قدوقوارهاش کمتر از سنش نشان میدهد، اما مرام پهلوانیاش خیلی جلوتر از همسنوسالهایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرامبودنش را متوجه شوید.
امیرمحمد فرزادیمهر میگوید: در اصل، موسیقی، من را به شعر رساند. وقتی در موسیقی با آواز اساتید آشنا شدم، طبع شعرم گل کرد. از قبل زمینه و استعدادش را داشتم، اما موسیقی باعث شد که با حس و حال بیشتری دنبال سرودن شعر باشم.
پوریا صدریرجبی، عضو تیم ملی نونهالان اسکیت میگوید: کره، در این رشته صاحب مقامهای برتر جهانی است، به خاطر همین تصمیم گرفتهام این کشور را شکست دهم تا همه فقط بگویند «ایران».
این نوجوان که در مراسم آموزشوپرورش، مساجد و حسینیه محلهشان برنامه اجرا میکند، میگوید: خیلی برای اجراهایم تمرین میکنم تا کارم دلنشین باشد.
سالبهسال استعداد هنری فاطمه شکوفاتر میشود، بهطوریکه بهزودی از این هنرش به درآمد میرسد. میگوید: نقاشی باعث میشود ذهن خلاقتر شود و درسها را هم بهتر متوجه شوم.
حامد ودود میگوید: پدرم زمانیکه همسنوسال من بوده، در مسجد محله مکبری میکرده است. او قاری قرآن هم هست و در جلسات قرآن مسجد شرکت میکند. از چند سال پیش تشویقم کرد که مکبری را یاد بگیرم.
محمدصادق علیرضایی سه سال پیش وارد دنیای کشتی شد. روزهای نخست، فوت و فن کشتی را خوب نمیدانست، اما اکنون چهار مدال رنگارنگ در کارنامهاش دارد که نوید آیندهای درخشان برای او را میدهد.
ابوالفضل مردانی پسری هشتساله است که سال اول دبستان، با شرکت در مسابقه «دستنوشتههای طلایی» جزو برگزیدگان استانی شده است.
آنچه سبب تمایز کانون و مسجد پنجتن با مساجد دیگر شده، برنامههای ورزشی و آموزشی آن است و در کنار اینها وجود بازیسرا (گیمنت) در این مسجد سبب ارتباط بیشتر نوجوانان و جوانان با مسجد و کانون شده است.
تلاش و سختکوشی نوجوان محله بهارستان درکنار تشویقهای مربیاش باعث شد او بهسمت قهرمانی برود. در این راه، پدر و مادرش مسیر پیشرفت را برای نغمه یازدهساله هموار و حمایتش کردند.
پدرش به باشگاه کشتی میرفت و یکبار نازنینرقیه نصراللهزاده هم همراه او به گود کشتی باستانی رفت. از همانجا عزمش برای شروع ورزش رزمی جزم شد.
مهدی ناصری میگوید: به نظر من، در ورزشهای رزمی بااخلاقبودن حرف اول را میزند و بعد تکنیک و چیزهای دیگر مهم است. اگر کسی اهل اخلاق و رعایت آن نباشد، نمیتواند در ورزش رزمی موفق باشد.
جشن تولد نهسالگیاش بود که پدر و مادر برایش ساز کوبهای تنبک را کادو خریدند. این کادوی تولد نگاه او را به دنیای پررمزوراز موسیقی سنتی تغییر داد.
داستان هلیا قمری با نام «بادبادکهای دوستداشتنی» در کتاب مجموعه داستانهای «بادبادکها» که نوجوانان طرقی آن را نوشتهاند، به چاپ رسیده است. او نوشتن را راهی برای بیان احساساتش میداند.
علیرضا کوهستانی با قرآن و حرم و مسجد انس گرفته و بالاترین رتبهای را که تاکنون به دست آورده، خادمی حضرت علیبنموسیالرضا (ع) و مکبری، مؤذنی و قرائت قرآن در حرم رضوی بوده است.
محمدهادی حائری از لحظهای که متوجه جهان پیرامونش شده، درحال نقاشیکشیدن بوده است. آنقدر این کار برایش لذتبخش است که کمتر پیش آمده روزی را بدون دستگرفتن قلممو و کشیدن نقاشی گذرانده باشد.
این نوجوان ورزشکار درباره انتخاب رشته ورزشیاش میگوید: مدل مبارزههای کشتی را دوست دارم؛ همچنین دوستشدنهای بعد از مبارزه را، مرام و جوانمردیاش را و.... حتی باختش هم شیرین است.
ابوالفضل علیزاده به تازگی دوره حفظ قرآن را به پایان رسانده است. او میگوید: از زمانیکه شروع به حفظ قرآن کردهام، اخلاقم بهتر شده است و در کل آرامتر شدهام.
از چهارسالگی مادرم به من شعر یاد میداد و من در جمع خانوادگی دکلمه میخواندم. پدر و مادرم خیلی تشویقم کردند تا این مسیر را ادامه دهم. در نهسالگی در مجمعالذاکرین با استاد کفشدارطوسی آشنا شدم.
سیداحمد موسوی، امام جماعت مسجد ابوالفضلیهای محله گلشهر، شاعر و قصهنویسی است که تاکنون کارهای فرهنگی متفاوتی انجام داده است.