حسن وظیفه 12آلبوم عکس و 2000 عکس سیاه و سفید و رنگی دارد که تمام عکسهایش را خودش گرفته است. او با دوربین به جاهای بسیاری سفر کرده است. گاهی در محل کار همراهش بوده و گاهی در جبهه و جنگ. هریک از عکسها حرفی برای گفتن دارند. او ما را با هر عکسی به همان زمان میبرد و ادامه میدهد: «تمام روزهای جنگ برایم خاطره است هم تلخ و هم شیرین. هرگاه میتوانستم از آن صحنهها عکس میگرفتم. هنوز هم بعضی از عکسها را برای افراد داخل عکس ارسال میکنم.»
محله
ارشاد
محله ارشاد نسبت به سایر محلات منطقه یک، از فضای سبز بهتری برخوردار است. سال ۱۳۵۰ که کلنگ ساخت آپارتمانهای چند صد واحدی محله ارشاد زده شد، بهجز شهرک اکباتان تهران، نمونه دیگری در خاورمیانه برایش نبود. این آپارتمان را آستان قدس رضوی با همکاری دو شرکت ایتالیایی و فرانسوی ساخته است و بهدلیل تعداد واحدهای آن به ششصددستگاه معروف است.
حدود نیم قرن از آن روز میگذرد که قرار شد نخستین مجموعه آپارتمانی مشهد با نام ششصددستگاه در ظاهر برای استادان دانشگاه ساخته شود. این آپارتمانها از سوی آستان قدسرضوی، با همکاری دو شرکت ایتالیایی و فرانسوی و نظارت مهندس مهدیزاده در زمان استانداری ولیان و شهرداری محمد رهبر ساخته شد و به دلیل تعداد واحدهای آن این محله به ۶۰۰ دستگاه معروف شد و در واقع به گاردیهای رژیم پهلوی واگذار شد. گفتوگو با فاطمه نوروزیفرد از اولینهای ساکن در محله ششصد دستگاه حاوی روایات خواندنی از این محله است.
کوچه هجرت در محله ارشاد از سمت شمال به خیابان ارشاد، از جنوب به خیابان دستغیب، از شرق به خیابان شهید صادقی و از غرب نیز به خیام جنوبی راه دارد. همجواری با این خیابانها و مدارس موجود در آن سبب شده است تردد بیشتری در هجرت نسبت به سایر کوچهها برقرار شود. شرکت سهامی آب منطقهای خراسان رضوی نیز در این کوچه وجود دارد.
خیابان ارشاد در محلهای به همین نام واقع شده و از یک سمت به خیام جنوبی و از سمت دیگر به خیابان شهید صادقی منتهی شده است. این محدوده به دلیل داشتن فضایسبز و همچنین وجود ارگانهای دولتی یکی از خیابانهای شناختهشده شهر محسوب میشود. محوطههای 512دستگاه و 600دستگاه و 2بوستان «مهر» و «ماه» فضایی برای استفاده از وسایل ورزشی، تفریح و حتی عکس گرفتن بهویژه در فصل خزان برای شهروندان مهیا کرده است.
زندگی سمانه احسانینیا سه قصه متفاوت دارد. یکی قصه زندگیاش تا آخرین روز سال 1383، دیگر قصه زندگیاش در همان دوران و مشکلات روزها و ماههای اولیه قطع نخاع شدن و قصه سوم که به نظر میرسد الهامبخشترین قصه زندگی او برای ما باشد مربوط به سالهایی است که در آسایشگاه فیاضبخش زندگی کرده است. خودش اینگونه شرح میدهد: «در آسایشگاه فیاضبخش زندگی کردن روحیه آدم را متفاوت میکند. دیدن تلاش و فعالیت بچههای آنجا و خلوتی که با خدای خودم داشتم خیلی مرا به این فکر فرو برد که باید چه کاری برای ادامه زندگی جدیدم انجام دهم.
به دلیل مسائل اقتصادی هنر جزو اولویتهای اول مردم نیست و بیشتر مشکل هنرمندان فروش آثارشان است. در حال حاضر هنرمندان هم باید به خلق اثر هنری خود بپردازند و هم به راههای فروش فکر کنند. درحالیکه هنرمند باید هنرمند باقی بماند و فقط به خلق اثر توجه داشته و دغدغه فروش نداشته باشد بنابراین بهترین راهحل این است که در شهرها مکانهای دائمی و مشخص باشد که هنرمند بتواند کارهایش را به نمایش و فروش بگذارد.
او هنرمند اصیل خراسانی است. شاهنامه و اوسنههای مشهدی اساس نقاشیها و تصویرسازیهای سید طاهر موسوی است. او بهسختی راهش را باز کرده و بدون راهنمایی و مشاوره، پلههای ترقی را طی کرده و در حال حاضر معلم و استاد دانشگاه است. سید طاهر دغدغه زمین و طبیعت را دارد و همیشه تقابل خیر و شر را به تصویر کشیده است. خیر و شری که جایی طبیعت و آسیبزدن به آن است و جای دیگر رستم و برادرش .اثر اوبا نام « مرگ رستم»در جشنواره دوسالانه ملی نقاشی فردوسی« جشنواره شهرداری مشهد» با307 اثر دیگر رقابت کرد و توانست مقام سوم جشنواره را کسب کند. ساعتی با او گپ زدیم و حرفهایش را بیرون از تابلوی نقاشی شنیدیم.