طبقاتشان پر شده است از پلاستیکجات، پتو، حوله، ظرف و ظروف، دکوریجات و لوازم جورواجور. اینگونه بودنشان گواهی تاریخ و پیشینهای است که وجود داشته است. این بناهای فرتوت و پوسیده، روزی روزگاری کاروانسراهای قدیمی معروف زمان خود بودند اما حالا از نفس افتادهاند. بیشترشان آنطور که باید و شاید بازسازی و مرمت نشدهاند و هر لحظه خطر فروریختن آنها هست. آتشسوزی پلاسکو، فروریختن متروپل و... اتفاقهای ناگواری بودند که مجابمان میکنند پیش از وقوع حادثه باید چارهای اندیشید و ما را به سمت تهیه این گزارش سوق میدهند.
دکتر پارسا پهلوان سال 96 با برنامه بازگشت دانش آموختگان برتر ایرانی غیر مقیم بنیاد نخبگان و با همراهی استادان ایتالیایی اش به ایران بازگشته است. او سال 98 پس از گذراندن دوره پسا دکتری در دانشگاه فردوسی، استادیار این دانشگاه می شود و در کنار تدریس به پژوهش هایش نیز ادامه می دهد.
طرح او با عنوان «طراحی مصالح مرمتی میراث فرهنگی اقلیم خشک» که آن را از سال 92 در ایتالیا آغاز کرده است، در بخش پژوهش های کاربردی جشنواره خوارزمی رتبه دوم را کسب کرد.
درواقع مدتی پس از آغاز اجرای طرح شارستان برای اتصال خیابان آیتالله شیرازی به طبرسی نگذشته بود که معارضبودن مسجد مرویها رسانهای شد. از طرف دیگر، طبق توافق اولیه نماینده اداره اوقاف، شهرداری و متولی قرار بر این بود تا مسجد تبدیل به احسن شود. با همه این همراهیها، در ادامه حاشیههایی ایجاد شد که جلو تخریب این مسجد را گرفت، اما درب مسجد از سال1398 تاکنون بسته است و مردم درخواست بازگشایی آن را دارند
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمیترین گورستانهای مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایینخیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطرهای کهنه و رنگورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستانهای خراب شده مشهد را نبش قبر میکنیم و همچنین از چگونگی شکلگیری این قبرستانها در کنار محل سکونت اهالی میگوییم.
بازهم یک وعده بیسرانجام صدای مردم را درآورد؛ وعدهای با نام مرمت سرای عزیزالله اف که نخستینبار در فروردین سال1397 رسانهای شد. آن زمان ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان و شهرداری منطقه ثامن اعلام کردند که چون این بنای تاریخی با قدمتی حدود صدساله ایمنی لازم را ندارد، باید تخلیه و مرمت شود.قرار هم بر این شد که ابتدا حیاط کوچک و سپس حیاط بزرگ سرای عزیزالله اف در پایینخیابان مرمت شود.
بزرگترین پارک مینیاتوری شرق کشور، پنجسال پیش با 11المان از بناهای تاریخی ایران به بهرهبرداری رسید و قرار شد تا پایان همان سال 50المان تاریخی دیگر هم به این بناها افزوده شود چرا که در این بوستان موضوعی، زیرساختهای لازم برای نصب 58 تا 63 المان شهری فراهم شده است. در این مجموعه تفریحی، قطاری با خط ریلی به طول 920متر، درمسیر المانهای تاریخی همچون تخت جمشید، آرامگاه فردوسی، پل خواجو و... حرکت میکند و مسافران میتوانند با سوارشدن بر این قطار از دیدن آثار فاخر مینیاتوری لذت ببرند.
از یکی از این خانهها فقط دیواری باقی مانده است که دورتادور آن را حصار کشیدهاند. درست جلو آن، خانه دیگری است با در و پنجرههای آبی که هزارقفله شده است و تارهای عنکوبت درهمتنیده روی قفلها نشان از سالها خاموشی آن دارد، اما در همسایگی این خانه که «غفوری» میخوانندش، خانه تاریخدار دیگری هم هست که خلاف آنها درش باز است؛ حیاطی بزرگ با بنای دوطرفه که بیشتر از اینکه پنجرههای چوبی با نقشونگارهای رنگیاش به چشم بیاید
«یعقوب دانش دوست» معمار صاحب نام ایران هفتم بهمن 1400، بعد از مدتها خانه نشینی از میان ما رفت. دانشدوست، آدم ِ سخت گیر و بی تعارفی است که از حساب و کتاب یک درجه زاویه نمادها و آذینهای شهری هم کوتاه نمی آمد و وقتی حرف مرمت و ساخت بود، بی آنکه به قدر و درشتی آدم روبه رویش فکر کند، حرفش را صریح می زد.
دانشدوست بناهای متعدد مدرن را با کوشش برای اینکه شیوه معماری مدرن ایرانی داشته باشند طراحی و اجرا نموده است که مهمترین آنها بیمارستان آریا، بنای یادمان میدان آزادی (به سوی نور)، بنای یادمان میدان راهآهن (همیشه به سوی او)، بنای یادمان همای رحمت، بنای یادمان والفجرو … بوده است. پیکر او روز پنجشنبه 14 بهمن در قطعه نامآوران آرامستان بهشت رضا به خاک سپرده شد.
این منبع برای اهالی محله پایینخیابان آب شرب را تأمین میکرد و بهعلت نزدیکی به قبرستان خردو (کوچک) به منبع آب خردو در بین مردم معروف بود.
با لولهکشی منازل و تأمین آب شرب از طریق لوله، این منبع کارایی خود را از دست داد و برای سالها بهصورت مخروبهای در کوچه سیابان خودنمایی میکرد. حال بعد از گذشت 72سال از زمان ساخت، در سال1394 این منبع در فهرست آثار ملی ثبت شد
مستنداتی باقیمانده از قرن ۱۱ و ۱۲ در عمق کف فعلی بازار قدیمی فرش مشهد نشان میدهد این بازار که این روزها با نام فرش شناخته میشود، به احتمال زیاد در دوره تیموری ساخته شده است، البته با تفاوت زیاد در عمق.
خانه حاجمحمدحسین ناظران، تاجر برنجفروش محله پایینخیابان، که در زمان قاجار بنا شد، از ابتدای دهه70 مکانی برای اسکان زائران در فصلها و ایام خاص شد و مردادماه سال 98 بهدنبال تذکر سازمان میراث فرهنگی به مالک فعلی (انصاری) سرانجام مجوزهای لازم برای ساختوساز و بازسازی را گرفت.
یکی از شاهکارهای هنر دست استاد حبیبالله بنایرضوی مرمت و بازسازی آیینهکاریهای بالا سر حضرت است.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال پیش دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند؛ طرحی که در روند آن مصالح اثر درخطرتخریب، جمعآوری و در مکان جدید بازنمایی میشود. در این راستا هفته گذشته از دوبارهچینی سردر خانه اسماعیلی رونمایی شد که ساختمانش سال1392خراب شده بود.
تاریخ جان گرفتن مشهد از یک باغ شروع می شود؛ باغی که پیکر مطهر حضرت رضا(ع) را در آن دفن می کنند تا پس از آن، خاک خراسان با عطری بهشتی در هم آمیزد. تاریخ نگاران وسعت باغ «حمیدبن قحطبه» را در حدود یک میل در یک میل نوشته اند که «عزیزالله عطاردی» آن را از «فلکه حضرت» امروز بزرگ تر توصیف می کند. پیکر حضرت در سردابی که درون همین باغ بوده است و دهانهاش را آب قنات سناباد تر میکرده، شسته می شود.
معماران عصر نادری، مکانی، پشت ایوان عباسی را برای احداث دومین گلدسته انتخاب می کنند که ظاهرا تقارنی با محل گلدسته اول نسبت به گنبد نداشته است، اما پس از آنکه گلدسته جدید احداث می شود، دست کم از جبهه جنوب شرقی حرم (خیابانامام رضایفعلی) چنین به نظر می رسیده است که دو گلدسته قدیم و جدید کاملا در دو طرف گنبد طلا قرار دارند.
اعلان فروش خانه تاریخی سالاری بر سردرِ این بنای 100 ساله -و البته ثبتی در پشت باغ نادری مشهد- نصب شده است و سایه تخریب بر سر یکی از خاص ترین بناهای تاریخی مشهد (از نظر نوع معماری سردر) سنگینی می کند و میراث دوستان مشهدی نگران اند که نکند این خانه هم به بلایی که بر سر خانه های حناساب و کوزه کنانی و سایر بناهای تاریخ آمد دچار شود.
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگیها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه میداشتند و به حال و روزش میرسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
در مشهد نیز بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر بازاری شکل گرفته بود که در آن بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی فراوانی همچون بزازی و پارچهفروشی، قهوهخانه و رستوران، شیرینیفروشی، طلا و نقرهفروشی، کلاهدوزی، کفاشی، نانوایی، پوستینفروشی، عطاری، ترهبار، خرازی، بلورفروشی، بافندگی، صنایعدستی، زعفرانفروشی، آهنگری، رنگرزی و... وجود داشت. این بازار بزرگ قدیمی در دورههای مختلف تخریب شد، اما بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد بهجای مانده است.
شهیدشوشتری9 یا همان کوچه داروغه، کوچهای است که از دوره قاجار برای ما مشهدیها به یادگار مانده است. آن زمانها که نام و نشان خانهها و کوچهها آنقدرها اهمیت نداشت و هر کوی و برزنی به نام بزرگ آن خوانده و معروف میشد، این کوچه هم بهواسطه سکونت داروغه و خانوادهاش در منزلی زیبا به نام کوچه داروغه معروف بود.
قصه مرمت این سرای تاریخی مشهدیها به سال1398 بازمیگردد. در مرداد این سال حیاط کوچک تجارتخانه صدساله مشهدیها با حکم مقام قضایی و در راستای ایمنی و حفاظت پلمب شد. بهدنبال این اقدام و بعد از درج خبر در رسانهها، مسئولان میراث فرهنگی استان تصمیم به مرمت این سرا گرفتند، اما از آنجا که این اداره همیشه با کمبود بودجه روبهرو است، تصمیم گرفت شهرداری و کسبه را نیز پای کار بیاورد.