غلامرضا سراج علیایی که حالا پنج سالی میشود از دنیا رفته، تمام عمر تیشه دستش بوده و سنگهای صحنوسرای حرم امام رضا (ع) را تراشیده. شروعش از پنج شش سالگی بود.
تقی غفوریان در طول ۴۸ سال گذشته بزرگترین طاق نصرت انتظار در مشهد و شاید ایران را ساخته است. اهالی ابومسلم ۱۲ نیمهشعبان منتظر آمدن حاجتقی هستندتا با این پیرمرد ۷۰ ساله میلاد موعودشان را جشن بگیرند.
هدیه جهانبخش، هنرمندی که عشقش به ایران را با آبرنگ به تصویر کشیده، دختری ایرانیالاصل است که نیمی از زندگی خود را در آلمان سپری کرده، اما عشق به وطن دوباره به ایران بازگشته است.
الهه پژوهي، بازيگر و دوبلور محله شفا میگوید: با وجود فضای سنتی محله، خانوادهام حساسیتهای مرسوم را نشان ندادند؛ مرحوم پدرم که از خیاطهای معروف مشهد بود، مشوق اصلی من برای ورود به عرصه تئاتر بود.
بهاره تاج بخش داستاننویسی که رتبه برتر جشنواره فانوس را به دست آورده میگوید: وقتی فهمیدم نمیتوانم مثل آدمهای دیگر زندگی کنم، تصمیم گرفتم بنویسم، هرچند برای نوشتن هم دستم به قلم نمیرفت.
جواد قنبرپور میگوید: تحصیلات آکادمیک ضروری است، اما ۹۹ درصد از کار را پای دیوار یاد میگیریم. بسیاری از نقاشان برجسته کشورمان ممکن است وقتی پای دیوار قرار گیرند، نتوانند آن را انجام دهند.
محمدعلی قاسمی که ۲۸ سال است بوی کبابش در خیابان عامل پیچیده میگوید تا به حال پیش به اداره بهداشت باز نشده است.
رامین میلانی هرچند جوان است، لطف و صداقت قدیمیها را به زرق و برق و شیرینیهای دنیای مدرن امروز نفروخته و علاقه وی به سنتور و موسیقی سنتی خود گواه این امر است.
سر نخ یکی از گلهای روی پارچه را که بگیری میرسی به کاشانی ۱۲ و مغازهای که چرخش همیشه کوک است؛ کوک کوک. از خود عباس پوریزدیان، گلدوز ۶۳ ساله این مغازه که بپرسی میگوید «همهاش قسمت بود».
سيدعلي اسحاقي میگوید: در بسیاری از این سفرهای ورزشی برخورد مردم و بهویژه ساکنان شهرها با گروههای دوچرخهسوار بسیار نیکو بود تا آنجا که مردم هر شهر از ما دعوت میکردند در جمع خانوادهشان حضور یابیم.
سعید بصیرت میگوید: خط معراج از ترکیب هفت خط ثلث، نسخ، کرشمه، کوفی، طغری، ریحان و معلا تشکیل شده است و بیشتر جنبه زیباشناسی دارد و در محیطهای گرافیکی نمود بیشتری مییابد.
محمدرضا نوروزی، طراح و سازنده اِلمان «هشت قاب تا حیات خورشید» است. این نشان شهری ماندگار در سال ۱۳۹۳ در ابتدای بولوار جمهوریاسلامی نصب شده است و در مسیر مسافرانی خودنمایی میکند.
«طاهره مستنبط» هنرمند معرق کار محله بهشتی زمانی طولانی به کار خیاطی مشغول بوده و حالا در مجتمع زیستخاور، هنرش را درزمینه معرقکاری درمعرض دید مردم قرار داده است.
الهه عامری، جوان محله کویپلیس میگوید: نخستینبار که با آبرنگ کار کردم، متوجه بیمرز بودن رنگها در این سبک نقاشی شدم و همین موضوع، برایم جذابیت ایجاد کرد.
فاطمه باقرزاده درکنار داشتن استعداد هنری در خیاطی، پشتکار و ممارست بیش از اندازهاش و بزرگ بودن هدف در ذهنش بوده که اکنون به الگویی برای بیشتر خانمهای محله تبدیل شده است.
امیرطاها توحیدی توانسته مقام اول مسابقات مداحی آموزشوپرورش ناحیه ۲ مشهد را در سال ۱۴۰۱ کسب کند. میگوید: دلم میخواهد بتوانم در حرم امامرضا(ع) و امامحسین(ع) مداحی کنم.
علی اکبر عباسنژاد اولین کار مستقل خود را با کاشی کاری رواقهای اضلاع مختلف صحن گوهرشاد آغاز کرد و بعد از آن کاشی کاری داخل آرامگاه فردوسی را به دستش سپردند.
نویسنده مشهدی یکی از آثار پرفروش سینماهای کشور میگوید: «پول وپارتی» شبیه هیچ کدام از فیلمهای درحال اکران یا آثاری که در چند سال گذشته در سینمای ایران دیده ایم، نیست.
نسیم و نجمه خواهران دوقلو هستند که هر کدام به تنهایی ۵۷ رشته هنری را از کودکی تاکنون آموختهاند که بیشترشان ابداعی خودشان است و حالا این هنرها را در اختیار هنرجویانشان میگذارند.
فاطمه بارویی میگوید: از همان بچگی که دائم با مدادرنگیهایم سرگرم بودم. توی اینترنت میگشتم و تصویر موردعلاقهام را دانلود میکردم، میگذاشتم مقابلم و میکشیدم.