دانش آموز - صفحه 29

دختر مبتکر و خلاق محله امیریه برای ساخت دستگاه «خانه‌دار کوچک» تقریبا هیچ هزینه‌ای را متحمل نشده است، چراکه این دستگاه از لوازم بازیافتی تهیه شده و بسیار مقرون به صرفه است، او در این باره توضیح می‌دهد: یک مسواک کهنه، لوله جاروبرقی، آرمیچر کوچک از اسباب‌بازی‌هایی که دیگر قابل استفاده نیست، باتری و یک مقدار سیم، همه آن چیزی است که در ساخت «خانه‌دار کوچک» استفاده شده است.
فکر می‌کردم صدا و سیما فقط من را کم دارد و ورود به این سازمان راحت است و حتما من را قبول می‌کنند! با همین فکر یک روز به خیابان نوفل لوشاتو و سازمان صدا و سیما می‌رود و از آن‌ها می‌خواهد به عنوان مجری با او همکاری کنند! آنجا از او می‌خواهند ابتدا کلاس‌های این حرفه را بگذراند و به او کلاس‌های گویندگی باشگاه خبرنگاران جوان را پیشنهاد می‌دهند. یگانه به همراه مادرش در کلاس‌های این باشگاه ثبت‌نام می کند. بعد از اتمام این دوره با پاتوق گویندگی مشهد هنرمند آشنا می‌شود و از این دورهمی دوستانه درس‌های زیادی می‌آموزد.
با حمایت خانواده‌ام و تجربیاتم در ژیمناستیک توانستم خیلی زود پیشرفت کنم به‌طوری که در کمترین زمان به کمربند قهوه‌ای رسیدم. در همین 4ماه در 2رقابت شرکت کردم که توانستم 2مدال طلا در مسابقات جوجیتسو و کاتا در رقابت‌های استانی و 2مدال طلا و یک نقره در مسابقات کاتا کشوری که به‌طور مجازی توسط فدراسیون این رشته برگزار شد کسب کردم.
بعد از شیوع کرونا، بارها و بارها شاهد ضدعفونی مکان‌های عمومی محله بودم اما به نظرم این نوع ضدعفونی زمانبر و وقت‌گیر و با دخالت مستقیم انسان همراه بود. با این روش خطر ابتلا به کرونا نیز وجود داشت، من به دنبال استفاده از دستگاهی بودم که بتواند به‌طور اتومات و با کمترین دخالت انسانی، فضاهای بزرگ عمومی مثل سالن بیمارستان‌ها و تالارها را ضدعفونی کند.
حمید حق‌طلب در طول سال‌ها قرائت قرآن، هدایای مادی و معنوی بسیاری دریافت کرده است، اما بزرگ‌ترین آرزوی او رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن است. می‌گوید: چندین سال قبل که در یکی از جلسات قرآنی در حال تلاوت قرآن بودم، یکی از حاضران در آن مجلس تشویقم کرد و هزینه یک سفر زیارتی به کربلا را به عنوان هدیه به من داد، به برکت قرآن این سفر زیارتی نصیبم شد و توانستم در کنار حرم امام‌حسین(ع)، امام علی(ع) و دیگر عتبات مقدسه کشور عراق به تلاوت قرآن بپردازم اما هنوز آرزومند رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن هستم.
بزرگمهر عماد حقی متولد سال 1388 است. از دو ماهگی که نابینایی او اثبات می‌شود، مادر اراده‌اش را محکم‌تر از قبل می‌کند تا فرزندش را طوری بار بیاورد که با پشتکار، موانع را از سر راهش بردارد. اکنون بزرگمهر 12سال دارد و فراتر از آنچه مادرش تصور می‌کرده پیش رفته است. رتبه اول مسابقات استانی پوستر در آموزش و پرورش را کسب کرده و علاوه بر آن با تسلط به برنامه‌نویسی bgt توانسته بازی‌های صوتی جذابی بنویسد. او همچنین تا حد زیادی به زبان انگلیسی مسلط است.
کرونا همه ما را غافلگیر کرد اما به‌تدریج بر شرایط سخت موجود مسلط شدیم، با تلاش شبانه‌روزی همکاران و معلمان، تا حدودی توانستیم کمبودهای آموزش در شرایط سخت کرونا را جبران و از افت تحصیلی و عقب‌ماندگی درسی دانش‌آموزان جلوگیری کنیم.
متن ادبی‌ شاهرخ ترکمن‌زاده امسال در جشنواره طرح خوانا رتبه دوم ناحیه6 را از آن خود کرده و به مرحله استانی راه یافته است. حالا خانواده متوجه شده‌اند فرزندشان در زمینه نوشتن متون توصیفی استعداد دارد. او در این متن ادبی گزارشی توصیفی از ماجرای سفرش به اصفهان نوشته است.
در تمام بازی‌های دوران کودکی نقش معلم را داشتم و آرزویم این بود که معلم بشوم. آنقدر تلاش کردم تا به این آرزویم رسیدم. ما نابینایان برای اینکه بتوانیم موفق شویم زحمت می‌کشیم، خیلی بیشتر از افراد معمولی. ما هم مانند سایر افراد جامعه هستیم و نباید شهروندان فرقی بین ما و خودشان قائل باشند.
سحر مرادی در خاطراتش به مسابقه‌ای اشاره می‌کند که در آن بازیکن و مربی بوده و با بدشانسی 3بازیکنش آسیب دیده بودند و او امکان تعویض نداشته است. مرادی می‌گوید: 3دقیقه مانده بود به پایان بازی و 30 امتیاز عقب بودیم. من آنجا با خودم گفتم 3دقیقه خیلی زیاد است و اگر بخواهیم، می‌توانیم نتیجه را به نفع خودمان تغییر دهیم.
معاون اجرایی مدرسه المهدی شهرک شهید رجایی بیشتر از 10دقیقه نباید روی پاهایش بایستد، با این حال هر روز به مدرسه می‌آید.
سارا آنچنان بخشنده بود که همیشه آنچه داشت می‌بخشید. صفت بارز او مهربانی بود و نه‌تنها به انسان‌ها بلکه با حیوانات نیز مهربان بود. او فعالیت‌های خیرخواهانه بسیاری مانند کمک به کارتن‌خواب‌ها و کودکان کوره‌‌های آجرپزی داشت. برای پسربچه‌ای دست‌فروش در خیابان کتاب درسی و یک ترازو خریده بود و در درس‌هایش به او کمک می‌کرد. بعد از رفتن سارا به یک خیریه کمک کردیم و مسئول خیریه نام او را از ما پرسید. وقتی جواب دادیم بسیار ناراحت شده و اشک ریخت. او به ما گفت که سارا یکی از همیاران آنجا بوده است.
پرنیان بکائیان یکی از دانش‌آموزان موفق مدرسه حضرت زینب(س) مصلی‌نژاد است که توانسته در المپیاد ریاضی سنگاپور مدال طلای مرحله اول مسابقات را به دست آورد. او از چهارسالگی، ساعت‌ها روبه روی تلویزیون می‌نشست و برنامه‌های علمی را گوش می‌داد. اکنون نیز با یک سال جهشی خواندن در مقطع چهارم درس می‌خواند.
خانواده‌های 3تن از دانش‌آموزان کلاس اول توانایی خرید گوشی تلفن همراه هوشمند را نداشتند و با ادامه این روند دانش‌آموزان از درس و مشق خود عقب می‌افتادند. آگاهی از این موضوع برایم به دغدغه فکری تبدیل شده بود، در نهایت از طریق فضای مجازی و گروه تلگرامی خانوادگی و دوستان اعلام کردم که برای تهیه سه گوشی اندروید برای دانش‌آموزان کلاسم نیازمند به کمک مالی هستیم. به دنبال این درخواست در مدت زمان اندکی مبلغ 10میلیون تومان فراهم شد.
کودکی که در سن کم ورزش می‌کند زمینه رشد بهتری هم دارد، ما می‌گوییم کودک تا سن 9سال فقط بازی کند اصلا بچه تا این سن آموزش ندارد و کودک باید در بازی کردن چیزهایی را یاد بگیرد. 9 تا 12سال هم بچه‌ها ورزش می‌کنند، ولی باز هم به لحاظ علمی، نباید تخصصی ورزش کنند به حدی که فقط ورزش را تجربه کنند تا انتخاب رشته‌ای را که می‌خواهند با تجربه انتخاب کنند و تأثیر ورزش کردن از سن کم، هم بر رشد و تقویت هوش هیجانی و هم رشد قد مثبت است.
خیابان دانش‌سرای شمالی بخش کوچکی از محله سعدآباد است که در دل خیابان‌های آبکوه و مجد قرار گرفته است. انبار کتاب آموزش و پرورش در خیابان دانش‌سرا قرار داشت. در دهه شصت که کتاب درسی کم بود دانش آموزان مناطق حاشیه شهر، حواله کتاب به دست، به این خیابان می‌آمدند. پشت در انبار کتاب صفی از دانش آموزان در هوای سرد پاییزی جمع می‌شد.
ما مردمی هستیم که آن‌قدر در طول تاریخ درد داشته‌ایم که به شعر پناه آوردیم. اگر شعر این‌قدر در مردم ما قوی است به دلیل این است که زائیده دردهایمان است. اگر شعر این رسالت مرهم‌گونه و آرامش‌بخش را نداشته باشد به چه دردی می‌خورد؟ ما در کشوری هستیم که از بالاترین مقامش که رهبرش باشد شاعر است تا کارگر خیابان و تاکسی‌دارش زمزمه‌های شاعرانه دارند. پس همه شعر را می‌فهمند و شعر می‌تواند جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کند.
به محض اینکه دست راستش قطع می‌شود، «اسماعیل» از دستگاه جدا شده و نجات پیدا می‌کند. دو نفر از حاضران در صحنه از حال می‌روند، اما شیرخانی که تازه از جبهه آمده و زخمی‌های بدتر از او را دیده، خونسردی‌اش را حفظ می‌کند و اسماعیل را در وانت می‌گذارد و به بیمارستان می‌رساند. از بیمارستان تربت حیدریه او را به بیمارستان امدادی مشهد می‌آورند. در طول این مسیر «اسماعیل» به این موضوع فکر می‌کند که از این پس با یک دست چه کند؛ چطور زندگی‌اش را بگذراند.
وقتی می‌توانیم با مواد دورریز بهترین وسایل را درست کنیم که حتی بازار فروش خوبی داشته باشد، چرا این کار را نکنیم؟! به‌خصوص که الان به دلیل شرایط کرونایی فرصت زیادی برای ماندن در منزل داریم. ساخت وسایل تزیینی از مواد دورریز علاقه می‌خواهد که علیرضا عبدا...زاده، نوجوان محله شهید قربانی، آن را دارد. کافی است شیئی را یک بار ببیند و در ذهنش تصور کند و فوری آن را بسازد.
سال پیش مریم محمدی در پایه سوم دبستان شهید میراب شهرک طرق مشغول به تحصیل شد. او در سال تحصیلی گذشته با مشاهده رفتار پرخاشگرانه یکی از دانش‌آموزان خود تصمیم می‌گیرد به او کمک کند و پس از 5 ماه‌ تلاش و پیگیری مستمر، نتیجه می‌گیرد. پس از آن این معلم تصمیم می‌گیرد درقالب یک پژوهش ماحصل اقداماتی که برای دانش‌آموزش انجام داده است به نگارش در بیاورد.