هنرمند - صفحه 24

رضا عطاران زاده محله کوشش مشهد است. کوچه‌پس‌کوچه‏‌های گاراژدار‌های قدیم به ویژه کوشش ۱۹، هنوز هم بوی بازی‌ها و قهقهه‌های خاص رضا را به‌خاطر دارند.  
احمد غایتی تعریف می‌کند: در اردوی زیارت‌اولی‌ها باید در یک روز ۲۵ خبر کار می‌کردیم. دوست داشتم با سرعت عمل کنم، اما نمی‌شد هم‌زمان با مصاحبه، تنظیم هم داشته باشیم. برنامه که تمام شد، از ۱۲ شب شروع کردیم و تا ۴ صبح نوشتیم.
 استاد محمد یگانه «بخشی» است و بخشی‌ها از همان‌هایی هستند که با ساز و آواز، آداب و رسوم ایل را سینه به سینه و نسل به نسل به دنیای امروز رسانده‌اند.
جواد گنجعلی شاعر مشهدی است که تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی‌ارشد مشاوره  ادامه می‌دهد و حالا علاوه بر آموزش و پرورش در یک مرکز مشاوره مشغول کار است.
رزیتا پُراتعلی در تولید قند و نبات با طعم‌ها و شکل‌های فانتزی و متفاوت فعالیت دارد و علاوه بر تولید محصولات جذاب، با برگزاری دوره‌های آموزشی، بانوان زیادی را نیز در این مسیر توانمند کرده است.
اگر گذرتان به بازار جنت افتاده باشد، حتما فرهنگ‌سرای بهشت و بازارچه مشاغل سنتی آن را دیده‌اید، بازارچه‌ای که از مرحله طراحی تا اجرای آن را جواد نژادحسین برعهده داشته است.
شرکت در یک رقابت ملی برای امیرعلی نظام، پر از اتفاقات خوشایند بود؛ از کسب رتبه نخست کشوری در پنجمین جشنواره پژوهش‌سرا‌های دانش‌آموزی گرفته تا باورکردن خود. می‌گوید: صفر‌تا‌صد کار را خودم انجام می‌دهم.
ماشاءالله وحیدی، یکی از نامداران نمایش سنتی یا به‌اصطلاح تخت‌حوضی است. ذهن بسیار خلاق او می‌توانست در هر لحظه از نمایش، عنصر خنده‌داری به کار اضافه کند و مردم را بخنداند.
نمایشی که رضاپور را در چهارده‌پانزده‌سالگی به رادیو کشاند، یک خوش‌شانسی بزرگ بود. استاد صلاحی صدا و بازی‌اش را که دید، پیشنهاد داد بیاید برای رادیو برنامه اجرا کند. از روز‌های آخر دهه ۳۰ تا زمانی‌که جان داشت، بچه رادیو بود.
موسویان می‌گوید:یکی از دلایلی که فکر می‌کنیم شاهنامه سخت است، همین متون نقالی هستند. می‌نشینیم و چیزی نمی‌فهمیم و تصورمان این است که شاهنامه سخت است، در حالی که کلی مفاهیم نمادین و پنهان دارد!
از حاشیه خیابان امام‌رضا(ع) به سمت حرم که بروید، بار‌ها و بار‌ها با مغازه‌هایی مواجه می‌شوید که افرادی در آنها شما را به گرفتن عکس با نمایی از ضریح مطهر یا حرم دعوت می‌کنند.
حسن شکاری هنرمند قلم زنی مشهد است که ۳۰ سال دراین حرفه کار می‌کند. او از نوجوانی وقتی که فقط ۱۴ سالش بود و کنار پدر در مغازه مس‌فروشی کار می‌کرد، نخستین جرقه‌های هنر قلم‌زنی در ذهنش زده شد.
رضا سجادی صاحب همان صدای آشنایی است که چهارم اردیبهشت سال‌۱۳۱۹ برای نخستین‌بار پشت میکروفن رادیو گفت: «اینجا تهران است؛ صدای ایران». حضور او در رادیو بعدها عاملی برای قرار گرفتنش در سمت‌های مهم سیاسی و اجتماعی شد.
شفای یک بیمار لبنانی مبتلا به سرطان پیشرفته در حرم‌رضوی و سرنوشتش، ماجرایی است که در مستند «من محمدحسن را دوست دارم» روایت می‌شود. سیدمحمد محمدی‌سرشت می‌گوید: تلاشمان این بود که روایتمان شعاری نباشد و به قصه وفادار باشیم.
جواد سنگونی‌ به تمام معنا شیفته موسیقی و خوانندگی بود اما در نهایت از نوشتن و بعد مستندسازی سردرآورد تا این‌که پس‌از ۲۵‌سال خیلی اتفاقی به عشق و علاقه همیشگی‌اش خوانندگی بازگشت و دستاورد‌های خوبی را رقم بزند.
فرزند مرحوم باقرزاده تعریف می‌کند: در زیست سعادتمندانه پدرم، دو ویژگی بارز و چشمگیر وجود داشت؛ اول مطالعه کتاب تا روزی پنج ساعت و دیگری علاقه وافرش به جهانگردی و عشق به کاوش در فرهنگ اقوام ملل که تجربه‌ها اندوخت.
«دوجان» در زبان فارسی قدیم به زن باردار گفته می‌شده است. مثلا می‌گفته اند: همسرم دوجان شده است؛ یعنی دو جان در او وجود دارد: جان خودش و جان بچه. این اصطلاح از به دنیا آمدن و خلقت می‌آید.
سحر شفیعی کار حرفه‌ای را از ۱۰‌سالگی آغاز کرده و با تئاتر «ق مثل قانون» برای نخستین بار بر روی صحنه رفته است و برای اجرای همین نمایش در جشنواره تئاتر کودکان در زاهدان، مقام اول بازیگری را کسب کرد.
مجتمع فرهنگی‌هنری امام رضا(ع)، سال‌۱۳۷۸ با ۱۰ هزار مترمربع مساحت در پارک ملت احداث شده و تعدادی از انجمن‌ها از جمله هنر‌های تجسمی، موسیقی، فیلم‌نامه‌نویسان و... در آن مشغول به فعالیت هستند.
مهدی وقاری شورچه از هشت‌سالگی دوربین به دست دارد و عکاسی می‌کند. او سال گذشته در جشنواره «شهرآسمان» به‌عنوان استعداد برتر عکاسی کشور معرفی شد.