زهرا سلیمانشاهی تعریف میکند: خانه ما در پرجمعیتترین کوچه محله قرار داشت؛ کوچه شهید موسوینژاد۲۴ که آن زمان همه آن را به اسم «میلان۱۲» میشناختند. عصرها کار ما بچهها بازیکردن کنار در چوبی باغ بود.
دو سال بعد از احداث خیابانهای شاهرضا و ارگ، توسعه معابر شهری با تمرکز بر روی خیابانهای تازهساز آغاز و بهاینترتیب، خیابان خسروی متولد شد و دو معبر اصلی جدید را در قلب بافت قدیمی مشهد بههم متصل کرد.
زهرا فاطمی میگوید: اوایل که اینجا آمده بودیم، بهخاطر دوری از حرم خیلی ناراحت بودم اما بعدها شنیدم ایستگاه خط۱۲ در مسیر حرم تا وکیلآباد، تنها اتوبوس شبانهروزی شهر، نزدیک خانه ماست.بارها سحرها از این ایستگاه، راهی حرم شدهام.
ابتدای کوچه معلم۳۵ در احاطه تعمیرگاههای خودروست و میانه معبر با ساختمانهای مسکونی شکل گرفته است؛ ساختمانهایی که اکثرا نوساز هستند و در همین دو دهه ساخته شدهاند. مصالح شکلگیری خیلی از بناهای منطقه ۱۱ از این خیابان تأمین شده است.
علاقه حاجمهدی عبدی به محله قدیمیاش و تعلقخاطری که به اهالی رفته و مانده دارد، سبب شده دفتری بردارد و نقشه خیابانها و کوچهها را برای خود ثبت کند. او از قدیمیها میخواهد اگر جزئیاتی از گذشته دارند، اطلاعاتش را در اختیار بگذارند.
در نگاه اول، کوچه پیروزی۲۷ یک معبر ساده محلی به نظر میرسد، اما برای ساکنان اطراف میدان حر و بولوار پیروزی، نقشی فراتر از یک کوچه دارد. این گذر باریک سالهاست به میانبری برای فرار از گرههای ترافیکی میدان حر تبدیل شده است.
زهرا موسوی از ۳۲ سال پیش ساکن محله بهشتی شده و از بانوان فعال فرهنگی و چهرههای شناختهشده محله است؛ زنی که هم خودش در این محدوده رشد کرده است و هم فرزندانش در این کوچهها بالیدهاند.
کال اسماعیلآباد که مسیر طبیعی عبور آب بود، بهتدریج زیر ساختوسازهای غیرمجاز، پسماند و آسیبهای اجتماعی دفن شد؛ تهدیدی برای سلامت و امنیت مردم اما اواخر دهه۹۰ ورق برگشت.
هاشمآقا، ۱۵ سال قبل راهی محله الهیه شد. در آن زمان امکانات این محله، از روستا هم کمتر بود، اما آرامشی داشت که نظیرش در هیچ جای شهر پیدا نمیشد. البته کار خانواده آموزگار جنبه سرمایهگذاری هم داشت.
سعید صفار میگوید: وسطهای کوچه عباسقلیخان خانهای بود که تقریبا پنجاه اتاق داشت و به آن قلعه کوفه میگفتند.در اصل دو تا خانه بود که به هم راه داشت. در هر اتاق یک خانواده زندگی میکردند که بیشتر آنها اهل خلاف و دعوا بودند.
فاطمه افشار میگوید: سیزدهبهدر سال۸۶ که خانه را میساختیم، چون آهن آورده بودند، همسرم گفت نمیتواند به بیرون شهر بیاید. من و بچهها آمدیم کنار ساختمان نیمهکاره، پیش همسرم و بساط جوجه را راه انداختیم.
مرتضی رهروان از زمانی که چشمش را باز کرد، در این محله زندگی میکرد. پدر مرحومش سالهای خشکسالی از روستایشان در قائن به مشهد آمد و در این محله ساکن شد و حالا شصتسال از سکونت آنها در خیابان احد ۷ میگذرد.
کوچه شیخصدوق۱۵ بهدلیل نزدیکبودن به تقاطع راهبردی و پرترافیک رسالت- شیخصدوق از یک سو و بولوار طبرسی جنوبی از سوی دیگر، از معابر مهم منطقه۳ به شمار میرود. پیادهروی در این معبر با طول حدود ششصدمتر، کمتر از هفتدقیقه زمان میبَرد.
اصغر روشنی در روزگاری که کسی حاضر نبود در انتهای امیریه زندگی کند، خانوادهاش را قانع کرد تا برای سکونت در این نقطه از شهر با او همراه شوند. میگوید: در آن زمان، نبود انشعابات آبوبرق، کار ما را هم سخت میکرد.
خیابان زیتون یکی از گذرگاههایی است که حالوهوای متفاوتش جلب توجه میکند، کوچهای نزدیک به بوستان بزرگ کوهپارک با آبوهوای خنک و پاکیزه که امکاناتی مانند مسجد و پارک بازی و تجاریهای محله به آن روحی زنده و اجتماعی بخشیده است.
وجود مؤسسه آموزش عالی فردوس، کوچه شهید کلاهدوز ۲۸ را به یکی از معابر اصلی و پررفتوآمدکلاهدوز تبدیل کرده است.در ابتدای این خیابان، زمین بایری متعلقبه اداره کل اوقاف و امور خیریه استان خراسان رضوی قرار دارد.
راسته بازار نوغان، یکی از کهنترین بافتهای ایران که قدمتش را تا ۱۵۰۰ سال هم میدانند، مجموعهای از کوچهها و خانههایی که نامشان مثل پاییز شاعرانه است.
مهمترین تصویری که میتوان از کاظمیه ۱۵ ارائه کرد، ساختوسازهای پرشمار مسکونی و خدماتی در این مسیر است، ساختوسازهایی که نشان میدهد این مسیر هنوز هم در مسیر آبادی است.
محمد حسینپناه میگوید: خاطرات من در امیریه پیش از سکونت در اینجا آغاز میشود.بیستسال پیش استخدام دانشگاه آزاد شدم و برای کمکاستادی به کارگاه مکانیک دانشگاه آزاد در علویه میآمدم.
کوچه حسابیشمالی۴۳ بهدلیل وجود برجستهترین مجتمع مسکونی منطقه، در کنار سوله مدیریت بحران و چند مجتمع مسکونی کوچک و بزرگ دیگر، چهرهای منظم به خود گرفته است. این معبر آرام، اما پرتحرک است و هرروز بر جذابیتش افزوده میشود.