افسانه گوهرنیا معتقد است: اصرار به آموزشدیدن و تجربهای که در حوزه عمل جواهرسازی به دست آورده بودم باعث شد که طرحهای پختهتر و قابلاجرایی بسازم و نظر جواهرسازان خارجی را هم جذب کنم.
مهدی که اکنون در کلاس ششم درس میخواند، سال۱۴۰۲ توانست مقام سوم مسابقات نقاشی آموزشوپرورش ناحیه۳ را کسب کند. میگوید: یکبار وسط کار ناراضی بودم و خواستم رهایش کنم. ولی استاد بهم یاد داده که باید صبر داشته باشم.
گروه موسیقی محلی «دلشیدا»، رکورددار بیشترین اجرای موسیقی محلی و سنتی در کشور است، وجه مشترک اعضای گروه این است که برای کسب درآمد موسیقی اجرا نمیکنند، بلکه هدفشان شادکردن دل مردم است.
تکتم وظیفهدان خوشنویسی است که برای خلق آثارش چله مینشیند، بزرگ شده محله دروی است و همسرش مکانیکی دارد که اتفاقا بزرگترین مشوق تکتم در هنرش است.
آنچه محمد هنرورنژاد معروف به «قیچیطلایی» در محله عباسآباد را از همصنفانش متمایز میکند، جملهای است که پشت شیشه مغازه درج شده است؛ اینکه اصلاح مو در این آرایشگاه برای نیازمندان، رایگان است.
حاج محمود، هیچگاه دنیایش را با مدح ائمه اطهار معامله نکرد. روزی که در ۸۷ سالگی از دنیا رفت، نه فقط یک پیرِ نوحهخوانِ پیشکسوت که یک گنجینه معنوی بیتکرار به آغوش خاک سپرده شد.
نفس نعمتی از کودکی آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده است و در دوره مقدماتی المپیاد بینالمللی زبان انگلیسی امتیاز عالی کسب کرده و بهزودی در مرحله دوم آن شرکت خواهد کرد.
رمضان معمّر و مجید سلطانی دو استاد سنگتراشی هستند که درمیان همکارانشان به «دوقلوهای سنگی» شناخته میشوند. معمٌر در کارنامهاش، ثبت جهانی دیزی سنگی را دارد و سلطانی هم سابقه صنعتگر نمونه استانشدن را.
الهه پژوهی، صداپیشگی و گویندگی بیشاز ۱۰۰ فیلم، سریال و پویانمایی و مستند و بازی در بیشاز ۵۰ نمایش و چیزی در همین حدود سریال و فیلم کوتاه و سینمایی و تلهفیلم را به کارنامهاش افزوده است.
حسین شبرنگی، بانی هیئت علیاکبر (ع) است و هرساله در مناسبتهای مختلف مذهبی در منزلش، مراسم عزاداری و سینهزنی برپا میکند. او را میتوان قدیمیترین ذاکر اهلالبیت (ع) و مصیبتخوان محله زارعین دانست.
این بانوی هنرمند میگوید: یکسالونیم فکر میکردم که این هنر را چطور به مشتریهای شهرنشین عرضه کنم تا اینکه ایده ساخت کیفهای ترکیبی، متشکل از هنر چرمدوزی و حصیربافی به ذهنم رسید.
سیدجلال شمسینژاد شاگردی را از رواق دارالسیاده آغاز کرد اما بعد از دو هفته، آنقدر خوب پیش رفت که استاد حبیبالله خوش دست دربارهاش گفت: «انگار خدا تو را برای این کار آفریده است!»
احمد فخرصباحی، قاتل مرموز، باهوش و خطرناک سریال مزد ترس بود که تماشاگران سریال را بیپلک زدن، به دیدن باقی ماجرا ترغیب میکرد.
از روزی که حسن لاهوتی دست به نوشتن و ترجمه برد، تا آن اسفندماهی که سرانجام بر اثر بیماری سرطان ریه چشم از جهان فروبست، شمار مقالاتش از پنجاه فقره گذشت و دستنوشتهای ارزشمند او در مجلات جاودانه شد.
آخوندپور فیلمهای بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همهی آنها در شبکههای سراسری پخش شدهاند. میگوید: بهدنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنویاش یا یکی از قصههای شاهنامه کار کنم.
محمد رسولی پور میگوید وقتی از دل ایران مهاجرت میکند به قلب آمریکا، «ایرانی بودن» بیشتر خود را به رخش میکشد و همین باعث میشود تا بیش از پیش تلاش کند ایران و تاریخ و فرهنگش را بشناسد و بشناساند، و رجوع میکند به هنر خودش.
سیدسبحان نعمتی میگوید: ششساله بودم که مقام اول روخوانی را در مسابقات روخوانی قرآن بهدست آوردم. این مسابقات بین مهدهای قرآنی مشهد برگزار شده بود.
در آموزشگاه فرزانه نخعی، هنر تنها یک شغل نیست؛ بلکه یک سفر بهسوی کشف و بیان خویشتن است؛ سفری که در هر بوم و در هر درس، به هنرجویان منتقل میشود و آنها نیز با اشتیاق و انگیزه، راه مربیشان را دنبال میکنند.
حجت ریحانه، مدیرعامل جوان استودیو «باباردو» از استان خراسان رضوی (مشهد) که با سه بازی در جشنواره بازیهای رایانهای «فجر» شرکت کرده بود، توانست چهار عنوان کسب کند.
سیدمحمدرضا قاسمی میگوید: خوشنویسی در خانواده مادریام، ارثی است و استاد سیدغلامرضا موسویخطاط، از پیشکسوتان خوشنویسی ایران و از بنیانگذاران انجمن خوشنویسی خراسان، دایی مادرم است.