عکاس - صفحه 5

ستوان یکم محمد محتشمی پور یکی از نیروهای ارتشی است که در سال های منتهی به انقلاب اسلامی کنار مردم بود و از نفوذش در این سازمان نظامی برای پیشبرد اهداف مردمی انقلاب اسلامی استفاده کرد. او اکنون در آستانه 74سالگی هنوز به خوبی خاطرات آن روزهای انقلاب اسلامی را که بخشی از آن را در کتاب «عکاس لشکر خراسان» چاپ کرده است، به خاطر دارد و از بازخوانی اش لذت می برد.
محمدعلی اعزازی از قدیمی‌های محله پایین‌خیابان سال‌هاست اهدای خون انجام می‌دهد و کارت طلایی از سازمان انتقال خون دریافت کرده است. کارت طلایی که به اهداکنندگان بالای 100مرتبه داده می‌شود. بالای 100بار اهدا با حساب سالی چهاربار خون‌گیری! شاید بر زبان آوردن عدد 100 چندان مشکل نباشد اما اینکه 37سال پیوسته و هر فصل خودت به سازمان انتقال خون مراجعه کنی کار کمی نیست!
علی متولد سال1350 در مشهد است. معلولیت جسمی- حرکتی او مادرزادی است و در سمت راست بدنش با انحراف لگن روبه‌روست. باوجوداین 7ساله که بوده در یک نانوایی مشغول به کار شده است. دیدن رکاب‌زدن دوچرخه‌سواران در تلویزیون او را به سمت رسیدن به این رؤیا سوق می‌دهد. می‌گوید: یک روز پای تلویزیون نشسته بودم چند دوچرخه‌سوار معلول را دیدم. کار آن‌ها برایم جذاب بود و با خودم فکر کردم چرا من نه؟ تلاش کردم و با کار در نانوایی سعی کردم پول جمع کنم و برای خودم دوچرخه‌ای بخرم.
روز ملی پرنده‌نگری اولین پنجشنبه آذر هرسال اعلام شده و دلیل انتخاب این زمان، اوج حضور پرندگان مهاجر در کشور است. این روز بهانه‌ای شد تا مدیران مجموعه گردشگری هفت‌حوض به‌دلیل اینکه باشگاه پرنده‌نگری دارند، برنامه‌های آموزشی متفاوتی برای گروه‌های علاقه‌مند به پرندگان و دوستداران طبیعت برگزار کنند.
سال 1368 به‌طور خیلی اتفاقی با کارگردان و فیلمنامه‌نویس مشهور سینما، محمدرضا هنرمند برخورد داشتم. ماجرا از این قرار بود که به همراه دو دخترم برای دیدن فیلم دزد عروسک‌ها به کارگردانی ایشان به سینما قدس رفته بودم. در سالن انتظار که منتظر رفتن به سالن سینما بودم ناگهان چشمم به ایشان افتاد. بلافاصله شناختمش و به‌سراغش رفتم. خودم را معرفی کردم و به او گفتم که من فیلم‌های شما را دیده‌ام و تحلیل‌های آن‌ها را در مجلات مختلف سینما خوانده‌ام. خیلی خوشحال شد. درجریان این گفت‌وگو به او گفتم که چند فیلم کوتاه هم ساخته‌ام. خیلی دوست دارم که این هنر را ادامه بدهم اما تجربه کافی ندارم.
هیچ‌سالی پارک ملت در چنین زمانی خلوت نیست. بیشتر مشهدی‌ها پاییز را با منظره‌های برگ‌ریزان و پررنگ‌ولعاب این بوستان قدیمی می‌شناسند. در یک‌سو برگ‌های درختان بلند چنار که آفتاب بیشتری خورده‌اند، زردتر هستند. در سمتی دیگر برگ‌های درختان توت مقاومت بیشتری دربرابر تغییر رنگ نشان داده‌اند. هرچه بیشتر نگاه می‌کنیم، این تنوع رنگ بر تن درختان گوناگون بیشتر به چشم می‌خورد.
به نظر من، زبان مشترک مردم دنیا لبخند است. معتقدم که با لبخند زدن می‌توان اعتماد افراد دیگر را جلب کرد. ما شاید نمی‌توانستیم خیلی راحت با هم صحبت کنیم، اما انتقال حسی که داشتیم به انتقال مفهوم ما کمک می‌کرد. راننده‌های ترانزیت خیلی علاقه‌مند هستند که «هیچ هایکر‌ها» را سوار کنند، زیرا هم خودشان در طول مسیر تنها نیستند و هم تا جایی که بتوانند به هیچ هایکرها کمک می‌کنند. این بخشی از روایت بانوی دوچرخه‌سوار؛ زهره کهندل درباره حال و هوای نقاطی که سفر می‌کنند، است.
حسین شریفی تخصص اصلی اش مداحی و نوحه و مکبری است، اما در کنار این ها، مجریگری می کند، عکاسی را به صورت حرفه ای انجام می‌دهد، مسئول فرهنگی وهنری سپاه مقداد است، در اردوهای جهادی حضوری فعال دارد و به تازگی سرکشیک گشت های امربه معروف و نهی ازمنکر است. این ها نشان می‌دهد کارنامه زندگی جوانی که 20بهار را گذرانده و در محله طلاب به دنیا آمده و بزرگ شده، پربار است.
بابازاده یزدی می‌گوید: هر فردی که بخواهد وارد این حرفه شود باید به اصول کار مانند شناخت انواع لنز، دوربین، فتوشاپ و... آشنایی داشته باشد. ضمن اینکه به‌طور تجربی نیز باید کار را بیاموزد. یادگیری آن بستگی به استعداد و علاقه فرد دارد اما به طور کلی با یک تا 2ماه آموزش می‌تواند کار را شروع کند. این شغل مانند بعضی مشاغل در زمان‌ها و فصل‌های مختلف درآمد متفاوتی دارد.
عضو شورای اجتماعی محله امیریه از سال گذشته دراین سمت فعال است، او دختر حاج علی مقیمی است که همه محله گلشهر روی او حساب می‌کردند، از بگومگوهای زناشویی تا برای مشکل خیابان‌های خاکی و قطعی آب و برق همسایه به او مراجعه می کردند و او هم هرکاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد: حاج علی ریش‌سفید و معتمد محله کودکی ما بود، من هم دوست داشتم پا جای پای او بگذارم و به هم‌محله‌ای‌های خود کمک کنم.
سال 1399 نمایشگاه عکسی با عنوان «رابطه» در کشور استرالیا برگزار شد. در این نمایشگاه آثار الیاس علوی، یکی از هنرمندان مهاجر در استرالیا، با همکاری 10هنرمند دیگر به نمایش گذاشته شد. آثار زبیده حسینی از گلشهر، نماینده کشور ما در این نمایشگاه بود. با او درباره آثارش و نگاهش گپ زدیم. مختصری هم از زندگی سخت مهاجران برایمان گفت.
"رمضان"، تنها قرارگاه برون‌مرزی سپاه در دوران جنگ ایران و عراق بود. مأموریت این قرارگاه انجام عملیات‌های چریکی و پارتیزانی در خاک کشور عراق و با همکاری نیروهای معارض کُرد عراقی بود. تمام نیروهای ما لباس مبدل کردی داشتند و باید وارد خاک عراق می‌شدند. ما هم مثل بقیه لباس مبدل پوشیدیم و فیلم‌برداری از نیروها را شروع کردیم. قبل از شروع جنگ‌های رودرو مجبور بودیم دوربین‌ها را جمع کنیم. آن‌ها را بسته‌بندی می‌کردیم و چون مسیر ناهموار بود بسته‌ها را با قاطر به عقب برمی‌گرداندیم. این بخشی از خاطرات حسین مرادیان مستندساز دفاع مقدس است که به سختی از عملیات‌ها فیلم می‌گرفته است.
علی آقاپور، عکاس قدیمی محله گلشور، معتقد است عکس‌ها هیچ زمانی کهنه نمی‌شوند و هرلحظه که نگاهشان کنی، انگار شکاری تازه است و با آدم حرف می‌زند. خیلی‌ها این روزها دست‌به‌دوربین هستند و با موبایل عکس می‌گیرند، اما تجربه قدیمی‌های این کار چیز دیگری است.
حسن وظیفه 12آلبوم عکس و 2000 عکس سیاه و سفید و رنگی دارد که تمام عکس‌هایش را خودش گرفته است. او با دوربین به جاهای بسیاری سفر کرده است. گاهی در محل کار همراهش بوده و گاهی در جبهه و جنگ. هریک از عکس‌ها حرفی برای گفتن دارند. او ما را با هر عکسی به همان زمان می‌برد و ادامه می‌دهد: «تمام روزهای جنگ برایم خاطره است هم تلخ و هم شیرین. هرگاه می‌توانستم از آن صحنه‌ها عکس می‌گرفتم. هنوز هم بعضی از عکس‌ها را برای افراد داخل عکس ارسال می‌‌کنم.»
علی لایقی، طراح پوستر می‌گوید: وارد هنرستان که شدم استادم گفت در هنر به دنبال پول نباشید، اگر برای پول آمده‌اید، پرونده خود را بگیرید و جای دیگری سراغش بروید. او به ما آموخت به عنوان هنرمند باید دیدی متفاوت داشته باشیم و بالاتر از دید عموم جامعه به زندگی نگاه کنیم. حقیقت این است که هنرمند باید باید وسعت و عمق نگاهش را گسترش دهد و جلوتر از دیگران ببیند. اولین مبحث مبانی هنر فرق بین دیدن و نگاه کردن است. عموم شهروندان جامعه با چشمان خود می‌بینند، اما هنرمند نگاه می‌کند. نگاه کردن همراه با تفکر، بررسی و تحلیل کردن است.
قرار بود سفری با هزینه شخصی به ترکیه و سوریه داشته باشیم و به عکاسی از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم آن‌ها بپردازیم. یک گروه شش نفری شدیم که چهار مرد بودیم و دو خانم هم همراهمان بودند و سفر را از مرز ایران و ترکیه در سرو شروع کردیم و ساحل دریاچه وان را رکاب زدیم. بعد از ترکیه مرز حلب را رد کردیم و به دمشق رسیدیم و از دمشق با هواپیما بازگشتیم. در مشهد از عکس‌هایی که تهیه کرده بودیم در نگارخانه «سلطان علی مشهدی» در کوهسنگی نمایشگاهی زدیم که تجربیاتمان در مراودات اجتماعی با ترک‌ها، کردها، عرب‌ها و دیگر اقوام در این کشورها را به نمایش گذاشتیم.
اگر تا دیروز کارخانه‌های کمپوست، کشتارگاه‌ها و بهتر از همه آن‌ها حاشیه رودخانه کشف‌رود در پاییز محل جمع شدن علاقه‌مندان به پرنده‌نگری و عکاسی از آن‌ها در مشهد بود. حالا در مجموعه گردشگری هفت حوض به مساحت 200 هکتار اولین باشگاه پرنده‌نگری شرق کشور فعالیت خود را آغاز کرده است. شناسایی 126 گونه پرنده در این مجموعه باعث جلب توجه علاقه‌مندان به محیط زیست شده و بسیاری از پرنده‌نگرها را به این مجموعه کشانده است.
ماجرای کنکور دردسرساز را این‌گونه روایت می‌کند: در آن زمان هنر، کنکور جدایی داشت. برای اینکه با روش تست زدن آشنا شوم در کنکور علوم انسانی هم شرکت کردم. آن دوران کنکور دو مرحله داشت، صبح سرجلسه حالم خوب بود، اما بعدازظهر سردرد بدی داشتم به حدی که نمی‌خواستم سرجلسه حاضر شوم. سردرد تأثیر خودش را گذاشت و رتبه بعدازظهرم خوب نشد. با این حال مجاز شدم، دوستانم در حال تعیین رشته بودند و به آن‌ها گفتم برایم انتخاب رشته کنند. هنگامی که جواب‌ها آمد دیدم رشته دینی‌ و عربی تربیت معلم هاشمی‌نژاد مشهد قبول شده‌ام.
صفحه هر روز با گلشهر با هدف فعال کردن جوانان مهاجر افغانستانی در حوزه عکاسی راه‌اندازی شد. طرح را با یک دوره 100 ساعت عکاسی در گلشهر آغاز کردیم. خروجی عکس‌ها رضایت‌بخش بود. تصمیم گرفتیم فضایی برای انتشار آن پیدا کنیم و دیدیم هیچ فضایی به اندازه فضای مجازی و اینستاگرام قابلیت ارتباط وسیع با مخاطب را ندارد.
مهران نجفی در رشته‌های متعددی اعم از عکاسی و نویسندگی فعالیت دارد. از اعضای فعال شورای اجتماعی محله است و جزو مؤسسان و بنیان‌گذاران گروه مردم نهاد مشهدگردی ارگ است. او به اتفاق چند نفر از دوستانش گروهی دارند که کتاب داستان‌های مخصوص هرکودک را با نام و نقاشی خودش چاپ می‌کنند.