته مسابقهای در شیراز برگزار میشد که اگر نمیرفتیم، جای اسم تیممان خالی میماند. برای رفتن به شیراز ون کرایه کردیم. 2نفر از مادران شاگردانم هم ما را همراهی میکردند که در مجموع 8نفر بودیم. در مسیر راه ون خراب شد. ما 10ساعت در سرمای هوا در کویر گیر کردیم و تا صبح از سرما لرزیدیم. فقط یک مرد همراهمان بود و هیچکسی نبود که به دادمان برسد. صبح خودرویی رد شد و ما را تا پمپبنزین بکسل کرد. از آنجا 2پژو کرایه کردیم. کرایه آن 2خودرو را از هزینه خوردوخوراکمان دادیم. تا به شیراز برسیم، 35ساعت طول کشید. بچهها سرما خورده بودند و با تب 40درجه روی تاتامی رفتند و مسابقه دادند.
در مسابقات بینالمللی افغانستان من در حال کشتی گرفتن با حریف بودم، غدیر هم در تشک کناری با حریف پنجه در پنجه انداخته بود. تمام هوش و حواسم به غدیر بود و بلافاصله بعد از پایان کشتی، درحالیکه از حریف شکست خورده بودم، خود را به کنار تشک کشتی غدیر رساندم و با صدای بلند گفتم: «غدیر کمرش را بگیر و بلندش کن». غدیر همین کار را کرد. سالن با این حرکت منفجر شد.