مدرسه - صفحه 23

سپهری از روزی می‌گوید که یک مشکل اداری داشته است و به او می‌گفتند کار شما انجام نمی‌شود. وقتی زنگ تفریح، سر کلاس در حال نماز خواندن بود، یکی از دانش‌آموزانش می‌گوید شما چند روز است انرژی و شادی قبل را ندارید، من برایتان دعا می‌کنم. ۲ روز بعد به سپهری زنگ می‌زنند و همان فردی که گفته بود کار شما به هیچ عنوان انجام نمی‌شود، می‌گوید: مشکلتان حل شده است و باقی کار‌های اداری‌تان را خودم انجام می‌دهم. او این گره‌گشایی را نتیجه دعای خالصانه و پاک دانش‌آموزان می‌داند و می‌گوید: پاداش شغل معلمی از سمت خدا می‌رسد.
قوطی گوش پاک‌کن، 4تا خودکار، پاک‌کن و یک آرمیچر همین! آقای خرچنگ جدیدترین دست‌سازه امیرعلی است که با همین چند قلم آن را ساخته است. روباتی کوچک و ساده که روی کاغذ می‌چرخد و با پاهایش که 4تا خودکار هستند نقاشی می‌کشد. امیرعلی منتظریان وقتی از آقای خرچنگ حرف می‌زند چشم‌هایش از خوشحالی برق می‌زند و با اشتیاقی وصف‌ناشدنی از نحوه ساخت آن می‌گوید. او هنوز ١٢سالش کامل نشده است اما با همان زبان نوجوانی‌اش می‌گوید مسیر علاقه‌اش را پیدا کرده است.
کوچه شهید رحیمی در تقاطع با بولوار میرزاکوچک‌خان و در همسایگی ساختمان شهرداری منطقه5 واقع در محله حسین‌آباد است. به گفته حسین دری سالارآبادی که قدیمی محله است، دورانی که این کوچه در تملک ارباب‌ها بود، به 4بلوک تقسیم شده بود. دور تا دور هر بلوک درخت توت و انگور بود و در میان این همه دار و درخت، عمارتی باشکوه قرار داشت که به باغ چهارتخته معروف بود. آن زمان شغل رعیت‌های این کوچه، کشاورزی و کار در قنات‌های معروفش بود.
انگار برای او همه چیز زودتر از وقتش آغاز شده است؛ از 5سالگی کار با کامپیوتر را شروع کرده و از 11سالگی نیز برنامه‌نویسی را آموزش دیده است. رضا محمد‌پناهی نوجوان 17ساله، نرم‌افزاری نوشته و توانسته رتبه نخست جشنواره خوارزمی را در مرحله استانی به دست آورد، با شرکت مایکروسافت در زمینه عیب‌یابی ویندوز همکاری دارد و از طرفی برنامه‌نویسی و کار گرافیکی هم می‌کند.
زینب پارساصفت16سال دارد و در کلاس یازدهم درس می‌خواند. او که همراه خانواده‌اش در بولوار نامجو ساکن است توانسته از دوران دبستان، عضو شوراهای دانش‌آموزی باشد و در حال حاضر یکی از نمایندگان استان و شهرمان در مجلس شوراهای دانش‌آموزی کشوری نیز هست. وی تاکنون توانسته 2بار در مسابقه‌ خوارزمی، در رشته‌های آزمایشگاه و ایده کسب و کار، مقام به‌دست بیاورد.
از مهر سال گذشته 253 دانش‌آموز ابتدایی دوره اول در دبستان دخترانه پیامبر اعظم(ص) در 8کلاس مشغول به تحصیل شدند. این دانش‌آموزان و معلمان آن‌ها فکر نمی‌کردند سال آموزشی خود را به جای نشستن در کلاس‌های مدرسه در فضای مجازی به پایان برسانند. در روزهایی که تعداد کادر آموزشی این مدرسه بیش از دانش‌آموزان است به سراغ معلمان رفتیم و از آن‌ها خواستیم خاطرات تدریس خود را در دوران کرونا برای ما بگویند.
عسکریه مانند دیگر بنا‌ها و مدارس مرحوم عابدزاده است که در شکل‌گیری عقاید سیاسی و مذهبی و هویت‌بخشی به بافت تاریخی که در آن واقع شده نقش مهمی داشته و دارد. همین امر هم مسئولان میراث فرهنگی استان را مجاب به ثبت آن در فهرست میراث ملی کرد.
سیدمرتضی سنجرموسوی از دانش‌آموزان پرانرژی و سخت‌کوش محله دانش‌آموز است که امسال وارد کلاس دهم می‌شود. او تابستان سال۹۸ به دنبال یک فراخوان تصمیم می‌گیرد پادکستی به مناسبت نیمه‌شعبان تولید کند. با چند نفر از دوستانش آن را می‌سازند. مرتضی وقتی با رضایت مخاطبانش روبه‌رو می‌شود فکر توسعه کار را در سر می‌پروراند که آن را این‌گونه تعریف می‌کند: با خودم گفتم می‌توانم کانالی برای مدرسه بزنم و پادکست‌ در آن بگذارم تا هم‌‌مدرسه‌ای‌هایم آن‌ها را گوش دهند.
عارفه قنبری‌راد در رشته تجربی و ساینا کاشانی در رشته گرافیک، دانش‌آموزان کلاس یازدهم هستند که آشنایی‌شان از سال نهم در جشنواره نوجوان خوارزمی رقم خورده است اما درست زمانی که آن‌ها به دنبال ایده مناسب و کاربردی برای تحقیقاتشان بودند پای عارفه برای پنجمین بار می‌شکند. گچ‌گرفتن پای عارفه و مشکلاتی که برایش به وجود می‌آید این جرقه را در ذهن این 2دوست می‌زند که چرا نباید یک گچ سبک و راحت وجود داشته باشد تا طول درمان بیماران این‌چنینی با مشکلات کمتری سپری شود. ایده مشترک آن‌ها رتبه برتر کشور را به خود اختصاص داده است.
زهره صحاف‌مقدم ۲۹ سال است که در جایگاه معلم پایه ابتدایی در آموزش و پرورش خدمت می‌کند و سال‌هاست که با عنوان معلم نمونه، نماینده دیگر معلمان است. می‌گوید: معلم نمونه باید چند خصلت داشته باشد، داشتن تعهد و وجدان کاری، مجهز به علم روز بودن و آگاهی نسبت به سیاست‌های کلان و کلی کشور در بحث آموزش و پرورش و حرکت در راستای تحقق اهداف از ویژگی‌های بارز معلم موفق است. این درست است که همه می‌گویند معلمی یعنی عشق و فداکاری، اما به طور قطع در کنار این ویژگی‌های بارز، معلم باید خود را ملزم کند که با تحقیق و مطالعه بسیار، علم خود را به روز کند و به جبران کم و کاستی‌های خود بپردازد.
زهره قاسمیان می‌گوید: اگر کودکان و نوجوانان خود را باور نداشته باشند و در اجتماع نیز تحقیر شوند مخرب خواهند شد. در واقع تحقیر بچه‌ها جامعه را تهدید می‌کند. ما با ویروس کرونا فهمیدیم که حتی غذا خوردن دیگران به ما ربط دارد بنابراین رفتار‌های ما نسبت‌به یکدیگر اهمیت دارد و در نتیجه ما موظف هستیم که در زندگی مثبت عمل کنیم، زیرا همه ما به هم ربط داریم. همیشه به دانش‌آموزانم گفته‌ام که کنکور یکی از امتحان‌های زندگی آن‌هاست و آخری نیست.
با آنکه سال‌ها از درس‌دادنش در روستای محروم سرخس می‌گذرد، اما بهترین سال‌های تدریس و کارش را همان سال‌ها می‌داند و از آن روزها با یک دنیا حسرت یاد می‌کند: شاید به‌نظر خیلی از افراد زندگی در روستا سخت است، اما تجربه‌ام می‌گوید که زندگی روستایی لذت‌بخش است. در روستا امکانات گرمایشی و سرمایشی نبود، سرویس رفت و برگشت درست و حسابی نداشتیم، کمترین امکانات اولیه زندگی و بهداشتی دردسترس بود، اما آنچه تمام این نداشته‌ها را کمرنگ می‌کرد لطف خوش و محبت و احترامی بود که آن‌ها به معلم و آموزش داشتند.
خیابان رسالت136 را همه به نام امام‌خمینی(ره) می‌شناسند. اصلی‌ترین خیابان روستای گرجی‌سفلی است که هیچ شباهتی به روستا ندارد. مغازه‌ها با ویترین‌های امروزی، رفته‌رفته میان حجره‌های تنگ و کوچک و نمور جا باز کرده‌اند. به قول ساکنان کوچه «ما سرگردان بین شهر و روستا هستیم.» عجیب‌تر اینکه خیابان مجموعه‌ای از شغل‌هاست. انتهای این خیابان با فاصله چندکیلومتری به روستای گرجی‌علیا می‌رسد.
اینجا گرجی‌سفلی است؛ جزیره‌ای رهاشده میان 2تکه شهر. کمی بالاتر و پایین‌ترش جزو محدوده شهری است، اما گرجی‌سفلی همچون تافته‌ای جدابافته است؛ محروم از امکانات شهرنشینی. نزدیک به 35هزار نفر را در خود جای داده است و از نظر جمعیت ساکن، یکی از ابرروستاهای کشور محسوب می‌شود، اما حتی امکانات روستا را هم ندارد؛ نه زمینی برای کشت و نه خاکی حاصل‌خیز. در این میان یکی از دغدغه‌های فعالان اجتماعی، کمبود فضای آموزشی و نبود مدرسه بر اساس جمعیت دانش‌آموزی ساکن در گرجی‌سفلی است. مسئله‌ای که حالا با گذشت نزدیک به 2سال از شیوع همه‌گیری کرونا و الزام به غیرحضوری‌شدن مدارس، پررنگ‌تر شده و وضعیت معیشتی موجب شده است بر شمار بازمانده‌های از تحصیل افزوده شود.
کوچه شهدای تاکسی‌رانی از خیابان‌های متفاوت منطقه5 است. ابتدای آن پر از تعمیرگاه، باتری‌سازی و انبار است. اما کمی که پایین‌تر بروی بافت مسکونی را هم می‌بینی. به گفته اهالی قدیمی تا ٣٠سال پیش اینجا تا چشم کار می‌کرده زمین خاکی بوده و کم کم ساخت و ساز، آسفالت و چمن‌کاری در آن انجام می‌شود. نام‌گذاری این خیابان هم داستان خودش را دارد. آن اوایل این محدوده در بین اهالی به ٤٥متری خاکی معروف بوده است. سپس اداره تاکسی‌رانی، اینجا تعمیرگاهش را تأسیس می‌کند و این کوچه به «تاکسی‌رانی» معروف می‌شود.
«اعظم عظیمی» جوان دهه شصتی محله رسالت است. او علوم دینی‌اش را در حوزه علمیه مشهد آموخته و در کنار تدریس فلسفه و دیگر درس‌های حوزوی به داستان‌نویسی و تدریس آن می‌پردازد.
آموزش مجازی سبب شده دانش‌آموزان کمتر از دفتر و قلم و بقیه لوازم استفاده کنند که همین باعث کاهش شدید فروش ما شده است. از طرفی ما علاوه بر نوشت‌افزار خیلی از وسایل آموزشی دانشجویان رشته‌های معماری و عمران را هم می‌فروختیم که فروش آن‌ها هم با توجه به نوع برگزاری کلاس‌ها و تعطیلی کارگاه‌های آموزشی کمتر شده است. این روایت یکی از کاسب‌ها درباره حال و هوای این صنف است.
تقریبا یک‌سال می‌شود که زندگی برای هلیا 14ساله تغییرات زیادی کرده است. او سال تحصیلی گذشته را با یک فرق اساسی نسبت به سال‌های قبل‌ترش به پایان رساند: بالأخره توانست در مسابقات خوارزمی که همیشه آرزویش را داشت، شرکت کند و در سطح آموزشگاه‌های ناحیه4 آموزش و پرورش مشهد رتبه دوم گروهی را در رشته علوم آزمایشگاهی به دست بیاورد. او حالا امید زیادی دارد که امسال هم بتواند در این مسابقات شرکت کند و با کسب رتبه اول به مرحله استانی راه یابد.
از میان انبوه مغازه‌های حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچه‌ای برخورد می‌کنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نرده‌های سبز رنگ و رو رفته‌ای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچه‌های خیابان قدمت‌دار مصلی که مملو از مغازه‌ها و بنگاه‌های تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانه‌ها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
رسالت33 خیابان بزرگی است که روی تابلوی ورودی آن «المهدی شرقی» حک شده است، اما بیشتر اهالی آن را به نام بیست‌متری المهدی می‌شناسند. نام عجیب محله خیرآباد که این خیابان هم جزو آن می‌شود، کنجکاومان می‌کند که درباره وجه تسمیه آن بپرسیم. بیشتر پاسخ‌ها شبیه هم است؛ اینکه در قدیم که محله حالت روستا داشته، فردی زمین‌ها را خیرات می‌کرده و اسم روستا خیرآباد شده است.