ماجرای روضههای خانه سرور موسوی به سی سال پیش برمیگردد، زمانی که تصمیم میگیرد در دهه آخر صفر در خانهاش روضه بگیرد. روضهای که این روزها بهدست بچهها و نسل جدید خانواده اداره میشود.
سرنوشت، مسیر این زوج ناشنوا را بههم گره زد و امروز سه فرزند شنوا دارند. کاظم آقا با وجود همه چالشهایش میگوید: همین که هوش و حواسم و دستهایم سالم است، خدا را شکر میکنم.
در آن روزهای کرونایی که رنج ورشکستگی، سوز سرمای زمستان را برای خانواده کوچک بختیاری مضاعف کرده بود، دلشان فقط به یک چیز گرم بود؛ اینکه نمیخواهند پیش پای مشکلات، سر خم کنند.
حضور یوسف مقدمپور در آتشنشانی باوجود تمام سختیهای کار، دریچهای برای ورود همسر و پسرش به آتشنشانی شد. الهه عباسی همسر یوسفآقا و مادر سه فرزند دو سال بعداز همسرش وارد آتشنشانی شده است.
عید غدیر که از راه میرسد، بهرسم همیشگی، چند نفر از افراد سرشناس و مسجدیهای محله المهدی به دیدن خانواده شهدا و رزمندگان سادات محله میروند که سابقهاش به سال ۱۳۶۰ برمیگردد.
انسیه وحیدیفر در کنار همسرداری، بزرگ کردن دو فرزند هشت و دو ساله و تحصیل در دانشگاه به حفظ قرآن هم مشغول است و با هفته ای دو روز تمرین، تاکنون دوسوم قرآن را حفظ کرده است.
اگر دغدغه برخی خانوادهها پسانداز برای خرید خانه و ماشین است، در خانواده محسنی، این دلمشغولی متفاوت است. آنها پسانداز میکنند تا بهصورت دستهجمعی در مسابقات رزمی حتی در کشورهای دیگر شرکت کنند.
خانواده پنجنفره فریدی که همه اعضایش ورزشکارانی حرفهای هستند با کمربندهای مشکی، بخشی از خانهشان در محله مهرمادر را به باشگاه ورزشی تبدیل کردهاند و قهرمان پرورش میدهند.
۱۵ سال آزگار است که خانم میرکی، چهارچشمی مراقب مهدی است. بهخاطر فرزندِ بیمارش قید مسافرت و هر کاری که او را از مهدی دور میکند، زده است و هرلحظه سخت میکوشد تا جگرگوشهاش در آرامش باشد.
خانواده یزدانبخش بعد از فوت دخترشان شادی، با تاسیس «انجمن نیکوکاری مهندس شادی یزدانبخش» آیندهای روشن برای کودکان آسیبپذیر و آسیبدیده رقم زدند.
مادر شهیدان انگشترساز تعریف میکند: حاجی دو گوشواره سنگینوزن به من هدیه داد، همانطور که داشتم گوشوارهها را در گوشم میکردم، پرسیدم این هدیه به چه مناسبت است؟ گفت: محمد شهید شده است.
احمد بختیاری، قاری ممتاز مشهد میگوید: همیشه خداوند را بهخاطر اینکه در خانوادهای قرآنی متولد شدم، سپاس میگویم و اتفاقا خودم هم فرزندانی قرآنی به جامعه تحویل دادم.
خانواده مرتضایی ماهی یک بار با همدیگر دیدار میکنند. نزدیکبه ۳۰ سالی از این تصمیم میگذرد و حالا فرزندان این خانواده همه بزرگ شدهاند و درمجموع با عروسها و دامادها ۲۰ نفر میشوند.
محسن، هادی، معصومه و علیرضا که شهروندان محله فرهنگیان محسوب میشوند، بهترتیب فرزند دوم، چهارم، پنجم و هفتم خانواده «قشنگ» هستند که بهمرور، کمتوان جسمی شدهاند.
زوج هنرمند محله لادن سالهاست در عرصه سینما حضور دارند. امیراطهر سهیلی، کارگردان، تدوینگر و نویسنده سینما است و همسرش محبوبه سلطانی هم به عنوان طراح لباس و بازیگر مشغول به کار است.
احمدآقا و زهرا خانم چه آنزمان که زیر باران بمبها و آوارگی بین کوههای ایلام، لحظههای سختشان را با یکدیگر قسمت کردند و چه حالا که با رفتن فرزندانشان به خانه بخت، دوباره زندگی دونفرهای را تجربه میکنند.
خانواده جباری یکی از خانوادههای ساکن در محله بهشتی هستند که جان و مالشان را در کفه اخلاص گذاشتند و تقدیم این آب و خاک کردند تا اجازه ندهند یک وجب از آب و خاک این مملکت دست بیگانگان بیفتد.
چهار ماه از شروع اولین دوره کلاسهای رایگان مشاوره با موضوعات تربیت فرزند، سواد رسانه، تربیت جنسی، همسرداری، نشاط و پویایی، میگذرد درحالیکه با رضایت همهجانبه شرکتکنندگان همراه بود.
حسین جلائیانوحیدی میگوید: مشکلات حقوق بازنشستگی همچنان پابرجاست. پا به سن که میگذاریم، از یک طرف هزینههای درمان اضافه میشود و از طرف دیگر بچهات، خانوادهای تشکیل داده که همراه آنها به دیدنت میآید.
حاجعباس فراهانی از اهالی محله کلاته برفی میگوید: نمیدانم چندسالهام فقط میدانم که مال دوره احمدشاهم، در دوره رضاشاه، برای جنگ با او به صولت و بقیه یاغیها پیوستم، اما صولت که مُرد ما هم فراری شدیم.