عسل رضایی و حانیه حیرانی 2نوجوان خوشفکری هستند که در کنار درس خواندن به فکر کاربردی شدن علومی هستند که یاد گرفتهاند. آنها وقتی متوجه شدند که ابزار علمی مانند آناتومی بدن گرانقیمت هستند و تهیه آن برای همه مقدور نیست به فکر افتادند تا با راههای ارزان و آسان امکان تهیه این ابزار علمی را برای همه فراهم کنند. به همین دلیل تحقیق را شروع کردند و متوجه شدند میتوانند قالب قسمتهای مختلف آناتومی بدن مانند قلب را با موادی مانند سیلیکون بسازند که هم ارزانقیمت است و هم تنوع رنگ دارد.
آدرینا دلجو 14ساله و آندیا 11ساله خواهرانی هستند که از کودکی با مدیریت زمان، وجوه مختلف زندگی را بدون اتلاف وقت تجربه کردهاند. آنها با حمایت خانواده و مدرسه تحقیق و پژوهشهایشان را در مسابقات علمی داخلی مانند جشنواره ابنسینا ارائه دادند و رتبه برتر کشور شدند. بهمن پارسال هم در مسابقات علمی «آ سه آن» مالزی موفق به کسب رتبه سوم شدند. تیر امسال هم رتبه دوم مسابقات ایفیا(IFIA) در ژنو سوئیس را به دست آوردند. موضوع پژوهش این 2خواهر تحقیق بر روی خواص خاک جزیره هرمز بوده که دارای آهن و منیزیم است و در درمان بسیاری از بیماریها مانند کمخونی و اماس کاربرد دارد.
آرینا حکیمزاده مانند تمام دختران همسن و سالش که دوران بلوغ را پشت سر میگذارند، با مشکلات این دوران روبهرو است. میگوید: با دیگر دوستان و همسالانم که صحبت میکردم متوجه شدم آنها هم مانند من پرسشهای بیپاسخ و گاه اطلاعات اشتباهی دارند. همین موضوع فکرم را به خودش مشغول کرد، به کتابخانه مراجعه کردم و به دنبال کتابی گشتم که بتواند به همه پرسشهای یک دختر در آستانه سن بلوغ پاسخی بدهد اما چنین کتابی پیدا نکردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم دست به کار شوم و کتابی در این زمینه تألیف کنم.
غلامرضا رأفتی از جمله خیران مدرسهسازی است که با همت چند خیر دیگر در دهه هفتاد نهضت مدرسهسازی را در قاسمآباد شروع کرده است. درباره علت ورودش به این مسیر میگوید: من در عمل با یک زندگی سخت شروع کردم. خودم تنها بودم و هر کار که در اجتماع میکردم بخشی از این واقعیت بود که باید روی پای خودم میایستادم. بعدها که برایم امکاناتی به وجود آمد به این نتیجه رسیدم که انسان در اجتماع و در زندگیاش نمیتواند فقط به خودش نگاه کند و در مسیری که میرود فقط خودش را ببیند. لازم است همانطور که در کوچه و خیابان راه میرود اطرافیانش را هم ببیند.
2خواهر ساکن در محله امیرالمؤمنین(ع) استعداد هنری زیادی دارند. آنها با کمک و همراهی پدر و مادرشان تاکنون بهخوبی این استعداد و علاقه را دنبال کردهاند. نرگس عسکری خواهر بزرگتر در مسابقات علمیپژوهشی آموزش و پرورش منطقه تبادکان در حوزه قصهگویی جزو نفرات برتر قرار گرفته است و سمیرا خواهر کوچکتر نیز در همین مسابقات مقام دوم رشته نقاشی آبرنگ و مجسمهسازی را کسب کرده است.
مهدی سراج احمدی میگوید: سال99 مسابقات کشوری دانشآموزی بود. متین شرط سنی حضور در این مسابقات را نداشت اما من معرفی شدم و بهدلیل کرونا، فیلم طنابزنیام را فرستادم و مقام چهارم کشور را دریافت کردم. میخواستم تمریناتم را بیشتر و تخصصیتر کنم تا در مسابقههای بعدی مقامهای بالاتر کشوری را به دست آورم اما مربیمان مربیگری گروهی در برنامه عصر جدید را برعهده گرفت.بعد از رفتن مربیمان هر کجا میرفتیم مربی طنابزنی پیدا نمیکردیم و چون مربی نداشتیم سالن هم در اختیارمان نمیگذاشتند.
نفیسه رحمتی از کلاس اول دبستان در کلاسهای فن بیان شرکت میکند. با گذراندن 2دوره موفق شد اجراهای خود را شروع کند. میگوید: این دورهها را پیش آقای احمد غلامی، مدرس این رشته در مدرسه دانش و در فرهنگسرای شهیدخادمالشریعه، گذراندم. بعد از پایان دوره استاد از من خواستند با پشتکار و علاقه بیشتر کار را دنبال کنم و بدون نگرانی وارد مرحله اجرا شوم. با شعرخوانی در فرهنگسرای شهیدخادمالشریعه شروع کردم. اکنون هر هفته در رواق حضرت زهرا(س) معرفی و خوانش کتاب دارم.
سعید بشگزی میگوید: سال یازدهم در اولین مسابقه سازههای ساختمانی که در بین هنرستانهای منطقه تبادکان برگزار شد، شرکت کردم. موضوع مسابقه دیوارچینی و ساخت جانپناه با استفاده از آجر و مصالح ساختمانی بود که توانستم محکمترین و بهترین جانپناه را بسازم و رتبه اول منطقه را کسب کنم. در سال دوازدهم نیز در مسابقات استانی دانشآموزان هنرستانی رشته ساختمانسازی شرکت کرده و در هر دو بخش عملی و تئوری رتبه اول استان را کسب و جواز حضور در مسابقات کشوری را به دست آوردم.
حالا مدتهاست که دانشآموز خوب دیگر آن دانشآموزی نیست که از صبح تا شب سرش توی درس و کتاب باشد، خط اتوی لباس فرم مدرسهاش از چند فرسخی معلوم باشد. حالا همه اینها جای خودش را داده به خلاقیت، ایدهپردازی و خیلی وقتها هم چارچوب شکنی و بلندپروازی! بچههای مدرسه المهدی مصداق بارز این صفتها هستند. بچههای گروهِ (آیسیاسای) ۴ نفر از همین دانشآموزان خلاق هستند که درست سال 1397هدفشان را تعیین کردند و فهمیدند که از دنیا چه میخواهند. زهرا ابراهیمی، سمانه قاسمی، سمیه حلاج و ستاره چزگی دستگاهی را اختراع کردهاند برای تولید آب سالم!
نیکتا فکور و عارفه افتاده دانشآموز کلاس هشتم مدرسه آرمینه مصلینژاد هستند و در رشته طراحی و ساخت جشنواره خوارزمی در اردیبهشت امسال موفق به کسب رتبه برتر استانی شدهاند. وقتی از این 2نوجوان درباره نوع کارکرد وسیله ساختهشده میپرسم، نیکتا توضیح میدهد: محصولی ساختهایم که علمیآموزشی است و درباره سنگها اطلاعات زیادی را در اختیار ما میگذارد. این محصول با رزین در قالب سیلیکونی ساخته شده است. ما برای ساخت این محصول کار با اشکال حجمی را شروع کردیم و 3سال وقت گذاشتیم.
تعمیر موتور تراکتور و دیزل یکی از شاخههای رشته کشاورزی است. افزایش جمعیت و ضایعات فراوانی که در اثر کشاورزی سنتی به محصولات وارد میشود باعث شده کشاورزی نیز از مهندسی کمک گرفته تا بتواند بهرهبرداری بهتر را با استفاده از ماشینهای کشاورزی عملی کند. ماشینهای کشاورزی امروزه هر کاری را که انسان میکند انجام میدهند و تراکتور یکی از عمومیترین این وسایل است. هدف از ایجاد این رشته تربیت نیروی کار متخصصی است که بتواند در کنار کشاورز به تعمیر تراکتور اقدام کرده تا بدینوسیله کمترین خسارت به کشاورز بر اثر خرابی تراکتور وارد شود.
امیرحسین صداقت سلطانآبادی که با سن کمش سالهاست در حرفههای تراشکاری، جوشکاری و پرسکاری مشغول به کار است، میگوید: هرکسی با یکی 2سال کار فنی مداوم، چموخم کار دستش میآید و میتواند برای خودش اوستاکار ماهری باشد چه برسد به من که 8سال است در کارگاه پدربزرگم فوت و فن کار را آموختهام و امروز میتوانم بهراحتی به عنوان فنیکار ماهر در بولوار شاهنامه فعالیت کنم.
صدایش آرامش عجیبی دارد و باانرژی صحبت میکند و در همه مدت گفتوگو لبخندی دائمی بر صورتش نقش بسته است. شاید لبخند رضایتی است از موفقیتهایی که تاکنون بهدست آورده و شاید لبخندی به نشانه امیدواری به آینده هنرش. آتنا بهادری هجدهساله از آن دختران موفق دبیرستانی است که لبخندهایش از رشته تحصیلی و درآمدی که نصیب او کرده است، نشئت میگیرد.
آنها یک گروه از معلمان مدارس طرق هستند که این ایام پرکارترین روزهای کاری خودشان را پشت سر میگذارند. معلمانی که با درک شرایط دانشآموزانشان باور دارند که نمیشود محصول شغلت آدمها باشند و نسبت به آنها بیتفاوت ماند. آنها در این ایام کرونا زده که دغدغه خانوادهها آموزش فرزندانشان است طرحی نو درانداختهاند تا فیلمهای آموزشی رایگان به دست کودکان طرقی برسد.
روزهای 65سالگیاش را در کنار کودکان و نوجوانان محله امام رضا میگذراند؛ محلهای که دوران بازنشستگیاش را در آن سپری میکند و هنوز هم مانند گذشته به دنبال تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان محله است. «محمدحسن منتظری» از معلمان بازنشسته است که کارنامهای پربار در سالهای کاریاش دارد.
سپهری از روزی میگوید که یک مشکل اداری داشته است و به او میگفتند کار شما انجام نمیشود. وقتی زنگ تفریح، سر کلاس در حال نماز خواندن بود، یکی از دانشآموزانش میگوید شما چند روز است انرژی و شادی قبل را ندارید، من برایتان دعا میکنم. ۲ روز بعد به سپهری زنگ میزنند و همان فردی که گفته بود کار شما به هیچ عنوان انجام نمیشود، میگوید: مشکلتان حل شده است و باقی کارهای اداریتان را خودم انجام میدهم. او این گرهگشایی را نتیجه دعای خالصانه و پاک دانشآموزان میداند و میگوید: پاداش شغل معلمی از سمت خدا میرسد.
انگار برای او همه چیز زودتر از وقتش آغاز شده است؛ از 5سالگی کار با کامپیوتر را شروع کرده و از 11سالگی نیز برنامهنویسی را آموزش دیده است. رضا محمدپناهی نوجوان 17ساله، نرمافزاری نوشته و توانسته رتبه نخست جشنواره خوارزمی را در مرحله استانی به دست آورد، با شرکت مایکروسافت در زمینه عیبیابی ویندوز همکاری دارد و از طرفی برنامهنویسی و کار گرافیکی هم میکند.
نازنینزهرا بندودیان سنوسال چندانی ندارد. دیماه هجدهساله میشود، اما مقامهای اول، دوم، سوم کشوری و حتی آسیایی را در کارنامه ورزشیاش دارد. او سال دهم رشته تربیتبدنی است و در هنرستان عذرا نورموسوی درس میخواند. پدرش شغل آزاد دارد و مادرش کارمند بازنشسته بیمارستان امام رضا(ع) است. ایمان، برادر بزرگترش، ورزشکار است و چندین دوره قهرمان استان در مسابقات دو بوده است. انگیزه نازنینزهرا در ابتدای رفتن به این سمت، کسب سلامتی و رسیدن به وزن متناسب بود که ماجرا جور دیگری رقم خورد.
هر فردی با یک خصوصیات اخلاقی رشد میکند. ظاهر افراد باید نشاندهنده شخصیت آنها باشد. متأسفانه در حال حاضر با یکنواختی لباسها در کشور روبهرو هستیم که باید تغییر مثبت کند. ما در کشوری زندگی میکنیم که فرهنگی غنی دارد و در طول تاریخ به لباس اهمیت بسیاری داده شده است. لباسهای سنتی ما بسیار زیبا هستند و رنگها و طرحهای زیبایی دارند. بنابراین باید در تولید لباسهای کنونی از آنها الگو گرفته شود تا نشاندهنده شخصیت و فرهنگ کشورمان باشد.
علی میگوید: آدم در هرجایی که باشد، اگر آستین همت را بالا بزند، حتما نتیجهاش را میبیند. مگر آدمها در زندگیشان چند تا آرزوی خیلی بزرگ دارند؟ چندتا آرزو دارند که شب و روز به آن فکر کنند و برایش رؤیا ببافند؟ بیشتر از 3،4تا که نیست، اگر برای رسیدن به همین چندتا هم تلاش نکنیم، پس دیگر برای چه زندهایم؟! من تلاش کردم و توانستم.