هدیه که سال گذشته موفق شده است رتبه دوم استانی را در جشنواره جابربن حیان با محوریت یادگیری با طعم ریاضی به دست آورد، نقش معلم را در علاقهمندی به این درس، بسیار تأثیرگذار میداند.او که اکنون در پایه هفتم درس میخواند درباره علاقهاش به درس ریاضی میگوید: از کودکی این درس را دوست داشتم و با وجود اینکه هر سال سختتر میشد اما برایم فهمیدنی و جذاب بود. سال ششم که بودم معلمم مرا تشویق کرد در جشنواره جابربن حیان شرکت کنم که موفق شدم در این رقابت، رتبه دوم استان را به دست آورم.
بیشتر این کودکان تجربه شادی ندارند. برای برگزاری کاروان شادی سالنهای فرهنگسراها یا مجموعههای ورزشی را اجاره میکنیم. در این جشنها آرزوی بچهها را میپرسیم تا در برنامه بعدی آرزوی تعدادی از آنها را برآورده کنیم. وقتی میبینند آرزویشان برآورده شده اشک شوق میریزند و از خوشحالی فریاد میزنند. بیشتر بچهها آرزوی دوچرخه یا رفتن به مدرسه را دارند؛ آرزوهایی ساده و کوچک که میشود برآورده کرد. تعدادی از بچهها درخواست سرپناه و خانه دارند که برای برآوردهکردن آنها از خیران و خیریههای بزرگتر کمک میگیریم.
آیناز ابراهیمی میگوید: از سه سالگی من را در مهدکودک و کلاسهای زبان ثبتنام کردند. یادم هست روزهای پنجشنبه و جمعه که مهد تعطیل بود گریه میکردم و از مادرم می خواستم من را به کلاس ببرد. دوره دبستان را در مدارس مختلف پشت سر میگذارد. تا سوم دبستان فعالیت خاصی ندارد ولی از کلاس چهارم به بعد در انتخابات شورای دانشآموزی شرکت میکند و سال ششم رئیس این شورا در مدرسه میشود. او دوره متوسطه اول را دوران طلایی زندگیاش میداند.
تقریبا از همان ابتدای کوچه علامت های هشدار به چشم می خورد، وجود سه مدرسه دولتی و دو مرکز آموزشی و یک مدرسه خصوصی باعث شده است تا علائم هشداردهنده، خط کشی ها و همچنین سرعت گیر در این کوچه زیاد باشد. سمت چپ با دیوارهای رنگ آمیزی شده مدارس شکل و شمایل فرهنگی دارد اما سمت راست خانه های ویلایی با متراژ کم و یک طبقه با بافت قدیمی دیده می شود که خانه های سازمانی مربوط به نیروی انتظامی است البته سال هاست که این خانه ها خالی از سکنه است.
هر معبری داستان خودش را دارد اما سرگذشت بعضی کوچهها، شنیدنیتر است. کوچه شهید شیرودی2 یکی از همان گذرگاههای خاص است که 70، 80سال پیش تا چشم کار میکرد باغ توت و انگور بود و دیوارهای گلی و تک و توک خانههای ویلایی. اهالی آن هم بیشتر کشاورز و باغدار بودند و میوه بیشتر میوهفروشیهای شهر از همینجا تأمین میشد.اما حالا این کوچه آسفالت و جدولکشی شده است و شلوغی و ترافیکی آن که خودروهای گذری باعث و بانیاش هستند دست کمی از ترافیک معابر اصلی ندارد. وجود چهار مدرسه قدیمی و بنای جعفریه که روزگاری محل آمد و شد طلاب جوان بود آن را به کوچهای با سبک و سیاق آموزشی تبدیل کرده است.
میان رفتوآمد پرهیاهوی خودروها و گذر شتابان رهگذران، جایی در دل نوین شهر الهیه دیده میشود که به «کوچه مدرسهها» شهرت دارد. کوچه رحمانیه ۱۷ برخی از مهمترین مراکز آموزشی منطقه ۱۲ را در میان گرفتهاست.
محسن ولیزاده از همان کودکی به همراه پدر و عمویش به مراسم مذهبی در مساجد محله میرود و از کلاس اول در مسجد منتظر القائم(عج) فعالیتهای فرهنگیاش را با شرکت در جلسات قرآن شروع میکند. حفظ، قرائت و ترتیل قرآن کریم و اذان گفتن را تا کلاس پنجم در مسجد دنبال میکند. او در مسابقات اذان آموزش و پرورش ناحیه در کلاس سوم، مقام دوم را به دست میآورد. خودش میگوید: شرکت در جلسات قرآنی و مراسم مذهبی مسجد، باعث بلوغ فکری و اجتماعی من شد.
این اولینبار است که یک روان درمانگر برای بازیدرمانی به یکی از مراکز منطقه6 در محله محمدآباد آمده است. مدرسه استثنایی کوثر، مدرسهای است برای کودکان این منطقه که نیازهای ویژه دارند و آموزش به آنها اصول ویژهتری را هم میطلبد و بازیدرمانی یکی از آنهاست. هفته گذشته با کمک اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه6، اولین جلسه بازیدرمانی با حضور جمعی از این کودکان در مدرسه کوثر واقع در محله محمدآباد تشکیل شد تا خانوادهها و کودکان این منطقه هم بدون پرداخت هیچ هزینهای از این آموزشها بهرهمند شوند.
شهید فخرایی15 که قسمتی از بولوار فرهنگ، حدفاصل بولوار دانشجو تا بولوار شهید فخرایی را شامل میشود، معبری است که محل احداث ساختمانهای مختلفی است. اداره کل آموزش و پروش ناحیه۶، اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان و انجمن رباتیک دانشآموزی استان بخشی از بناهای این معبر هستند. وجود این بناهای اداری و آموزشی همچنین سکونت عده زیادی از فرهنگیان که در دهه۷۰ در این مسیر ساکن شدهاند، معبری ساخته که رنگ و بوی فرهنگیان را دارد.
خیابان وکیلآباد63 به پاس قدردانی از فداکاریهای اسیران دوران دفاع مقدس به نام «آزادگان» نامگذاری شده است. این معبر امکانات کاملی برای سکونت دارد و یکی از معابر محبوب برای زندگی و سرمایهگذاری در منطقه است. قسمت زیادی از زمینهای این معبر متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در آن فضاهایی برای ارائه خدمات درمانی و ورزشی ایجاد کرده است.
خیابان پیچ در پیچ هنرستان23 از یکسو به بولوار هنرستان راه دارد و از سوی دیگر به بولوار پیروزی میرسد. ساکنان قدیمی این کوچه در اواخر دهه60 و اوایل دهه70 که به این محله آمدند هنوز بولوار پیروزی وجود نداشت. بخش زیادی از زمینهای این خیابان از سوی سازمان زمینشهری و در قطعات 250متری به خانوادههای شهدا، جانبازان و رزمندگان واگذار شد.
علی علوی مقدم میگوید: سال هفتم استاد ادبیاتی داشتم به نام آقای امامی که متوجه استعدادم در ادبیات شد و برای حضور در المپیاد و جشنواره مشوقم بود. به دنبال این تشویق، همان سال در بخش ادبیات جشنواره نوجوان خوارزمی با نام «احساس واژهها» شرکت کردم اما فقط توانستم تا مرحله ناحیه بروم. سال هشتم در المپیاد ادبی حضور پیدا کردم و موفق شدم رتبه سوم استانی را به دست بیاورم.
دور میدان امام خمینی(ره) بر اولین کوچه کنار آتشنشانی، تابلو امام خمینی(ره)61 نصب شده است. این کوچه با وجود آنکه خیابان اصلی نیست، اما همیشه مملو از خودرو و ترافیک است. وجود شهرداری منطقه8 و مدرسه و مهدکودک در این معبر سبب ترافیک بهویژه در سر ظهر میشود، البته این روزها بهدلیل کرونا و تعطیلی مدارس، ساکنان محله شرایط بهتری دارند.
«فرزانه رمضانی» دختر نوجوان محله سیدی نیز از پنج سال قبل کارش را در زمینه شعر شروع کرده است. علاقه و پشتکار او سبب شده تا در انجمنهای ادبی شعرخوانی کند. همچنین در پویش پاسخ به سؤال رئیس جمهور که هر سال به اسم «پویش مهر» در بین دانشآموزان انجام میشود شرکت کرده است. او سؤال رئیس جمهور را در مهر 1400 به صورت شعر پاسخ گفته و توانسته تا مرحله دوم این پویش پیش برود.
کوچه شهیدبسکابادی از قدیم تا امروز یکی از معابر مهم منطقه6 بوده است. سالها پیش این محدوده وسیع و خاکی بود؛ پر از زمینهای کشاورزی و بهندرت خانههای کاهگلی. در این زمینها کشاورزان روستانشین مشغول زراعت بودند و کمکم در همین محدوده ساکن شدند. مسجد جوادالائمه(ع) که با کمک کشاورزان ساخته شد، این کوچه کمکم رونق بیشتری گرفت و ساختوساز خانهها هم بیشتر شد.
بیشترین شهرت خیابان سرو به سکونت خانواده سردار شهید ولیالله چراغچی در یکی از کوچههای فرعی این خیابان است. به همین دلیل نیز یکی از خیابانهای کناری به نام این سردار نامگذاری شده است. به غیر از خانواده شهید چراغچی خانوادههای شهدای دیگری نیز در این خیابان زندگی میکنند. کوچه صارمی 49 که از سوی دیگر به وکیلآباد 36 میرسد، با نام «سرو» شناخته میشود.
از 3سال پیش که مدارس به سبب شیوع کرونا تعطیل و کلاس ها مجازی شد، حسین همراه دوستان و هم کلاسی هایش بیشتر وقتشان را در زمین های خاکی فوتبال بازی می کردند. با اینکه او و دوستانش برای تشخیص استعداد فوتبال رفته بودند اما مربی تشخیص داد که حسین در ورزش رزمی استعداد دارد.
کوچه بوستان14 یکی از معابر محله جاهدشهر است که به نسبت سایر معابر منطقه امکانات زیربنایی بهتری دارد، از مدرسه و فضای سبز و تجاری محله پررفت و آمد گرفته تا ایستگاه آتشنشانی و فروشگاه «شهر ما» و مجموعه ورزشی روباز دردسترس اهالی است.
روزگاری تمام محله جاهدشهر فقط از چند ده خانواده کارمندان جهادسازندگی تشکیل شده بود که علاوهبر آبادانی روستاها، سازندگی محله و شهرشان را هم برعهده گرفته بودند.
فاطمه، نوجوان ورزشکار محله رحمانیه، میگوید: پدر و مادرم خودشان اهل ورزش هستند و حمایت و تشویق آنها خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسیدم. اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی در رده نونهالان بود. هم بیتجربه بودم و هم استرس داشتم، اما باز هم اول شدم.
حدود یک قرن پیش پشت برج و باروی دروازه نوغان، رودی خروشان بود که اگر کسی از روی آن رد میشد، دریادل میخواندندش. بخشی از این رود در محدوده کنونی خیابان شهیدمحسن کاشانی بود. به همین دلیل نام قدیم این خیابان دریادل بود تا اینکه 40سال پیش بهدلیل رشادت جوان مشهدی در کشتن استاندار همدان و همراهانش (19آذر1357) به نام شهیدمحسن کاشانی شد.