اصغر محمودی میگوید: پدرم، با یک موتور یاماهای۱۰۰ همراه مادر و دو برادرم، از اهواز به مشهد سفر کردند و نمکگیر و پابند همسایگی امامرضا (ع) شدند. وقتی به اهواز برگشت، آنقدر از مشهد و حال و هوایش گفت که همگی هوایی شدیم و سال بعد خانه و زندگیمان را به این شهر آوردیم.
خیابان سجادیه ۳۵ که از یک سو به امیریه۲۴ میرسد، معبری است که دسترسیهای لازم برای ساکنانش فراهم شده است. این معبر فرعی پر از مجتمعهای مسکونی تراکمبالاست و مدرسه و بازار و همه امکاناتش در همین پنجسال اخیر فراهم شده است.
کوچه دلاوران ۷ در محله سرافرازان به نام شهیدحقشناس مزین شده است. این معبر تا سال ۱۳۷۰ جزو محدوده شهری نبود و پس از آن بهتدریج وارد بافت شهر شده است.
این کوچه بهخاطر همجواری با بوستان وفا، حالوهوای خوبی دارد.
تا پنجاهسال پیش، کوچه احد در فداییان اسلام۲۹ پر از زمینهای کشاورزی و گندمزار بود. در دهه۷۰ این کوچه به نام «احد» پلاکگذاری شد و تا پیش از آن، به «آخرین کوچه نخریسی» شهرت داشت.
در آن زمان، تنها سه خانوار در کوچه شهیداصلانی۹۷ زندگی میکردند. این خیابان، خاکی بود و امکاناتی نداشت. حسین غلامی، شاهد رشد تدریجی این محله از دهه۸۰ بود؛ روزهایی که محله کمکم روی آبادانی به خود دید.
آن سالها در خیابان ثابتی۴ خبری از دیوارهای سیمانی نبود، اما حالاردیفبهردیف خانه ساختهاند. اینجا یک زمین خاکی وسیع بود که برای ما بچهها حکم استادیوم آزادی را داشت. با یک توپ پلاستیکی ساعتها میدویدیم و خاک از سر و رویمان بلند میشد.
کوچه شهیدابراهیمی۲۷ یکی از کوچههای پررفتوآمد و خاطرهانگیز محله فاطمیه است؛ کوچهای با حدود سیصدمتر طول و بیستمتر عرض که نامش به یاد میرزااحمد آقایی بنادکوکی مزین شده؛ شهیدی که روزگاری در همین محله زندگی میکرد.
گلشور؛ مزرعهای قدیمی که امروزه به بوستانی بزرگ تبدیل شده است. این مکان زمانی قبرستان اصلی مشهد بوده؛ گورستانی احاطهشده در میان دودکشهای بلند کورههای آجرپزی. گلشور قدیم همچنین بهعنوان یک سنگر دفاعی یا هجومی نیز شناخته میشد.
۵۵ سال پیش که ربابه نخودچیان در خیابان فلسطین۱۶ ساکن شد، هنوز از آپارتمانسازی و کوچههای آسفالت خبری نبود.خاطرات ربابهخانم از اهالی محل بسیار است؛ از دوختن لباس برای رزمندگان جنگتحمیلی تا پختن سوپ افطاری برای مسجد محل.
میراثفرهنگی باتوجهبه شرایط این کوچه، همه تلاش خود را به کار بسته است تا با ثبتملی کردن یا واجد ارزش اعلام کردن بناهای درخورتوجه و ارزشمند کوچه، گامی اساسی در جهت حفظ هویت آنها بردارد.
ماست حاجاکبر آوازه داشت و صف آن مثل یک دورهمی محلی بود. وارد که میشدیم، بوی فراوردههای مختلف دماغمان را پر میکرد. گاهی هم آبراهه باریکی از آب ماست لابهلای موزائیکها جاری بود.
خیابان شهیدمطهریشمالی که زمانی به نام خیابان شاهرخشمالی معروف بود، در سالهای۱۳۴۹ و ۱۳۵۰ ازسوی شهردار وقت مشهد، محمد بنیاعتماد، در محدوده شهری قرار گرفت و آسفالت شد. پس از آن، این خیابان مدتی «اعتمادی» نامگذاری شد.
زیر تابلو کوچه حجاب ۵۲ نوشته شده است «۲۸ قدیم» و به نام شهید محمدحسین سالیار مزین شده است. این معبر و محدوده اطراف آن تا سال ۶۵ جزو محدوده شهری نبوده و پس از آن کمکم وارد بافت شهر شده است.
حد فاصل کوچههای المهدی (عج) غربی ۹ و ۱۱ راسته فرهنگی محله رسالت است، جایی که به همت آموزش و پرورش ناحیهیک، دو کانون فرهنگیهنری و یک سالن سینماتئاتر دارد.
کوچه استادطاهایی در نخستین سالهای ایجاد، یکی از مهمترین مراکز درمانی شهر بوده و باتوجهبه عمر صدسالهاش، با اسامی مختلفی در بین مردم شناخته میشده است.
سیدمحمود حدود هفتادسال است که در کوچه پژمان زندگی میکند و هر گوشه آن برایش یادآور خاطرهای است؛ از باغهای سرسبز و زمینهای کشاورزی گرفته تا صدای آرام کوچهها و همسایههای صمیمی.
بعضیها معتقدند ریشهی اسم این محله از طالبی شیرینی میآید که مشهدیها به آن میگویند تیل! عدهای هم باور دارند نام محله به علاقه اهالی به تیلهبازی که هنوز هم کناروگوشههای محله رواج دارد برمیگردد.
در امیریه ۶ هیاهویی بهپاست و زندگی جریان دارد. اهالی معابر خودشان را به این نقطه میرسانند تا از بازارمحله خرید کنند. بوستان محلی هم پرتردد است. این معبر در انتها به خیابان اقدسیه متصل میشود.
کوچه امامزمان (عج)۲ یکی از معابر فرعی توس۷۰ است که بهدلیل وقف مسجدی به نام خاتمالانبیا (ص) از محله صاحبالزمان(عج) به خاتمالانبیا(ص) تغییر نام پیدا کرد.
علی درویشزاده میگوید: در انتهای کوچه آبخوری قرار داشت که وقت دوچرخهسواری در روزهای تابستان، از آن سیراب میشدیم. کنار آبخوری، درختان توت قدیمی بود که حسابی توت میخوردیم و دوچرخهسواری میکردیم.