امام رضا (ع) - صفحه 23

هنری که از خودش به یادگار گذاشته یکی، دوتا نیست تعدادش آن‌قدر زیاد است که تک‌تک آن‌ها را به خاطر ندارد. بسیاری از خیران، هنگامی که برای ساخت مسجد به اداره اوقاف مراجعه می‌کنند، سیدعبدالله بیک‌زاده برای خطاطی کاشی‌کاری‌ مسجد به آن‌ها معرفی می‌شود. مساجد بسیاری از شهر امضای او را دارند و در کارنامه‌اش خطاطی آرامگاه بی‌بی شطیطه نیشابور و مساجدی در کشورهای آلمان، مالزی و هندوستان را نیز دارد. اما در میان همه این هنرمندی‌ها، کاری که برای ساخت پنجمین ضریح امام مهربانی‌ها انجام داده را افتخاری برای خودش و نسل‌های بعد از خودش می‌داند: هر بار که برای زیارت مشرف می‌شوم و ضریح را می‌بینم، به خاطراین توفیق خدارا شکر می‌کنم.
مرحوم حاج‌استاد محمدحسین حجارحسینی زنجانی مانند دیگر اجداد ما در کار سنگ و حجاری بود. او که از اواخر دهه1290 تا پایان عمرش خادم حرم‌مطهر ماند، یک شب خواب می‌بیند که در شاندیز سنگی ارزشمند پیدا کرده و آن را به حرم‌مطهر داده‌ است. در همان زمان موضوع را با اسدی، نایب‌التولیه آستانه‌، در میان می‌گذارد و به او می‌گوید که قصد دارد از هنرش بهره ببرد.
این کوچه ترکیبی است از چند خانه قدیمی که در میانشان ده‌ها آپارتمان و هتل نوساز نیز به چشم می‌خورد. نامش در کلام پیرهای محل «حوض‌خرابه» است. محمد احمدی که 57سال پیش در همین کوچه به دنیا آمده، حوض‌خرابه را ندیده است، اما نقلش به خاطرات مرحوم پدرش برمی‌گردد و می‌گوید: «محل کنونی هتل گلشن در حدود صد سال پیش حوض‌خرابه بود.»
این روزها به این عطر و بوی غذا در حرم مطهر، بوی نان تازه بربری هم اضافه شده‌است؛ بویی که از نخستین نانوایی راه‌اندازی‌شده حرم‌مطهر بلند می‌شود و خبر از گذاشتن نان تازه و داغ سر سفره مهمان‌سرا برای زائران آقا را می‌دهد.
قصه پاکبان پاکدست شهرمان که می گوید حتی در هفت سال دست و پازدنش در اعتیاد، به مال مردم دست درازی نکرده است، به روزهای سخت خود رسیده است، روزهایی که با تمام در به دری هایش مقدمه آشتی دوباره او با امام مهربانی ها شد؛ « چابهار، ایرانشهر، ... برای کارگری به شهرهای مختلفی رفتم. مدتی بعد که به مشهد برگشتم، شب ها را در خانه های نیمه مخروبه می گذراندم، گاهی هم در خانه بقیه مصرف کننده ها.
حرم مطهر رضوی به عنوان آخرین پناهگاه مردم این دیار همیشه کانون وقایع و رویدادهای مهم و سپر بلای آن‌ها بوده است. این را می‌توان در گلوله‌باران‌ و حمله‌های مکرر به آن در بزنگاه‌های مهم تاریخی دید. در جنگ جهانی اول و پیش از آن، در قیام مسجد گوهرشاد، در سال 1314 و روزهای مبارزاتی مردم به سال1357 که تلخ‌ترین آن‌ها 29آبان همان سال رخ داد و نه‌تنها مشهد که همه ایران را تا چند روز بعد در عزای عمومی فرو برد.
امیرسام شرکت، نوجوان دهه‌هشتادی است که در کلاس دهم رشته ماشین‌افزار هنرستان‌ شهیدمهدی‌زاده در خیابان آیت‌الله بهجت درس می‌خواند. آنچه او را خاص می‌کند، غنچه اشتیاقی است که از کودکی میان او و دوچرخه جان گرفته و اکنون به ثمر نشسته است. او یک ماه پیش در مسابقات کشوری رده سنی نوجوانان متولد1386 رتبه نخست دوچرخه‌سواری کوهستان را کسب کرده است تا از هم‌اکنون گزینه حضور در تیم‌ملی جوانان ایران باشد.
حسن توکلی، عکاس پیش کسوت مشهدی که او را بیشتر با عکس های حرم و زیارت می شناسیم، از بعد بازنشستگی اش از آستان قدس رضوی در سال 89، به عنوان عکاس باشی این آستان، بیشتر وقتش را در اتاق سبز می گذراند. این عنوانی است که او به اتاق کاری که در منزل دارد داده است؛ اتاقی که در واقع نمایشگاهی دائمی است از عکس هایی که در طول سی سال خدمتش در مجموعه حرم مطهر رضوی گرفته است و بیشتر آن ها را به صورت ترانسپارنت و در قاب های نفیس بزرگی چاپ کرده و بر درودیوار پوشیده شده از پارچه های سبز نصب کرده است. اتاق سبز عکاس شبیه هیچ آتلیه‌ای نیست.
چیزی از فوت پسرش «علی» نگذشته بود که خواب دید: «بانویی با چادر سیاه وارد خانه شد. با تأکید از من پرسید: «تو مادر دو شهیدی؟» تا این را گفت، هراسان از خواب پریدم! خبری از کسی نبود. پسرم احمد، برادر بزرگ‌تر مهدی، چند روزی برای مرخصی از جبهه به مشهد آمده بود. خوابم را برایش تعریف کردم.»
محراب‌هایی که به استناد کتیبه‌های حک شده بر کاشی‌های زرین‌فام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته‌ و در دوران‌های مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شده‌اند. در این میان اما محراب‌های زرین‌فام ساخته شده به دست خاندان محمدبن‌طاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبه‌های برجسته زرین و لاجوردی تزیین شده‌‌اند.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانی‌ترین کوچه‌های منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچه‌ای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته می‌شد؛ مردی مردم‌دار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه به‌دلیل باریک و پرپیچ‌وخم‌بودن و همچنین طولانی‌بودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
چادرش را روی سرش مرتب می‌کند و با همان نفس‌های منقطعش، می‌گوید: به‌خاطر قلبم دارو مصرف می‌کنم و صبح‌ها دیرتر بیدار می‌شوم. با صدای ناگهانی زنگ دچار اضطراب شدم. تصمیم می‌گیریم زمان دیگری برای مصاحبه برویم که پدر شهید سه صندلی برایمان می‌آورد تا بنشینیم. در آن هوای ابری و پاییزی، چه بهتر از اینکه زیر درخت انگور که یک‌درمیان برگ‌هایش ریخته بنشینیم. هنوز صحبتمان را شروع نکرده‌ایم که پدر شهید باز هم خجالتمان می‌دهد و با یک سینی چای داغ به حیاط می‌آید.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی این مکان در نزدیکی مراکزی مانند بازار بزرگ اطلس و پمپ بنزین و پایانه مسافربری امام رضا(ع) قرار گرفته است. آن‌طور که اهالی محله می‌گویند تا قبل از پیروزی انقلاب به‌واسطه قرارگیری میدان «ضد» خیابان اصلی که در حال حاضر امام رضا(ع) است به نام ضد شناخته می‌شد و خیابان‌های منشعب هم به نام اول ضد، دوم ضد نام‌گذاری شده بود. این خیابان هم به نام بیست و یکم ضد شناخته می‌شد.
«جعفر آقا» که امروز می‌خواهیم از خاطراتش برایتان بگوییم آن‌قدر عاشق فوتبال است که در دوران دفاع مقدس و حتی عصر روز ازدواجش هم نتوانسته از ورزش و علاقه‌اش چشم‌پوشی کند. «جعفر تقی‌زاده» متولد محله امام رضا(ع) از آن روزهایی برایمان تعریف می‌کند که در کنار دفاع از میهن، حواسش به ورزش بوده و آن را کنار نمی‌گذارد.
اکنون 42سال از آن‌زمان می‌گذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترسازی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سال‌ها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، هم‌صحبت شده‌ایم.
بررسی سفرنامه ها و کتب تاریخی نشان می دهد که پیشینه استفاده از فرش در حرم مطهر رضوی به پیش از دوره صفویه بازمی گردد.
آن‌طور که آقای ایمانی، از قدیمی‌های کوچه، می‌گوید: بیش‌از صدسال قبل بیشتر ساکنان کوچه یزدی بودند. آن زمان چون این کوچه نسبت به کوچه‌های مجاورش آفتاب‌گیرتر بود، آن‌ها نام آفتاب را روی آن گذاشته بودند. البته این کوچه امروز به‌نام شهید محمدآبادی خوانده می‌شود.
روی در و دیوار نگارخانه تابلوهای مختلف خطاطی را می‌توان دید. برخی تابلو‌ها ترکیبی از خط و نقاشی هستند. ترکیبی زیبا که روش این هنرمند نقاش است. ورود او به عرصه هنر با خطاطی و از دوران کودکی شروع شده است. حامد محمدیان خراسانی خطاط ساکن محله راهنمایی است او تا کنون 5نمایشگاه اختصاصی در تماشاخانه میرک داشته است.آثار محمدیان در جشنواره نشانه های مسجد حکیم اصفهان، جشنواره رضوی و...مقام آورده است.
سعید دولابی، کسی که در بیست‌و‌دو سالگی دچار نابینایی می‌شود وبعد از گذران ‌یک دوره افسردگی تصمیم می‌گیرد بهترین خودش باشد. 30سال مدیریت نمونه مدرسه نابینایان امید، کارشناسی‌ارشد رشته روان‌شناسی،‌ تألیف‌ و ابداع در حوزه روش‌های نوین آموزش‌ ریاضی و هندسه برای نابینایان برای نخستین‌بار در کشور، صعود به بلندترین کوه ایران‌ دماوند ‌ از افتخارات شهروند محله فرامرزعباسی ‌‌‌است که نابینایی را به سخره گرفته است.
از زمانی که اطراف بالاخیابان را باغ‌ها پر‌می‌کردند، خیلی سال گذشته‌است و امیرحسن میری برای گفتن از قدیم کوچه به همین باغ‌ها اشاره می‌کند: در دهه1330 وقتی قبض آب به خانه ما در کوچه بینادل می‌آمد، در قسمت نشانی نام باغ اعتضاد همراه با پلاک و فرعی نوشته شده‌بود. گویا در گذشته‌های دور این محدوده باغ‌های اعتضاد رضوی‌ها بود.