حالا دو جوان در شهرک خطیب محله پنجتن، هموغمشان را بر این گذاشتهاند تا امکان کسب تجربه و مهارتهای جدید را برای نسل نوجوان مهیا کنند و این معیار و ویژگی باعث متمایزشدن محل زندگی آنها شده است.
دوره آموزشی اش را در پادگان محمد رسول الله(ص) بیرجند به پایان رساند، سپس برای ادامه خدمت به هنگ مرزی زابل منتقل شد؛ جایی که حداقل میان نظامیان و سربازان وظیفه، به ناامنی و درگیری و تقدیم شهدای بسیار شناخته شده است. با این حال معین خم به ابرو نیاورد و بدون هیچ گلایه ای حتی به خانواده، مشغول خدمت شد تا اینکه سحرگاه چهارشنبه 16آذر در برجک نگهبانی مرز به دست اشرار به شهادت رسید.
حالا این گروه پنجنفره اولین و مهمترین مرجع آموزش مکاترونیک است؛ رشتهای که تلفیقی از الکترونیک، مکانیک و برنامهنویسی است و کمتر از سه سال است که به رشتههای تحصیلی هنرستان و دانشگاه اضافه شده است.دانشآموزان پرتلاش هنرستان شهید مهدیزاده بالاخیابان، مهر1401 راهی کلاسهای درس دانشگاه شدهاند و در دانشگاه نیز اولین ورودیهای این رشته محسوب میشوند.
مهلا یزدانی با شیوع بیماری کرونا و تعطیلی باشگاههای ورزشی، تمرینهایش را بهطور مجازی ادامه میدهد، اما نداشتن حریف تمرینی و تعطیلی این سبک از رشته کاراته در باشگاه نزدیک خانه، سبب میشود تا سبک دیگری به نام کیوکوشین را انتخاب کند. بعد از مدتی یکی از دوستانش پیشنهاد تمرین در رشته پنچاک سیلات را میدهد، ورزشی که با استفاده از چوب و شمشیر جذابیتهای خودش را دارد.
در کارنامه پروپیمانش میتوان به جوان برتر نهاد ریاست جمهوری در سال1390، رئیس دبیرخانه جوانان جشنواره لحظههای رنگینکمان در سال1391، برگزارکننده جشنواره جوانههای امید در سال97و98، دبیر پویش مردمی میزبانان هشتم امام رضا(ع)سال97 و مدیر خانه جوانان استان خراسان رضوی اشاره کرد.
خانهای در حاشیه شهر مشهد، محل زندگی فرزندانی است که «شگفتانگیز»، شایستهترین کلمه برای توصیف آنهاست و والدینی که بهمعنای واقعی کلمه، عمر و سرمایه خود را برای آموزش بچهها گذاشتهاند. پرهان هشتساله، مهر سال گذشته، کلاس اول را ثبت نام کرد و در خرداد، کنار پسرهای کلاسششمی آزمون داد.
محل تمرینهایشان هم سالن ورزشی شهید سلطانزاده در محله مهرآباد است. سالنی که دختران باانگیزه و پرانرژی در آن مشغول تمرین ووشو هستند. دخترانی در رده نونهالان تا بزرگسالان که زیرنظر استاد باسابقه و دلسوزی آموزش میبینند. این دختران هر کدام بهتنهایی میتوانند نمایندهای برای سرزمینمان باشند و الگویی موفق برای آینده این خاک. در چهره تکتکشان میتوان امید و روزهای خوب پیش رو را دید. با معصومه آلعامر، مربی جوان و شاگردانش گفتوگو میکنیم.
شقایق شاهنامهخوان قهاری است که نقالیهای هفتخانش حرف ندارد . نقالی کردن تنها هنر او نیست و در تئاتر و موسیقی و قرائت قرآن هم فعالیت میکند. خوشصحبت است و استوار و حماسی حرف میزند و میگوید: از بچگی به کتاب علاقه زیادی داشتم، حتی وقتهایی که بیرون میرفتیم به مادرم میگفتم بهجای اسباببازی و خوراکی، برایم کتاب بخر.
رقابت پایانی سیزدهمین دوره فوتسال محلات منطقه3 هیچ شباهتی به یک رقابت محلی ساده نداشت: از تعداد تماشاگران نشسته یا ایستاده در سکوهای سالن ورزشی یاس گرفته تا کیفیت بازیها و بازیکنانی که از سه رده سنی در قالب 51 تیم مقابل حریف 104 بار صفآرایی کردند. هریک از بازیها جذابیت خاص خود را داشت و کری ورزشی بین بازیکنان و تماشاگران آن را زیباتر میکرد.
تا اواسط دهه 70 بیشتر اراضی خیابان سوختانلو8 را زمینهای بایری تشکیل میداد که نمای این محدوده در بولوار طبرسی را نازیبا کرده و برای ساکنان مشکلساز شده بود.
با گسترش ساختوسازها این محدوده رونق گرفت. دسترسی آسان به دو ایستگاه قطار شهری ولایت و فجر و احداث مراکز آموزشی متعدد، سالن و زمینهای ورزشی، فضای سبز و ... اکنون خیابان سوختانلو8 را پرتردد کرده است.
محمدامین و سجاد دانشآموزان چهاربرجی هستند که در اوقات فراغت تابستان کار را بر اتلاف وقت ترجیح دادهاند و تابستان خود را کنار استادکارها میگذرانند تا فوت و فن حرفهای را یاد بگیرند.یکی پانزدهساله و دیگری 17سال دارد، در کارگاه تراشکاری و جوشکاری مشغول به کار هستند، جایی که از ساعت 8صبح تا 6بعدازظهر با انواع دستگاه برش و دستگاه جوش، فرز و... سر و کار دارند و امیدوارند در آینده برای خودشان کسب و کار آبرومندی را راهاندازی کنند.که پشت سر گذاشتهاند تا به هر قیمتی که شده، هم نانآور باشند و هم دانشآموز.
پرچم افغانستان در دست جوانان میرقصید و حاضران یکصدا فریاد میکشیدند: «گلشهر، گلشهر، گلشهر». استقبال پرشوری از ورزشکاران تیم ملی فوتسال افغانستان شده بود. این تیم در مسابقات زیر 20 سال آسیا مقام دوم را به دست آورد.
یکی از اعضای این تیم، سیدحسین موسوی، هجدهساله و ساکن شفیعی 56 و محله نیزه است. او در مسابقات آسیایی 6 گل به ثمر رسانده و در جدول برترین گلزنان مسابقات، دومین است. فوتبال حرفهایاش را در زمینهای خاکی گلشهر از سال 91 شروع کرده است؛ تیمی با عنوان جوانان کابل. میگوید: اوایل فوتبال بازی میکردم و 2 سال است که فوتسالیست شدهام.
احمد حاتمی خیّر و سازنده مجتمع ورزشی المهدی(عج) است. کسی که پیش از این هم مدارسی در حاشیه شهر ساخته است.
جالب تر اینکه او این روزها از طریق اجرای حرکات نمایشی فریاستایل در خیابانها و محلههای شهر امرار معاش میکند. برایش درآمد اجرای خیابانی چندان مهم نیست بلکه از اشتیاق و شوق تماشاگران و رهگذران انرژی میگیرد. او عضو تیم «پسران خورشید» مشهد است. علاوه بر این، در اجرای حرکات نمایشی با توپ استاد است و در دوره تازه «عصر جدید» حاضر شد اما نتوانست به مرحله بعد برسد.
فاطمه نبوینژاد 17ساله، دختری آرام، خلاق، ایدهپرداز و پرتلاش است که به کسب موفقیت فکر میکند. شاید در گذشته خیلی ایدههایش را جدی نمیگرفته است، اما بهتازگی بیشتر درباره محیط اطرافش فکر میکند و برای آنها وقت میگذارد تا بتواند به نتیجه مطلوب برسد.
هاله تیموری 18ساله، دختری آرام و خلاق که بیشتر به دنبال این است تا ببیند از ادغام چند وسیله چه چیزهایی به دست میآورد.
مساجد شهرک شهیدباهنر شاید در ظاهر فقط مکانی برای نمازخواندن و عبادتکردن به نظر برسند، اما پا به دلشان که میگذاری، همهچیز فرق میکند. متوجه میشوی که همین خانههای کوچک معنوی به شریانهای پنهان حیات در محلهها تبدیل شدهاند. شبیه قلابهایی هستند که آدمها را به هم وصل میکنند.مسجدالرضا(ع)، مسجدصاحبالزمان(عج)، مسجدحضرت زهرا(س)، مسجدجوادالائمه(ع)، مسجدقمربنیهاشم(ع)، مسجدموسیبنجعفر(ع) و مسجدجامع حضرت ابوالفضل(ع) از جمله این مساجد هستند.
آشنا و فامیل میدانند که مهدی جوان درسخوان و موفقی است که به هر چیزی که اراده کرده، رسیده است. مدرک دانشگاه آنقدر برایش مهم نبوده که کار اهمیت داشته است. خودش را به گرفتن لیسانس و فوقلیسانس دلخوش نکرده تا بعد از دانشآموختگی با یک برگ مدرک شرایط کار برایش فراهم شود. او مخِ رایانه است و از این قابلیت که با استمرار و جدیت در یادگیری به دست آمده است به بهترین نحو استفاده میکند. حل مسئله آنقدر برایش لذت دارد که میتواند حال خوب را به لحظههایش تزریق کند. او اولین درآمد خلاقانهاش را در سن 12 سالگی رقم زده و تاکنون هیچ وقت نگران اشتغال نبوده است.
«یاسین چاملی» متولد سال ۸۰ و «محمد راحیان» متولد سال ۷۹ همان دو جوانی بودند که ایده اپ (ماهیگیر) آنها توجه داورها را جلب کرده بود. ایدهای برای توزیع گسترده ماهی جنوب از شهرک به شهر! البته آنها تجربیات زیادی از این دست در کارنامه خود دارند و با همین سن و سال دست به فعالیتهای زیادی زدهاند. از ساخت برنامهای برای توزیع نان در شهرک بگیرید تا طراحی سایت، اپ و... . آنها پیش از این وقتی در شهرک و در مسجد محله با هم آشنا میشوند و دوستی آنها شکل میگیرد. با مهارتهای یکدیگر آشنا میشوند و از علایق مشترکشان صحبت میکنند و درنهایت تصمیم میگیرند با یکی از دیگر دوستان یاسین یک تیم سه نفره استارتاپی را تشکیل بدهند.
خیابان ارشادالرضا(ع) یکی از معابر پرتردد در محله بهشتی است. این خیابان حدفاصل میدان شهید حبرانی تا انتهای خیابان شهیدان عامل قرار گرفته است. در یک سمت این معبر خانههای مسکونی قرار دارد و سمت دیگر آن متعلق به ارتش است. در طی این سالها همسایگی با ارتش، پیادهرو خاکی را برای مردم این معبر به ارمغان آورده است. گرد و غبار ناشی از این زمینهای خاکی برای اهالی دردسرساز شده و نارضایتی آنها را سبب شده است.
توفیق همصحبتی با مادر شهیدان احمدنژاد در روزهایی که بیشتر ما تنها به خود فکر میکنیم برای ما یک تلنگر بود. روایت شهدای احمدنژاد حماسهای است که در آن از خودگذشتگی خودنمایی میکند. یکی در نوجوانی پیکر خود را سپر خاک وطن میکند و برادر بزرگتر جانش را در راه مسئولیت میدهد.
در این بین مادر نیز با صبوری خود حماسهای به مراتب دشوارتر رقم میزند.راهی منزل گوهر هراتی، مادر شهیدان احمد و غلامحسین احمدنژاد در محله قائم شدیم.